|
قصه بختگان (۲)
ادامه: داشت ناامیدی براوغلبه می کردکه گفت :لااقل برم یه خورده آب بیارم به نوک طلاوبعضیا بدم به حال بیان تابریم دنبال کمک.خواست پروازکنددیدمثل اینکه برای خودش هم حالی نمانده. دوان دوان به سمت آب رفت.باآن همه زحمت هرچه می رفت انگاری آب فراری ترمی شد.باهرقدم سنگین وسنگین تر می شد.نمکهای مانده ازآب، اول به پاها وبعد به دستها(بازم درسته همان بالها ،اینقدرگیرندین وقت تنگه ،شایدنشه دورباره بخونم وغلط گیری کنم.همش فی البداهه وتصویر گری است ،وقت ویراستاری نمانده.)چسبیده ونمی توانست ،خودرا اززمین (حالادیگه نمی تونین گیربدین چون واقعا زمین شده .خیلی که بخایین می تونین بگین کویروبیابان.اینجاست که آقای محمددرویش خواهندگفت :ماخواستیم مهاربیابان زایی نه بیابان زایی)بلندکند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:55  توسط الیاس پهلوان
|
درمیهمان نوازی ماتشکیک کردند خیلی سخت بودکه باورکنددرعرض چندثانیه آبی که حداقل به قوزک پا می رسیدبه آنی ناپدیدشد.پرطلاونوک طلا درکمال ناباوری دیدندتعدادی ازبچه هابه زمین افتادند.زمین؟مگراینجازمین بود؟دریاچه شد؟به بالاسرآن دونرسیده سه تادیگررادرحال قش وضعف مشاهده کردند.زیربال بچه فلامینگوهاراگرفتند.حالی برای حرکت نمانده بود.درتعجب که چه اتفاقی افتاده؟روبه سمت آب دریاچه کرده می بینندکه گویی آب بختگان به جویی سرازیرشده باشیب تنددرحرکت است.آب به دوردست وخشکی درحال بزرگ شدن.نوک طلاگفت یکی ازمابه دنبال کمک برویم .پرطلا:آخه تابرگردیم بچه هامی میرند.پس چه کارکنیم؟ سعی کنیم به کمک بچه های دیگر ایناروبه آب برسانیم.چطور؟آب حرکت کرده دورمی شود.وضع داشت بدترمی شد.چندتای دیگرهم حالشان بدشده.کاری نمی توانندبکنندهی به بالاسرآین وآن سرمی زنند.قلامینگوهای جوان خواستندکه یکی شونوزیرسایه شون بیارند.سایه کجابودآفتاب عمودمی تابید.کم کم داشت حال نوک طلا هم منقلب می شد.لبها (همن نوکها،وقت گیرآوردین تواین جیزگرما)خشکیده ،زبانهای درحال نفس نفس به کام (بله بابا به منقار خوب شد.تودعواملانقطی شدی؟)چسبیده حال حرف زدن نبود.تلاشها بی ثمر بودولی مگرمی شودایستاه مردن راتماشاکرد؟پرطلاهرچه جیز وپرمی زد،خفته ای رابیدارنمی توانست.روکردبه نوک طلاکه بگویدپس زودی بروبزرگتراروخبرکن دیدچشای اویکی آلبالومی چیندودیگری درجعبه می گذارد.ناامیدی براوغلبه می کردکه گفت :لااقل برم یه خورده آب بیارم به نوک طلاوبعضیا بدم به حال بیان تابریم دنبال کمک.خواست پروازکنددیدمثل اینکه برای خودش هم حالی نماند.دوان دوان به سمت آب رفت.باآن همه زحمت هرچه می رفت انگاری آب فراری ترمی شد.باهرقدم سنگین وسنگین تر می شد.نمکهای مانده ازآب، اول به پاها وبعد به دستها(بازم درسته همان بالها ،اینقدرگیرندین وقت تنگه ،شایدنشه دورباره بخونم وغلط گیری کنم.همش فی البداهه وتصویر گری است ،وقت ویراستاری نمانده.)چسبیده ونمی توانست ،خودرا اززمین (حالادیگه نمی تونین گیربدین چون واقعا زمین شده .