|
قیصر امین پور شاعری که لبخند را به بچه های این مرز وبوم هدیه می داد، ازاین دنیا رفت، نمی دانم حین رفتن خود تبسمی به لب داشت یا اینکه نگران ازناامیدی وتلخکامی نسل امروز ، کوله بارخاطرات وخطرات را بسته به سوی معشوق شتافت . چه می دانم زود رفت یا ... تحصیل حاصل شد یا.... نمی دانم ... زبس بی تاب آن زلف پریشانم ، نمی دانم حبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمی دانم حقیقت بود یا دور تسلسل ، حلقه زلفت؟ هزار ویک شب این افسانه می خوانم ، نمی دانم سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو ولی از نحوه چشمت چه می دانم؟ نمی دانم چو اشکی سر زده یک لحظه از چشم توافتادم چرادر خانه خود عین مهمانم؟ نمی دانم نمی دانم بگو عشق تو از جانم چه می خواهد؟ چه می خواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمی دانم نمی دانم به غیر ازاین نمی دانم ،چه می دانم ؟ نمی دانم ، نمی دانم ، نمی دانم ، نمی دانم قیصر امین پور
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:46  توسط الیاس پهلوان
|
چهار فصل ما
گردش فصلهایمان ازتموز آغاز وبه بهارختم شد . ۱۲ خردادپایان جستجوی نامهاشد.به رویه پدر اسمهای کم استعمال راطالب شدیم .نامهایی که با الف شروع وبه س خاتمه یابند. بهاریه مان درتابستان به نام ادریس آغاز شد.پاییزمان را باحرف تانیث ه در دنبال ؛انیس نامیدیم .زمستان را باکوچ پرستویمان به عشق دیدارخاتم ؛ اویس خواندیم .بااینکه جبرزمان وفقرتوان آتش بسمان داده بود ولی شیوه کهنمان درآرزوی نامی دگر با پسوند ه بود. از قضا بخت یارمان نشد ؛نه نیازی به ه تانیث شد ونه امکانی برای الف وسین پدیدارشد.ازبد روزگار چون پتروس غالی مسیحی دبیرکل سازمان ملل بود بانامهایی که بوی ایرانی نداشت مخالفت کردند وآن شد که مارامسیحا نفسی رسید.به چنین روزی ؛ما ناامید ازانتخابهای پیش ازورودش اورا مسیح بن مریم نام نهادیم .چهارنام درچهارفصل .فصل بهار؛فصل ختام آرزوی نامهای بیشمارمان شد .ماندیم تاگر عمری بودوتوجهی ؛آنچه ازنام نکویان پس انداز کرده ایم به نسلهای بعد ازاین بسپاریم .
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:0  توسط الیاس پهلوان
|
یادوخاطره ای ازمرحوم استادفخرالدین حجازی غیراز گفته هاونوشته هایی درموردمبارزات انقلابی وزندانهای مرحوم حجازی درقبل از انقلاب اسلامی، مااورابا سخنرانی های پرشورش شناختیم.به خاطرشرایط ویژه دهه شصت وتواناییهای ایشان درسخنوری معمولا ازایشان دعوت می شد تابه شهرستانها مراجعه نمایند.خبرفوت این استادمبارز ومردمدار مراهم مانندرسانه های جمعی کشورُ دیر به یادزحمات وتلاشهای قبل وبعدانقلاب ایشان انداخت.نزدیک به دودهه نسبتا فراموش شده بود.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:57  توسط الیاس پهلوان
|
در فاکتورهای توسعه وتوسعه یافتگی کشورها به میزان مصرف کاغذ...اهمیت زیادی داده می شود .کاغذ مصرفی برای نشر کتاب ُ روزنامه و... استفاده می شود.با این وصف از میزان مصرف کاغذ هم سطح مطالعه در جامعه را می توان تعیین کرد. گذشته از این معادله کلیشه ای ولی صحیح واقعیتهای تلخی در جامعه وجود داردکه نشان از کم اهمیتی مطالعه برای اکثریت جامعه است . اولا قاطبه مردم درسبدهزینه ای خود به کالا ومحصولات فرهنگی اهمیتی نمی دهند .