|
تاحدودی می شودازحرفهای چندروزگذشته ی آیت الله توسلی و واقعه اتفاق افتاده با شرحی که آقای رفسنجانی داده ومتنی که ازصحبتهای آن مرحوم منتشر شده ، فهمید که ایشان به چنین مرگی راضی بوده به نوعی ازقصه دق کرده اند.کسی که عمرخودرا با امام گذرانده وغیرازحرفهای وپیامهای رسمی به خیلی ازاسرار اشرف داردحرفهایش فوق تحلیل ونظراتی است که سیاسیون دیگرابراز می دارند.ازاینجا می توان درک کرد که آن مرحوم بدنبال بیان بعضی واقعیتها ، تاب تحمل شرایط بوجودآمده رانداشته وجان خویش را هدف می گیرد.مرگی که یحتمل خود راضی به آن شده وشاید بارها ازمعبودش خواسته باشد.چه قبل وچه بعد از فوت امام آنچه آقای توسلی بیان داشته تاکنون کسی شبهه ای برآن واردنساخته است واین فرازپایانی عمرگرانسنگ او می تواندفصل الخطاب خیلی ها باشدکه معمارانقلاب چه تصوراتی ازبعدخویش داشته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 14:1  توسط الیاس پهلوان
|
برای خودم اگه بخاطربعضیهانبود که هنوزبه ماهیت سنم پی نبرده اند،می گفتم که امروز وفردای آن روزکجا بودم وچه می کردم وچه دیدم وشنیدم .این فضا هم یک جورایی به گفته آن پیر طریقت که فرموده اند آب ونانش دهیدو از دینش مپرسید،شبیه است. کمترکسی به این فکره که فلان نوشته ازچه فردی با چه سنی صادرشده است .یک جورایی همین خوبی تونسته خیلی ها روبه هم نزدیک کنه وپیش هم نگه داره ، وگرنه تو اجتماع بیرونی رسمه که کبوترباکبوتر باز با باز .... آری خیلها می دونن که روزا ی خیلی پر التهابی بود .به تحلیلهای امروزی وکنایه های نرم ودرشت کارنگیریم ، می شه بگم ،یک مزه شیرینی مانده به کام را حس می کنم . این خاطره ی عکس شده ی پدرم ازدوران جوانیش بود .برایم زیبا بود که امروز به کوچک وبزرگ که روی آوری حرفی ازمعنا دارند.یه چیزی بیرون ازخودشون حرف می زنند.می شه حرفشونو باورداشت ورگه های حقیقت رادرآونا به وفوردید. به جمع اقتدا می کردند واز خیر وشرش سوالی نداشتند.خشم فروخفته ی ملتی به ظاهر طغیان کرده ولی یکی ویکرنگی هاشون خاطرات زیبائی است که جلوه اش نمود بیشتری داشت. حالا ممکنه به قول بعضیها جمع شده ها می دونستند که چی نمی خان ، ولی نمی دونستند که چه می خوان .اما کاری کردند کارستون .دگرگون وزیر ورو کردند رسم زمونه رو . درهرصورت یک جمع بزرگی که امروز اصلا نمی شه جمع وجورشون کرد ویا اگه بشه، یه جمع ناجوری می شه.البته اصلا دلم نمی خواد اون جمع مثل آن روزجمع بشه .امروزیا اگه بخان جمع بشن بهتره که جمع هاشون جمع بشن نه آنطوری که اون وقتا جمع می شدن. فرق می کنه که چند تاجمع پیش هم جمع شن وبگن چی می خان تا اینکه همه با هم جمع بشن وبگن چه می خان وچی نمی خان. صد البته که اینا برادلم بود وگرنه هرکسی ونسلی اختیارخودشو داره . باشه با این اختیار می تونه بگه من اینم وآن کنم ولی بی انصافیه که بگه اونا چرا همچین وهمچون کردن .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 12:35  توسط الیاس پهلوان
|
هرچه بگنددنمکش می زنندوای به روزی که بگنددنمک دیروزبعضی خبرها راکه مرورمی کردم ،کشتن یک پلنگ توسط یک محیط بان، بیشترازبقیه نظرم را جلب کرد.شایدبواسطه ی سابقه ذهنی وعلاقه مندیهایم باشد.خبرهرچند تکراری بود ولی کشتن حیوانات آزاد ورها وبه زعم ما دوپایان ،حیوانهای وحشی بیش ازخبر ردصلاحیت جمع کثیری از داوطلبان نمایندگی دوره ی هشتم مجلس شورای اسلامی آزرده ام کرد.البته این مقوله هم ،مهم وناراحت کننده هست ولی چون دراین باب مدتهاست خویش ودیگران را کاره ای نمی دانم قابل اغمازوسانسوراست. هرچندپخش ورود امام خمینی در12بهمن 57 ، به ایران وسخنرانی بهشت زهرا می تواندفصل الخطاب رد کنندگان صلاحیتها باشداگرکه ازگذشته ها اطلاع و عبرتی یافته باشند.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:19  توسط الیاس پهلوان
|
تفاوت ها ودرک متقابل دربرسیهای یک معضل اجتماعی به معضلات بیشماری برخورد می شود که شایداهمیت آنها کمترازسوژه یا مسئله اولیه ای که نویسنده یا کارگردان ،به آن رهنمون شده ، نبوده وبه مراتب ازآن مهمترباشد،ولی راوی یا نمی خواهد ازمتن دورشودویااینکه موقعیت ایجاب نمی کندکه به صورت پر رنگتر به موضوع مهم درحاشیه قرارگرفته، بپردازد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 13:20  توسط الیاس پهلوان
|
علم یانده ، علمدارم یخلده
آنقدر دنیای عاشورا وسیع ونامنتهاست که زمان ومکان را درنوردیده وهرنسلی بسته به استعداد وشرایط خویش گوشه ای ازاین بی کران تمام زیبائی تاریخ را به تصویر می کشد.گریوان را گویی نمایشنامه ای بنوشته اند که کارگردان نسلهای پسین وپیشین بدون تغییر موظف به اجرای آن است. نه فصل ها ونه نسل ها رایارای تحول درآن است .دسته را با اجرای نمایش دایره وار حسن وحسین آماده می کنند.این جمع هم دل ،جداگانه ازدومسجد به سوی هم آمده یکی میهمان ودیگری میزان می شود. نمازظهر عاشورا بپای می دارند.بعد پذیرائی هردودسته به سوی ورودی روستا به استقبال دسته ی گریوانیهای ساکن بجنورد می روند.مهدیه ی گریوانیها روزتاسوعا وصبح عاشورا را درجمع دسته های دیگر به معصوم زاده رفته اندولی تا ظهر عاشوربایدخودرا به گریوان برسانند.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 11:29  توسط الیاس پهلوان
|
|
|