خیلی که بخایین می تونین بگین کویروبیابان.اینجاست که آقای محمددرویش خواهندگفت :ماخواستیم مهاربیابان زایی نه بیابان زایی)بلندکند.وضع عجیبی بوددریک آن پرطلاخاطرات خوش گذشته را مرورکرد.چی فکرمی کردیم چه شد؟روءیاهامان چی می شود.ازاینجاخوشمان آمده ،قصد ماندن وتشکیل خانواده راداشتیم.این چه بلایی بود.اتفاقی بود؟قابل پیش بینی نبود؟اگه من جوان وخام بودم ،رئیس که ادعاهایی داشت ومی گفت چندسال به انجاآمده وبرگشته ،حتی بچه های زیادی را دراینجاپرورش داده وبه جاهای دیگرکوچشان داده چرامارابه این جهنم دره آورده؟راستی حالاخودش کجاست...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 13:40  توسط الیاس پهلوان
|
سالوک ویادی ازشهیدشاکومحلی
کوه سالوک ازرشته کوههای آلاداغ درجنوب شهرستان بجنورد واقع است.ارتفاع قله سالوک 2950 متر می باشد.منطقه سالوک به سبب بارندگیهای زیاد دارای چشمه سارهای زیادباکیفیت آب عالی است.مهمترین چشمه های این منطقه عبارتنداز: پدنلی ، قویون یولی (آبشار)،کنزو،هنگران بالاوهنگران پایین،ترنو،بینم ده، تلوستان بلا وپایین،مدخان بک،قرمزچشمه،و... بارندگی زیاد،آب وهوای معتدل،مراتع عالی وچشمه سارهای زیاد،سالوک راییلاقی برای دامداران گریوان واسفرایین ساخته است.همین شرایط باعث شده تااین منطقه زیستگاه وحوش زیادی باشدوقسمتی ازسالوک رابه منطقه حفاظت شده تبدیل نماید.اتفاق ناگوارشهادت شهیدیحیی شاکومحلی نیزدراین محل افتاده است. بارش برف زیاداین ارتفاعات باعث شده تاچشمه های فراوانی دردامنه شمالی آن (منطقه گریوان) نیزبوجودآمده وباغات ومزارع زیادی راازرختیان وگریوان تادرتوم رامشروب سازد. مردم گریوان درموردسالوک روایت های اسطوره ای دارند.دریکی ازآنها،نقل می شودکه: حضرت علی (ع)نهاری دربالای این قله تناول نموده،به هنگام رفتن ،سفره خویش رابه سمت جنوب قله(جلگه اسفراین) تکان داده والباقی آب خودرابه سمت گریوان(شمال کوه)ریخته است.لذا تولیدغلات دراسفراین فراوان وچشمه وآب درگریوان زیاداست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 14:4  توسط الیاس پهلوان
|
سایه سنگین 28 مرداد
امروزبرگی ازبرگهای تاریخ ایران است که بعدازمشروطیت حادثه مهم مردمی تلقی می شود.اکثریت مردم این روزراقدرمی دانندولی برای بوجودآوردندگان ومخالفین مصدق پارادیمی است که گرنبودگذرزمان هضمش آسان نبود. 28 مردادازآن روزهایی است که باهمه حرف وحدیث های پیرامون آن سایه اش برسرخیلی هاسنگینی می کند.آمریکا بعنوان طرفداردموکراسی ،دولت مردمی ونماددموکراسی مردم ایران راباکودتاازمیان برداشته وبعنوان یک رسوائی درکارنامه خودبه ثبت رسانده است.مخالفین داخلی مصدق ازیک طرف قصد یادآوری کارنامه سیاه آمریکارادارندوازطرفی باذکراین واقعه بایدکارنامه ایشان رامرورنمایند.ازاین زاویه مصدق وکوتای 28 مرداداستخوان گلوگیری است برای آمریکاودشمنان او.