ممکن است بهانه گرانی کتاب ونشریات باشد. ولی مبالغی که خانواده ها برای کالاهای دیگری مثل خوراکی های غیر ضرور و...صرف می کنند نشان ازعدم توجه به مسائل فرهنگی ومطالعه است وگرنه بهای کتاب باهمه گرانی ومشکلات معیشتی مردم درحدی نیست که افرادعلاقه مند قادربه تهیه آن نباشند. همین شیوه وفرهنگ دربین مسولین ومتولین فرهنگ جامعه نیزرایج است. مسائلی مانند آنچه ناشران ونویسندگان درموردمشکلات انتشار کتب مطرح می کنندویا موضوع جدیدی مثل فروش کتابخانه یکی از اساتید بنام دانشگاه به شیخ یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس همه ناشی از تلقی هزینه ای درباب محصولات فرهنگی است .(هین موضوع کافی است که دوستداران فرهنگ ایرانی رابرانگیزدکه چراعربها؟یعنی مجموعه باارزش وماندگاررا عربها بهتر از ما قدر دانستند؟و...) کارهای فرهنگی وآموزشی سرمایه گذاری بوده ونتیجه ی آن زمان براست.ممکن است اگریک نسل تلاش کرده وسختی ها را تحمل کند ُ شاید نسل بعدی ازمحصول آن بتواند استفاده کند. درروزهای برگزاری نمایشگاه کتاب وترویج مطالعه فروش وخروج کتابهای قدیمی وباارزش ایران خبر خوبی نبود....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 13:30  توسط الیاس پهلوان
|
از فرزندان گریوان
" دردهکده جهانی امروزدیگرنمی توان گنجینه کشورهارادرنفتُ گاز طلاومس محدود ساخت بلکه نیروی انسانی کاردان بابینش های علمی وفرهنگی واجتماعی وخلاق محورتوسعه پایدار وگرانبهاترین خزانه وثروت کشورمحسوب می شود. ..." جمله بالا وگفته های دیگر صحبتهای یک معلم نمونه است.اومولف مجموعه چندجلدی آموزش زیست شناسی متوسطه به زبان ساده است.همچنین ۱۰ رتبه در جشنواره ها ورتبه اول کشوری دراختراع را کسب کرده است. نام ایشان بهروزباهنر ومتولد گریوان است . پدر ایشان مردباسوادومطلع روستا بودند. درعین اشتغال به شغل خیاطی درپای خیلی از قباله ها ووصیت نامه های محلی خط خوش وامضای زیبایش در ج است . مرحوم عبدالعلی از اولین کسانی بود که به جهت تشابهات واشتباهاتی که در نوشتارواسناد عادی ودولتی پیش می آمد ُ فامیل گریوانی را به باهنر تغییر داد. اگر اشتباه نکنم بهروز پسر بزرگ ایشان بوده وتحصیلات خود را تا کارشناسی ارشد زیست شناسی (بیوسیستماتیک)ادامه داده ودبیر دبیرستانهای بجنورد وسپس مشهد شده است ... مصاحبه ایشان که در روزنامه خراسان (خراسان رضوی) روزشنبه ۱۵ اردیبهشت ماه جاری منعکس شده حاوی نکات مهمی است .اوکه سابقه چند ساله تدریس ریست شناسی وزبان انگلیسی در مطقع متوسطه را دارد ُبعد از توضیح موفقیت هایش در مجامع داخلی وخارجی به نواقص برنامه های آموزشی وبی توجهی دست اندرکاران اشاره می کند.اوخیلی ظریف موضوع فرار مغزها را به نحوه تعامل با نخبگان درداخل مرتبط می داند. ... آرزوی توفیق روزافزون فرزندان این مرزوبوم را مسئلت می کنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:9  توسط الیاس پهلوان
|
مشکلات نوشتن
