|
اهمیت هجرت
اگه عربها به اندازهی ایرانیها به آغاز سالشان اهمیت میدادند، امشب را باید جشن گرفته وشادی میکردند(خداراشکر که چنین رسومی ندارندوگرنه این هم به دامنهی اختلافات ما باایشان افزوده میشد)
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 13:56  توسط الیاس پهلوان
|
۲۹اسفندورابطه آن با ما
به واسطه ی برنامه ی که تدارک دیده شده ُ مجبورم سرکارباشم .تازه وقت نماز دیدم اطاقهای اطراف وسالن کسی نیست. بعد یک لحظه توقف به خاطرآوردم که امروزتعطیل رسمی است و بی درنگ برای نهیب خود وجلوگیری ازآلزایمر تاریخی بیشتر ُ نوشتم که این روز را درخاطرسپرده باشم . گرچه این تعطیلی تحت الشعاع تعطیلات نوروز است ولی باهمین یک روزُ ضمن کسب آمادگی برای عید تعیطیلی کارمندان افزایش می یابد. ازاین بابت هم ازجناب دکترمصدق ممنونیم. کاریزرگی کردنددست اجانب را ازثروت خدادادی ماقطع کردند....ولی چه فایده مارا تنبل بارآوردند.ُ بیش ازیادآوری عظمت ملی شدن نفت به روزتعطیلی آن وثروتی که بی هیچ تلاش نصیبمان می شود فکر می کنیم.به قول هویدا ما آقائیم وخارجیها نوکرما آنها کارمی کنندبرای ما .تازه باهمه ی ول خرجیهایمان بازهم نمی دانیم بااین پولها چه کاربکنیم.هرچه پرتقال وموز وسیب و...برای شب عید آوردیم ولی بازم پولمان زیادی است .کاردیگه ای نمی شه کرد.میریم زمینهای کشاورزی را می خریم چندماه دیگه گرون می شه می فروشیم بااین پول ما هم مثل اون بچه های مش باقر و قلی خان شایدبتونیم کمری وسوناتا و...راکه ازاون ورآبها بی هیچ مشکلی وبدون اینکه دست مونتاژکارهای ما به آن بخوره برایمان فرستاده اندبخریم.اونائی که دیده وسوارش شده اندخیلی تعریفها می کنند. مش باقر که مرد ُ قلی خان هم که پیر شد نمی تونه کاربکنه .پسرای دوتاشونم اصلاکار کشاورزی بلد نبودندُ ُ درطویله سابق قلی خان را بزرگ کرده ُ بنگاهی زده دارند زمینهارا می فروشند.تا حالا که فقط دوهکتاررافروخته اند برا هر پسر یک کمری سفید یخچالی خریده اند. همکارا گفتند ما چه مان ازاوکشاورزا وبچه هاشون کمتره - اینا هموناین که در عمرکارمندی ما ازاداره ی ما وبقیه ادارات نهاده وغیر نهاده می گرفتند.یعنی ازهمین کمکهایی که از ما کارمندهای مزدثابت گرفتند حالانون به نرخ غیرکشاورزی می خوردندوزمینهارامتر متربا چه نازی به ما می فروشند.... ای بابا حسن آقا تاهمینجا بسه .می بخشید که حرفتونو قطع می کنم تواین شلوغی کارو یک بحث مهم نفت چرا ماروبه سمت مسائلی می بری که سوز دوجانبه برایمان داره .ازیک طرف روستائیم ودستی دربخش کشاورزی داریم دلما به حال زمینهای کشاورزی می سوزه وازطرف دیگه پول نداریم که زمین بخریم تا پول دارتربشیم .اینهم یک پارادیم کارمندی است که بین عقده ی خود ووضعیت پیش آمده و وسوسه های مادی روزگار می مونه چه کاربکنه. درواقع دراین نوشته می خواستیم ازمصدق بخاطرخدمات ملیش تجلیل کنیم .با این حرفهاو کارایی که می کنیم ُ تنش توگورمی لرزه .البته اون با همه ی این حرفها واشکالات امروزی نخواهدگفت کاش این ماده سیاه بدبورا خارجیها می بردندتاما بخاطرنداشتن نفت مثل بقیه که نفت ندارندکارکنیم .اوحتما باآگاهی این کارو کرده ومسول وضعیت امروزما وکارهایی که می کنیم هم نیست ..... به صورت برای همه ی مزایای ملی شدن نفت ازآقای مصدق ممنونیم وبرایش فاتحه ای نثارمی کنیم وبه مردم ایران به خاطر این روزماندگاردرتاریخ تبریک می گوئیم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:44  توسط الیاس پهلوان
|
هفته دفاع مقدس
با اینکه یادداشتهای قبلی به حدکمال نرسیده ، وعلی رغم اینکه نوشته های مرسوم درگریوان تاریخ نگاری نیست ولی بعضی اتفاقات ویا وقایع ثبت شده در تقویم ها - بادرجات اهمیت متفاوت – ما را وادارمی می کنندکه حرفی زده ویا بهتربگوییم صفحه ای سیاه نمائیم. |
|