آمریکا با اینکه به سبب کارنامه سیاه درهمکاری با انگلیس توان مانورهای دفاع ازحقوق بشر ودموکراسی را ازدست داده ولی همچنان درتلاش است تابااعلام بخشی ازدخالتهایش درکودتا، این لکه ننگ را کم رنگتر جلوه نماید. درهرحال باشدکه یادآوری روزهای سرنوشت سازتاریخ ایران گرفتن پندوبرداشتن گامهای بعدی باشد. پدرم خاطره ی این روزراچنین می گفت: "صبح که برای برای کارهای خودازگریوان به بجنوردآمده بودم ،جمعیت زیادی رادیدم که درخیابان (ظاهرااوایل خیابان بش قارداش)به راه افتاده ودرودبرمصدق می گفتند.دروسط جمعیت سرهنگی روی کرسیچه (چهارپایه) رفته وحرفهایی درتعریف ازمصدق می زدومردم حرفهایش را تاییدمی کردند.بعدتوقفی کوتاه به چهارشنبه بازاررفته وپس ازخریدوانجام کارهایم درمسیربرگشت به سمت گریوان ،عده ای ازمردم ،شایدهمان تعدادصبح، بادرودبرشاه گفتن مصدق را خائن به میهن می خواندند"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 13:38  توسط الیاس پهلوان
|
سرچشمه اتفاقات
آب گریوان از سرچشمه زلال است.هرکسی به کسی ویا هرجایی به جایی نازد؛ گریوان هم به سرچشمه نازد.سرچشمه گریوان باآرامشی وصف ناپذیربه پهنای تاریخ جاری است.سرچشمه گریوان پشتش به کوه سالوک گرم است.کوهی که بعضی سالهابرفهای غبارگرفته اش با دانه بلورین اولین برف غالباپاییزی سال دیگر روسپید شده ؛بهارسرچشمه را درمحاصره« نرو »قرارمی دهد.درجای دیگرهم این افسانه اسطوره ای گریوانیهارانقل کرده ام که گویند:مولای متقیان نهاری رابه قله سالوک تناول فرموده ؛آخرالامر سفره خویش را به سوی اسفراین (جنوب قله)وباقی مانده آب خودرابه سمت گریوان (شمال قله) ریخته است.بااین باورتولیدغلات درجلگه اسفراین به وفوراست ونعمت آب درگریوان بسیار. نقل آب وچشمه های گریوان ازنظرکمی وکیفی بحث گسترده ای که بخشی بطورپراکنده درمطالب من آمده وبخش اعظم آن را دردست مطالعه دارم تاباکمک مردم ؛میزان آب؛نوبت بندی؛اراضی تحت پوشش؛وجه تسمیه نام هریک؛طول مسیر و...را درنوشته های آتی بیان کنم.اما هدف این نوشته بیان اتفافی ازاتفاقات درسرچشمه گریوان است .واقعاعنوان سرچشمه برازنده این محل است.محلی است که آب شرب وزراعی چندین پارچه آبادی ازآن سرچشمه می گیرد.اصلافلسفه وجودی چندین روستابه واسطه این بزرگ چشمه است.غالب شادیهاوتفریحات مردم ازگذشته ایام دراین محل برپامی شود.ارسهای تنومند وکهنسال آن برای مردم ازتقدس خواصی برخورداراست.خواسته های خویش باآنهابیان داشته ؛گشایش گرده های زندگی رابه آنها می سپارند.برگهای تازه وسوزنی آنهاراباسبند(اسپند-اسفند)برای رفع بلاهاوبیماریها دودمی کنند.... واینک اتفاقی دیگردرراه است.به ابتکارشورای اسلامی روستاوصداوسیمای مرکزشمال خراسان فرداگردهمایی برپاست.دربرنامه استعدادها وتوانمندیهای گریوان به تصویرکشیده شده وازنیازها وخواسته هایش گفته خواهدشد.گریوانیهای ساکن درشهرهای دیگرهم دعوت شده اندتاچنانچه نظروطرحی برای پیشرفت زادگاه خوددارندبیان داشته وبعنوان فرزندان گریوان به جمع شناسانده شوند.فرصت خوبی است تاقابلیت های گریوان شناسانده شده وراههای توسعه پایداردرآن بررسی ومطالعه شود.شتابزدگی دربرنامه های پیشرفت ممکن است مشکلات اجتماعی وزیست محیطی حادث شده برای شهرهارا به منطق زیبایی چون گریوان نیزهدایت نماید.برای اجتناب ازاین مصیبت هابایدهرخواسته واقدامی باشاقول توسعه پایدارسنجیده وترازگردد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:34  توسط الیاس پهلوان