بعد از مطلب روز جهانی مطبوعات؛ در رسانه های دیداری وشنیداری درخصوص کارنامه یکساله مطبوعات در جهان مطالب وموضوعاتی دیدم که تصور آن دوراز ذهن بود . تعداد خبرنگاران کشته شده در نقاط مختلف جهان ؛ ُ مشکلاتی که برای خبرنگاران اعم از زندان وربوده شدن وغیره پیش آمده و... همه حاکی از وضعتی است که خانواده مطبوعات درسال گذشته باآن درگیر بوده اند. واقعا خبرنگاری وداشتن مطبوعات از مشاغل سخت است. شنیدن کی بود مانند دیدن .مامصرف کنندگان کالای مطبوعات که هیچ نوشته ای رابه چاپ نسپرده با آنکس که ؛ کلمه کلمه نوشتارش؛ مسولیت آور است دربیان درد وموضوع متفاوتم . ما با کمترین مشکل مادی ومعنوی اوراقی را بدست آورده با اندک تعمق ودرفرصتهای بی حوصلگی نگاهی کرده ؛ُ از سر سیری اظهاری نظری می کنیم؛ غافل از اینکه همین مطبوعه مورد نقد ما با چه مشکلاتی به دست خواننده می رسدوباچه مشکلات ریز ودرشت ؛ اقتصادی وفرهنگی و... روبروست. این مشکلات مطبوعات رادست به عصا کرده وبعضا نیروهای کیفی خود را از دست داده وبه روزمرگی ومحافظه کاری خودساخته دچار می شوند.این وضعیت مطبوعات نوپا ودور از مرکز وشهرستانی را بیشتر عارض می گردد. دوستی خورده می گرفت که صدای خوش دهل از دور شنیدن است وگرنه چیزی به نام مطبوعات بجنوردی در سطح وسبک وسیاق مرسوم وجود خارجی پیدانکرده است .از بیان بعضی واقعیت ها حتی به طنز هم عاجزند. ... با همه این اوصاف بودن به زنابودی ونوشتن والا تر از سکوت است . جمع این گفته ونوشته ها ؛ رشد یافته وفرهنگ محلی وملی ما را شکل خواهند داد. برای هر آنکه می نویسد ودر فکر اعتلای فرهنگ ایرانی است آروزی بهروزی داریم.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:45  توسط الیاس پهلوان
|
سالهاگذشت تادر درکشور ما مکتوبات هفته ای وروزانه پیداشد. نسلهای پیشین رنج بسیاربردندتاپیام ونظرخویش را به دیگران برسانند. امروزه کمتر کسی است که با مطبوعات واثرات تعیین کننده آن آشنا نباشد.باوجود رسانه های مختلف، هنوز برتعدادخوانندگان روزنامه ومجلات افزوده می شود.علی رغم محدودیت ها وسانسورهایی که وجود دارد ، افرادمطالب وعلاقه مندیهای خودرا بهتر از هررسانه ای درمطبوعات می جویند.
سالهاپیش مادربجنوردبرای خواندن روزنامه دوروزمنتظرمی ماندیم ولی امروز بجنوردیهاخودچندین نشریه محلی دارند.روزنامه های کشوری حداقل عصر همان روزبدست خوانندگان بجنوردی می رسد.غیر از وبلاگها ونوشتارهای اینترنتی و... ، مطبوعات بجنوردی دربخش کاریکاتوروطنز ، هم تراز دیگر استانها شده اند. این وضعیت از نظر فرهنگی نشانه هایی از توسعه است. باایجادتنوع درمطبوعات، سلایق متفاوت خواسته های خود را منعکس کرده ویانیازهای خودرا بدست خوهند آورد.انصافاٌ دموکراسی بدیل مناسبی نیافته وباهمه اشکلاتش بهترین شیوه زندگی دردنیای دانایی ومتکثر امروزی است.مطبوعات بعنوان رکنی از ارکان دموکراسی نقش خوبی درآموزش واطلاع رسانی داشته است . روزمطبوعات برهمه نویسندگان وخوانندگان وفرهنگ دوستان مبارک باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:17  توسط الیاس پهلوان
|
دو مناسبت مهم دردوروز پشت سرهم اتفاق جالبی است .یکی جهانی ویکی ملی .روزکارگر را عموماطیفهای چپ رهبری می کرده اند.همانطور که پیش بینی مارکس دروقوع انقلاب کارگری بجای انگلستان در روسیه تزاری رخ دادُ پیگیریهای احزاب چپ هم برای خواسته های کارگری به اندازه سندیکاواتحادیه های کارگری مفید نبوده است .سندیکاها قدرتهای کارگری خوبی هستند که در مذاکره بادولت وصاحبان کارخانه ها وحرف مختلف ازموضع قوی خواسته های جمعی را مطالبه می کنند.ازآنجایی که حیات طرفین به کاروتولید وابسته است در مذاکرات تقریباً به راه حلهایی می رسند تا به تولیدملی کشورخود آسیبی نرسانند.درواقع ازمعجزه زبان برای حل مشکلات بهره جویی می شود .
شاید بعضی از نابسامانیها وعدم توجه به خواسته های کارگران وفرهنگیان ناشی از مشکلات زیر ساختی اقتصاد ما باشدولی بخش مهمی از مشکل به عدم درک متقابل وبه رسمیت نشناختن حقوق مسلم طرفین مربوط است . اگرحق اعتراض واعتصاب به رسمیت شناخته شود ُ طرفین در یک محیط سالم وزمان مناسب به رفع مشل اقدام واز انباشته شدن خواسته ها جلوگیری خواهد شد.این انباشتگی وفشار طرف مقابل ُ کار را به جایی می رساند که دولت خارج از رویه معمول ودر شرایطی که هنوز حکم کارگزینی وافزایش ناچیز سنواتی دیگر عایله خود را محاسبه وتنظیم نکرده ُ درعرض یک یا دوروز احکام کارگزینی قاطبه معلمین را تاقبل از روز معلم صادر وتسلیم می نماید.واین باهمه مفید بودن توجه به حقوق معلم ُ برای کارگرانی که ۶ ماه کمتریا بیشتر حقوقی دریافت نکرده ویا برای کارمندانی با شرایط معلمین که حقوق ناچیزی می گیرند قابل توجیه نیست . بازنگری در نحوه محاسبه حقوق ودریافتیهای تمامی کارمندان وکارگران ومعلمین دردستگاههای مختلفی مثل شرکت نفت وبانکها ُ وسایروزارتخانه ها ُ به آرامش جامعه کمک می کند.در اینصورت معلم معلمی خواهد کرد ونه کارگری ومسافرکشی .وکارمنددروقت اداری کارمی کندنه تجارت .و... درآرامش توام با عدالت واعتماد ُ بدور از منافع شخصی همه برای هدفی بزرگ یعنی توسعه همه جانبه کشور تلاش خواهندکرد.درتوسعه متوازن همه به بهره کافی وافی خواهند رسید .
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:11  توسط الیاس پهلوان
|
کتابخانه بجای رختشویخانه
بعضی تغییرات وگذر از دوران سنتی به مدرنیته هرچند کند وآرام بوده ولی برای جامعه مفید بوده است .البته تغییرات فرهنگی واستفاده از کالاهای فرهنگ بیگانه با تنشهایی روبروشده ومی شودُاما این تحول در استفاده از کالاهای صنعتی بااستقبال مردم روبرومی شود. درهردوره ای مردم خود را شرایط وفق می دهند. هدف از این مقدمه بیان بعضی تغییرات دردوره هایی از تاریخ محلی ماست وگرنه این از بدیهیات است که جامعه بدلایل مختلف تغییرکرده وتغییر خواهد کردوکسی یا دستگاهی رایارای مقاومت ومخالفت در برابر این تحول نیست.بقول معروف آنچه تغییر نمی کند خود تغییراست. سخن کوتاه آنکه در دیدار اخیر از بجنوردمحلی را دیدم که شهرداری درآنجاکتابخانه عمومی دایر کرده بود.این کتابخانه در خیابان شهید چمران(بش قارداش) درزمین رختشویخانه عمومی سابق بنا شده است. قبل از لوله کشی آب به منازل دربجنوردمردم (زنان) رخت های چرک خود رابه سرکاریزها(قنوات)ویا رودخانه ها برده ودر آنجابه شستشو وآبکشی می پرداختند.این کار درزمستانها باشکستن یخ روی آب وزیربرف وباران انجام می شد.خیرین برای نجات زنان بی پناه که بعضا شغلشان رختشویی برای دیگران بود در مناطق مختلف شهر سرپناهی برای تجمع آنها دایر می کردند.رختشویخانه (رختشورخانه خیابان بش قارداش)مورد نظر سابقه چندین ساله داردوسالهای اخیر شهرداری آنرا اداره می کرده است . بعد از اینکه سشتشوی این چنینی ورافتاد این مکان بلا استفاده ماند.وحالاشهرداری با یک اقدام خوب رختشویخانه عمومی را کتابخانه عمومی کرده است .الهی که هیچ وقت رسم کتابخوانی مثل رختشویی ورنیفتد.کتابخانه وکتابخوان عمرجاوید یابند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 15:21  توسط الیاس پهلوان
|
عدو شود سسب خیر اگر خدا خواهد.