|
نوشته حک شده برروی چشمه بئش قارداش بجنورد ،نوشته ای که سالهای سال همچون مضمون گفته بدون قبارگهنگی برتارک این دیارمی درخشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:58  توسط الیاس پهلوان
|
دغدغه هاواتفاقات چندروزه
دردو سه روز گذشته با چند موضوع کلنجاررفتم ولی قادربه نوشتن ،باموضوع خاص آنها نشدم: مطلب دوم ازنظرتئوری درست به نظر می رسد .مطالب ونوشته ها بایدتخصصی ودسته بندی شده باشند.امااین موضوع جزدراندک وبلاگها وحتی ذهن هاقابل اجرانیست.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 13:32  توسط الیاس پهلوان
|
gerivan
گریوان گریوان را فرهنگ معین به گریبان معنی وآورده روستاومحلی است درجنوب بجنوردکه درآن بنشنجات زیادکشت می شود.ویا درجای دیگرگریوان رامحل سکونت گبر نشینان توضیح داده اند.درحال حاضر معنی لغوی گریوان هرچه باشد مهم نیست .مهم اینست که گریوان روستایی باهمین نام ،منطقه ایست درجنوب یاقبله شهرستان بجنورد(درخراسان شمالی )وشمال شرقی قله کوه سالوک.ذکرمسافت وراه عبورومروراین روستاوروستاهای اطراف رابدون توضیح مسیرهایش میسر نیست.حداقل مسافت ازمسیر زو18 کیلومتر(فعلامتروکه شده )وحداکثرویاطولانی ترین مسیر تابجنورد35 کیلومتراست که ازجاده اسفرایین دراسدلی جداشده باعبورازاماموردی، درتوم ،قاپاق وعلی گل به گریوان می رسد.راه نیمه فعال آن ،پس بئش قارداش ازقره باشلوبه علی گل واردوبه گریوان می رسد.این مسیرحدود25 کیلومتراست که بعلت کوهستانی بودن کمترمورداستفاده قرارمی گیرد. گریوان وآبادیهای وصل به آن گامهای پیشرفت رایکی پس ازدیگری برداشته وبااجرای پروژههای جاده ،طرح هادی،گازکشی،اصلاح شبکه های آبرسانی،مخارات وبهداشت و...درحال تبدیل به شهرمی باشد. بنده(الیاس پهلوان) بااحساس دین به زادگاهم با راه اندازی وبلاگ گریوان درسایت های زیروخریددمین وفضا باعنوان www.gerivan.ir قصد معرفی توانمندیهای تولیدی(کشاورزی ،فرش ،پرورش ماهی ،دامپروری و...)گردشگری واکوتوریسم و...)رادارم.بخشی ازنیازمندیها وتوانمندیهای گریوان رادرقالب یادداشتهای خویش آورده واطلاعات جامع ترراباکمک بعضی دوستان وهمشهریهادرحال جمع آوری هستیم.امیدآن که همه هموطنان به ویژه گریوانیهای عزیزبانظرات ، مقالات وپیشنهادات ارزنده خودیاری رسان ماواهالی محترم باشند. http://gerivan.mihanblog.com/ http://www.gerivan.iranblog.com/ http://gerivan.blogfa.com/ http://gerivan.persianblog.ir/
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 13:58  توسط الیاس پهلوان
|
نظر آیت الله موسوی بجنوردی درمورد رجم یا سنگسار