همین قدر هم که از فلیم ۳۰۰ دیدیم و شنیدیم کفایت می کند که بگوییم تحریف تاریخ بوده واثرات منفی متصور نویسنده وکارگردان به خودشان برخواهد گشت . نه مضمون و فیلم نامه حقیقتی را روایت می کند ونه چهره وشخصیتهای فیلم گزینش مناسبی برای ایفای نقش هستند. ولی بحث های پیرامون آن دو منفعت داشت . یکی منفعت مادی که نصیب شرکت سازنده فیلم شد .و منفعت دیگر معنوی ومتعلق به مردم وتاریخ کهن کشور ایران است .فیلم باعث شد تا بینندگان آن سودودرآمد سرشاری را برای عوامل دست اندرکار فیلم تضمین کنند .از طرفی دیگرتحلیلگران ونقادان ُ تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران را واکاوی کرده وعامه مردم را باروزگار ۵۰۰ سال قبل از تولد حضرت مسیح آشنا نمودند.دریک شرایط عادی چنین سودی عاید هیچ یک نمی شد. فیلم ۳۰۰ یکبار دیگر ایرانیان را برای دفاع از میراث گذشتگان بسیج نمود. جالب تر از همه نظراتی است که در ایران ابراز می شود .شاید فبل از این افراد فرصت بیان اینگونه مطالب را نمی یافتند ویا اعتقادی به روایتهای تاریخی عظمت ایران کهن نداشتند. فرصت پیش آمده ُ زمانی برای جبران کاستیهای گذشته وتقویت اعتماد به نفس نسلهای امروزی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 14:45  توسط الیاس پهلوان
|
درسهای روزگار
روزگار درسهای زیادی به انسان می دهد . گذشت زمان تغییرات قابل ملاحظه ای روی آدمی می گذارد.این گفته که افراددر جوانی انقلابی وتند رو ودر سنین بالا محافظه کار می شوند؛ در مورد اقای دهنمکی نیز صادق است . انقلابی وحزب اللهی دهه قبل با ساخت فیلم اخراجی ها بخوبی نشان داده که گرمی وسردی زمانه را چشیده ومی توانددر قالب هنر حرفهایش را بزند .شاید در دهه قبل همین حرفها را در قالب دیگر وخیلی خشن می زده ولی حال کارکرد سینما را مفیدتر یافته است .جامعه متنوع ما مشکلات فرهنگی خاص خود را دارد که باید با ابزارفرهنگی به رویارویی با آنهاپرداخت.ممکن است فیلمی مانند فقر وفحشا در موضع منتقد ؛ هدفی سیاسی را دنبال می کرده و متصدیان امروزی ناقد آن وضع بودند ولی اخراجی ها برای جذب تماشاگر وبیان نظرات در قالب طنز و محاوره های کوچه بازاری ساخته شده است .در هر صورت درک زمان برای هرکاری مهمترین رمز موفقیت است .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 11:15  توسط الیاس پهلوان
|
موضوع سوالات موهن در خصوص پیامبر اسلام (ص) دستاویزی شده تا گروههای سیاسی ومدعی العموم برعلیه مسولین مربوطه موضعی بگیرند ویا اقدامی نمایند. در واقع طراحان ُ سوال ها را از منابعی استخراج کرده اند که قبلا رسمابصورت کتاب وجزواتی نشر یافته است . این مکتوبات مختص آموزش وپرورش نبوده واکثر دستگاهها برای برگزاری کلاس ودوره های آموزش عقیدتی و غیره از این دست کتابها در اختیار کارکنان خود می گذارند. در یکی از این کتابها تمام آناتمی و پوشش و... تشریح وخصوصیاتی را منتسب به پیامبر اکرم کرده است . از آنجایی که این کتاب ومشابه آن واحد درسی تلقی می شوند ُ اگر بنده نوعی را هم مامور برگزاری آزمون نمایند اجبارا بخشی از سوالات از این دست خواهد بود . نتیجه اخلاقی اینکه اشتباه پایین دستی ها وضعیفان را قربانی بعضی خطاهاوخواسته ها نکنیم .
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 13:11  توسط الیاس پهلوان
|
رمز ماندگاری کربلا در طول تاریخ بشریت اتفاقات زیادی افتاده که خیلی از آنها کاملا به فراموشی سپرده شده و یا به تاریخ پیوسته اند. جز در کتب تاریخی یا موزه ها از آنها اثری نمی توان یافت . نویسنده یا شعرای زیادی به خلق آثار پرداخته اند ولی تعداد کمی از این اثرها به درازای عمر نویسنده مورد توجه عموم بوده است . در این بین بعضی آثار و حوادث جهانگیر و ابدی شده اند .
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 10:20  توسط الیاس پهلوان
|
با سه تقویم ُ یکی رسمی و دو تا غیر رسمی ولی با اهمیت سر وکارداریم . تقویم رسمی ایرانیان به لحاظ تغییر فصول با زندگیمان عجین گشته ُ بی آنکه توجه کافی داشته باشیم نام ونشانش تنمان را سرد و گرم می کند . برای هر ماه و فصلش وصف وجشنی داریم ....
زمستان ما شروع سال میلادی و تولد حضرت مسیح را نوید می دهد . شادی ونور افشانی پیروان این آیین شب یلدا وسرمای دی را میهمان است . اما تقویم قمری به جهت مسلمانی ما دومین تقویم سالمان است . با اینکه از کودکی از محرم خاطرات خوش وشیرینی دارم ولی همیشه همزمانی تجدید سال قمری و حادثه کربلا نوعی حس ترحم نسبت به صاحبان این تقویم را برمی انگیخته است . شاید راز ورمزی باشد .والله اعلم . در هر صورت ایرانیان دوره های مختلفی داشته ودارند که مهمترین تقسیم بندی دوره قبل وبعد اسلام است . دوره بعد اسلام با فراز ونشیبهای خود به یک مرحله تقریبا با ثباتی رسیده و اسلام ومذهب تشیع با همه تنوع واختلاف برداشتهایش در ایران بومی شده است .ایرانیان فرهنگ غنی خود و تعالیم اسلام را در طول قرنها از نسلی به نسلی وحتی به اقصا نقاط عالم منقل کرده اند. البته هیچ دوره ای حتی در جزیره العرب و سرزمین وحی اسلام از تحریف وخرافه مصون نبوده است . بعضی از آداب ورسومی که امروزه بعنوان خرافه ویا گزافه گویی در باره ائمه و حادثه بزرگ کربلا و قهرمانان آن یاد می شود ُ شاید از این تبع وذوق ایرانیان سرچشمه گرفته باشد که دوست دارد قهرمانانش این گونه باشند . ایرانی اسطوره ساز بوده ودر هیچ دوره ای بی اسطوره نزیسته است .
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:35  توسط الیاس پهلوان
|
شب عید قربان خانمی با لحن شاعرانه وادبیاتی به ابراز احساسات می پرداخت . شروع دکلمه و شعرش را با این جمله آغاز کرد که : باید اسماعیل نفسمان را در این عید بکشیم ... از جملات بعدی اگر عاریت از جای دیگر نباشید می شد فهمید شاعره است ودستی در ادبیات دارد. آنچه توجهم را جلب و یا خاطرم مکدر کرد جمله اسماعیل نفس بود . ظاهرا بی توجه به اصل واقعه این گونه ابراز احساسات می کردند وگرنه باید می دانستند که اسماعیل بهترین هدیه ابراهیم (ع ) به پیشگاه حق تعالی و یا اجرای فرمان الهی مبنی بر ذبح فرزند عزیزش بوده ونه کشتن... اسماعیل (ع) نیز بی هیچ تردیدی پذیرای اجرای حکم شدند.
با این وصف آنچه باید کشته وذبح گردد وساوس شیطان نفس است تا مانع قربانی اسماعیلمان نشود .
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 13:0  توسط الیاس پهلوان
|
چرا امام محمد باقر (ع ) را باقرالعلوم گفته اند ؟ مگر دیگر ائمه اطهار قبل از ایشان با علم بیگانه بوده اند ؟ قطعا نه . تمام پیامبران وائمه اطهار کارها وگفتارشان برمبنای علم وقوانین الهی بوده است . حتی اعمال معجزات در شرایط خاص واستثنائی بوده و رسولان اسراری بر نشان دادن آن داشته اند مگر آنکه برای پیروان و جهت اطمینان قلبی گروندگان . در زمان حیات پیامبر و یا ائمه تقاضایی بر خلاف علم وعقل ازایشان نمی شد .