موضوع رجم یا سنگسارازمسائلی است که بیانگان ازاجرای آن برداشتهاواستفاده های سوء زیادی کرده ،نه تنها جمهوری اسلامی را مخالف حقوق بشر بلکه دین اسلام راهم دین خشن معرفی می کنند.امافارغ ازتبعات سیاسی واجتماعی ،اجرای این دستورمورداختلاف دربین علما واسلام شناسان نیز هست .آیت الله سید محمدموسوی بجنوردی دریک مصاحبه نظراتی دراین خصوص ارائه نموده اندکه قابل تعمق است : ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:3  توسط الیاس پهلوان
|
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 12:39  توسط الیاس پهلوان
|
فوتبال عراق قهرمان آسیاشد
ازفوتبال فقط پخش مستقیم وبازیهایی که جنبه ملی دارد پیگیری می کنم وبعضی بازیهای حساس ورقابتی راهم برای کلکل کردن با آقاپسر هاتعقیب کرده وژست مخالف ایشان را می گیرم. بازی عراق وعربستان به ظاهر ازمقوله های فوق نبودولی درعین ناباوری خوشحال می شدم که عراق برنده رقابت باشد واینگونه شد. عراق خسته ازرقابت های اجتماعی وسیاسی پس ازصدام؛ اولین پیروزی وقهرمانی خود درجام ملتهای آسیا را خوش تجربه کرده ورودخوبی به جامعه جهانی داشته است .بااین رویدادتاریخی همچون مسائل سیاسی ؛ورزش عراق هم درراس خبرهای روزقرارگرفت. این پیروزی نشان ازچیست؟درکشوری که گروههای سیاسی آن همدیگررابر نمی تابندورهبری دولت خویش وآمریکارابه چالش کشیده اندچگونه بازیگران صحنه ورزش آن؛ بازی منسجم تیمی ارائه وبرکشوربه ظاهرباثبات وثروتمندفائق آمدند؟ نقش مربی وکادر فنی وبازیکنان هریک چنددرصدبوده است؟آنهاچه داشتندکه ماوعربستان نداشتیم؟مگر چه اتفاقی افتادکه تیمی که به تیم ب ماقبل ازاین بازیهاباخته بوداینگونه صدرنشین آسیاشد؟ به هرروی این پیروزی به کام همه عراقیها شیرین ترباد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:2  توسط الیاس پهلوان
|
سیزده رجب تولدمولودکعبه مبارک باد
چندسالی است که سیزده رجب سالروزتولد حضرت علی (ع) بعنوان روزپدرمرسوم شده است .این روزبعنوان یک روزمهم وبااهمیت ازنظرماشیعیان ازآن جهت که امام اولمان کسی است که دریک موقعیت ممتازودرکعبه ولادت یافته واختلافی هم درسالروزتولدش نبوده ، همواره مورداحترام وتکریم بوده وهست .شاید همین نقطه قوت باعث شده تا برخلاف اعیادوایامی که توسط دستگاههای رسمی تصویب واعلام می شوند، این روزناخودآگاه درمیان مردم بنام روزپدرشایع وتوسط رسانه ملی تبلیغ وبوسیله بازاریان به آن دامن زده شد.اگربتوان ازسودجوییهای فروشندگان وسیال بودن زمان ماههای قمری نسبت به برجهای ثابت شمسی گذشت ، می توان گفت روزهای خوبی تادرنیمه های ماه رجب علی وار حالی ازنیازمندان پرسید. حال اگربامی خواهیم باجماعت همرنگی کنیم خوب است قدری هم درشان این روزومقام صاحب آن تدبر داشته باشیم. چه وصف زیبایی دارنداستادشهریار ازعلی (ع): علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را كه به ماسوي فكندي همه سايه هما را نــاشناسي كـه به تاريكـي شب مي بُرد شــامِ يتيمانِ عــرب پادشاهي كه به شب بْرقَع پوش مي كِشد بارِگدايان بردوش دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم من بخدا قسم خدا را بخــدا كـه در دو عـالم اثــر از فنــا نمانـد چو علي گرفته باشد سُرِ چشمه بقا را برو اي گداي مسكين در خانه علي زن كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را درجهاني همه شور و همه شَر ها عُليّّ بشرّ كَيفُ بشر شَبرْوان مستِ وِلاي تو علي جانِ عالم به فداي تو علي