امام پنجم شیعیان از آن روی باقرالعلوم وشکافنده علم لقب گرفته اند که فرصتهای خوبی را برای مطالعه ُ توسعه وبسط علم وتربیت شاگرد داشته اند. شهادت این امام همام بر همگان خصوصا طالبان ومحققان علوم تسلیت باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 11:29  توسط الیاس پهلوان
|
هرقدر که تلاش کنی که رو بعضی مسائل حساس نشی ُ نمی شه . وضعی پیش میاد که آدمو غلغلک میده و نمزاره که راحت باشی . از جمله هرچی می خوای به بزرگترا خصوصا دولتیا گیر ندی باز نمی شه . وزیر محترم ارشاد می خان وب سایتا خودشون معرفی کنن تا اگه کسی از شون شکایتی داشت بتونه پیداشون بکنه . واقعا دولت حداکثری یعنی همین که در همه زمینه ها حرف داشته باشه . فیلتر کردن بس نبود که حالا بااین روش می خوان نوشتنو کم بکنن . واقعا دولت نباید خودشو این قدر درگیر مسائل ریز بکنه باید راهکار وسیاستی رو بریزه که دائمی وعملی باشه . خیلی از مسائلی که بزرگ می شه بخاطر دخالته وگرنه برد چندانی پیدا نمی کنه واثرش محدود به همان حوزه بیان موضوع می مونه . خلاصه دولت کوچک کارای بزرگ می تونه انجام بده ولی دولت بزرگ در کارای کوچک می مونه .
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:38  توسط الیاس پهلوان
|
اندر باب راستگوئی وامانتداری در اینکه راست گویی وامانت داری از اخلاق پسندیده است هیچ کسی شک ندارد . در واقع به قول معروف به بدیهیات کسی را نمی آزمایند وسوالی هم در باب اینکه آیا شما راستگویی وامانت داری را دوست دارید یا خیر ، مطرح نمی کنند. چون از قبل پاسخ روشن وقابل پیش بینی است . در همین زمینه حدیثی را از زبان بزرگواری شنیدم که مجبور م کرد به منابع نقل مراجعه نمایم . در واقع اگر این دو یعنی ، _ راست گویی و امانت داری _ در جامعه جا افتاده ونهادینه گردد خیلی از معضلات اخلاقی جامعه سامان گرفته و اعتماد وامنیت در بین مردم برقرار خواهد شد . به طول دادن رکوع وسجود مردم ننگرید ، زیرا به آن عادت گرفته واگر ترک کند ، وحشتش گیرد ، ولی به راستی واداء امانتش بنگرید .
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 12:4  توسط الیاس پهلوان
|
مطلبی از یک رزمنده در وبلاگش دیدم خاطره خوبی ازشهید عزیز داوود گریوانی بود عینا به خوانندگان محترم گریوان تقدیم میکنم .
خاطره از دفاع مقدس(۳)
مطلبی را آقای ابطحی در مورد شجاعت نوشته بودند "شجاعت تسليم شدن در برابر واقعيت ها كمتر از شجاعت دفاع و جنگ با دشمن نيست. اين يک مبنای جدی برای هر حكومتی است. گاهی تسليم شدن در برابر واقعيت ها، از هر نوع مقاومت و حمله ای شجاعانه تر است و بيشتر به نفع مردم و كشور و دين و ارزش هاست" .من یاد فرمانده مان در عملیات کربلای 4 افتادم . فرمانده ما در عملیات کربلای 4 شهید داود گریوانی بود. او یک روستایی ساده از روستای گریوان شهرستان بجنورد با شجاعتی کم نظیر بود.شجاعتی که در لشکر زبان زد همگان بود .او که واقعا ترس برایش هیچ معنی نداشت جز ترس از خدا.شجاعتی باور نکردنی که من قصد ندارم الان از آنها بگویم . روزی خودش می گفت: این اتفاقاتی که برایم افتاده را اگر کسی بعدا حتی برای فرزندم سعید بیان کند او هم باور نخواهد کرد. در شب عملیات کربلای 4 من در کنار او بودم .در آن شب وقتی به خط دشمن رسیدیم دشمن متوجه حضور ما شده بود و آتشی عجیب را بر سر ما می ریخت چهار لو لهای ضد هوایی را روی سده( خاکریز) گذاشته بود و آنچنان رگباری می بست که تمام نی های هور مثل برگ خزان فرو می ریخت حتی من بیسیمی داشتم که آنتن آن قطع شد-به چشم دیدم چگونه گلوله به آن اصابت کرد-. ما در داخل آبهای هور زمین گیر شده بودیم و عملا هیچکاری نمی توانستیم انجام بدهیم . از آن طرف بی سیم اصرار داشتند کاری انجام بدهیم. پیشنهاد دادند با آرپچی چهار لولها راخاموش کنیم ولی اینکار عملی نبود چون سیم خارهای توپی آنقدر زیاد بود که پره گلوله آرپجی داخل آن گیر می کرد. داود گریوانی با بی سیم با فرمانده هان صحبت کرد و گفت شما ها مرا می شناسید من برای خودم نمی گویم که امکان ندارد اگر الان در گیر شویم مطمئن هستم از گردان چیزی باقی نمی مانند و .... من مطمئن بودم اگر فقط مسئله خودش بود بی محابا عمل می کرد اما او وقتی اصرار آنها را دید به من گفت احمد بیسیم را خاموش کن بر می گردیم. یعنی در آن لحظه تمرد از دستور فرماندهی. کاری دشوار کاری که ممکن بود برایش عواقب سنگینی داشته باشد. آن فرمانده شجاع در آن لحظه با درایتی خاص وتصمیمی شجاعانه جان یک گردان را نجات داد. او شجاعتش را به نظر من با این تصمیم کامل کرد. او چند ساعت پس از این تصمیم ودر آغاز صبح عملیات به شهدا پیوست. روانش شاد. یادش گرامی.http://samh412.persianblog.com/
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 8:5  توسط الیاس پهلوان
|
تاریخچه کوتاه مدر سه در گریوان تا قبل از سالهای 45 و46 که من به دبستان رفتم یک دوره ابتدایی نظام قدیم آموزشی( ششم ابتدائی ) رو به اتمام بود . چند سالی از این دوره در در منزل شخصی مرحوم حاجی الله رضا که عضو خانه انصاف روستا بود برگزار می گردید . حدود 2 الی 4 سالی از ساخت اولین دبستان منطقه گریوان می گذشت که من وارد مدرسه شدم و همزمان بود با سومین سال نظام جدید تحصیلی اولین معلمم مدت زیاد ی با ما نبود وجایش را به گروه سپاهیان دانش داد . اولین گروه از این معلمین که یادشان به خیر باد از اهالی خطه مازندران بودند . بزرگ ومسول ایشان آقای نجما بود که در کارها جانبی روستا فعال ، وبا مردم رابطه ای صمیمی برقرار کرده وتا سالها پس از دوران خدمتش به روستا رفت و آمد داشت . تا من به کلاس پنجم رسیدم یک دبستان دیگر هم ساخته شد که اولین دوره جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی در این مدرسه برگزار شد . محتوای برنامه ها الغای رژیم ارباب ورعیتی بود که مردم روستا با آموزشهای معلمین مدرسه نقشهای خود را بخوبی ایفا کردند . این دو دبستان تنها مدرسه منطقه بودند که بچه های محصل از روستاهای نیستانه ، کلاته های اطراف (برج ) ، علی گل و قاپاق با پای پیاده به اینجا می آمدند . چگونگی رفتن به مدر سه ی من داستانی دارد که بماند( شاید بعدا ) . گریوان آن روز و امروز بزرگترین روستای منطقه است بادره های زیبا و محصولات متنوع . مشکل اساسی آنروز و امروز عدم وجود را ه مناسب برای آمد و شد معلمین و مردم روستا و از همه مشکلتر عدم امکان رساندن محصولات زراعی وباغی به بازارهای مصرف و تحمیل هزینه های زیاد بر تولید کننده است. برخلاف دوران گذشته که در اندک فضای دبستان دختر وپسر باهم در س می خواندند ، امروز گریوان 2 دبستان ( دخترانه وپسرانه ) ، 2 مدرسه راهنمایی تحصیلی ( دخترانه وپسرانه ) که دختران دبیرستانی هم در این مدرسه مشغول تحصیلند و یک دبیرستان مختص پسران است .در تمام مقاطع تعداد دانش آموزان دختر بیش از پسر است . موضوعی که کم وبیش در تمام کشور اینگونه شده یا می شود . ...
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 10:4  توسط الیاس پهلوان
|
نمی دانم چقدر به مطلبی که مدتی پیش با عنوان ُ ۵۰ فیلمی که پیش از مرگ باید دید ُ منتشر شد توجه یا با اهمیت تلقی شد . فیلمها غیر از روایت ها و پیامهایی که دارند از رخدادهای مهم جوامع بوده وحتی بعدها بعنوان مستند تاریخی قرار می گیرند . زندگی ماشینی و فراماشینی و تبعات روانی آن در حدی است که باید به محصولات فرهنگی توجه بیشتری کرد . فیلم درمانی ُ کتاب در مانی و... از ابزارهای مهم مغابله با تنش های روزافزون روحی وروانی است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 10:2  توسط الیاس پهلوان
|
|
|