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 12:55  توسط الیاس پهلوان
|
اولین آسفالت درگریوان
بعدازاینکه طرح هادی روستادرگریوان پیاده وبزرگترین کوچه آن بعنوان اولین خیابان تخریب وجدول گذاری شد ؛اکنون اولین آسفالت خیابان درگریوان شروع شده است.طرحهای هادی روستابه سسب کمبوداعتباروحجم گسترده فعالیتهای بهسازی روستاهاباتاخیروکندی زیادی مواجه می شوند.راکدشدن طرحهابه حدی است که بعضاافرادآرزوی عمران وآبادی محل خودرابگورمی برند. به هرتقدیر آسفالت اولین خیابان درگریوان که کمتر ازدوکیلومتراست؛ بعدازبرنامه های اصلاح شبکه آبرسانی روستاوخواباندن لوله های اصلی گازرسانی مقرراست که انجام گیرد.پاره ای اختلافات پیمانکاران گازکشی وآسفالت موجب شده که بیماری شهری شکافت آسفالت برای طرحهای دیگربااتمام آسفالت خیابان به گریوان هم سرایت نماید. خیابان دوم که بایدتاکنون بازگشایی وبه مرحله آسفالت می رسیددربخش جنوبی روستادریک سه راهی ازاینکه به سمت سرچشمه ادامه یابدیا به سوی گورستان؛ موردنزاع واقع شده است.اگراعتبارات مربوطه به حدی باشدکه تامین کننده نیازهای ساخت وسازهاوتهیه زمین باشدمخالفتهای مردمی کاهش یافته وطرحهازودبه بازدهی ونتیجه خواهندرسید. آسفالت یک خیابان دوکیلومتری شاید به ظاهربی اهمیت جلوه کندولی برای گریوان که اولین آسفالت راحتی قبل ازاتمام ومرمت جاده اش تجربه می کند؛می تواندکاری تاریخی باشد. ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:33  توسط الیاس پهلوان
|
یکسالگی وبلاگ گریوان
یکسال پیش وبلاگ ویا به عبارتی وبلاگهای گریوان را ایجادکردم .اگه روزای دیگه وقت داشته باشم ازموفقیت های یکساله خواهم گفت.دراین یکسال دوستان زیادی یافته دلمشغولی های خودرا نوشته وثبت کرده وازدغدغه های خیلی های درخصوص موضوعات بیشمارمطلع شدم.یکی ازاین مسائل؛ مشکلات زیست محیطی استانهاوشهرهای مختلف بوده که ازنگرانی افراددلسوززیادی مطلع شدم.مواردمربوط به محیط زیست به ظاهرساده وشاید درنگاه برخی ؛مطرح کنندگان آنها؛کارشان خطرات موضوعات سیاسی را نداردولی استرس ورنج حاصل از مشاهده تخریب محیط زیست وبی توجهی مردم ومسولین به آن؛ تحلیل تدریجی روح وجسم رابدنبال خوددارد.به هرتقدیر بررسی نکرده ام که چنددرصداز کارهاونوشته هایم ؛اقتصادی وسیاسی واجتماعی و...است ولی به جهت علاقه وتوجهی که به گریوان ومشکلات آن پیداکرده ام ازعواقب بعضی اموردردست اقدام برای محیط زیست گریوان وجاهای دیگرنگرانم.....
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 14:25  توسط الیاس پهلوان
|
|
|