تبليغاتX
گریوان GERIVAN
شهادت امام رضا (ع)
        چند روزی است که مشهدالرضا شور وحال دیگری دارد. می توان گفت هرچند کمتراز سالهای پیش هیات مذهبی آمده اندولی همچنان انجمنی از ایران در اینجا جمعند. هرقومی به زبان ورسم خود عزاداری می کند. دسته های آذری وگیلکی ،عرب ، لر  و...همه خود نمایی می کنند. آنان که  زبان آذری هم نمی داننددروصف حال اهل بیت به زبان ترکی ، گریه وشیون سرمی دهند.
        گرچه دست دادن حالتی روحانی ویافتن معرفتی آدمی را بی نیازاز کون ومکان به وصالش می رساند ولی حسب عادت و مستند به: شنیدن کی بود مانند دیدن ، حضور در جوار قدسی امام هشتم چیز دیگری است .آنان را که قسمت تشرف است نایب الزیاره نیامده ها هستند.     
         عزاداریهای محرم وصفربا عزای امام رضا به پایا ن خود رسیده است . سالروز شهادت امام رضا (ع) را به همه تسلیت عرض می کنم. التماس دعا.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:18  توسط الیاس پهلوان  | 

     غم پایان سال 

          حادثه ناگواری بود .چند خانواده دوهفته را  در بیمارستان با بیم وامید بربالینش  سرکردند . ناگهان از آنی  که می هراسیدند ، اعلام شد . مرگ ناباورانه یک همسر،مادرو خواهر به ایشان اعلام شد .غم از دست دادن  آن عزیز در لابلای پیچ وخم بروکراسی اداری گاه به نسیان وگاه مشدد می شد.  تسویه حساب بیمارستانی وجواز دفن وتحویل طولانی شد وامشب را خانم هاجر در سردخانه بهشت رضا  ماند وبه گریوان منتقل نشد .  حادثه غم باری بود .به خانواده های پهلوان وگریوانی تسلیت باید گفت . همسر ، فرزندان ، برادران وخواهرانش صبور باد.
       وما به ناچار راهی گریوان خواهیم شد.سال نواورا منزلی نو منتظر است .خانواده های داغدار را صبر وتحمل مصیبت و آن مرحومه را غفران ومغفرت الهی مسئلت است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:14  توسط الیاس پهلوان  | 
        رفتنم بهر چه بود که آمدنم بهر چه باشد 
       اگر به آنچه در عالم واقع می گذرد اعتمادکنیم (ُ که باید چنین باشد مگر خلاف ان ثابت شود) ُ گرفتن شهرام جزایری وآوردن وی به ایران اتفاق خوبی است .خوب از جنبه های مختلف . خوب بود اینکه زندگی در دنیای کوچک شده امروز ی جز با تامل وهمکاری مقدور نیست ُ اگر مقدورهم باشد  به هزینه هایش نمی ارزد. دیگر آنکه با آمدن او : آمدنم بهر چه بود که رفتنم بهر چه باشد روشن خواهد شد . چگونه رفت؟ به چه  شیوه برگشت؟ جرم چگو نه اتفاق افتاد؟ چه گذرگاههایی وجود دارد که افرادی بدین سان عبور و اینگونه بار می آیند؟چه افرادی به این میزان از رشد می رسند؟ نسبت برخورد با اینگونه افراد با موضوع سرمایه گذاری وفرار سرمایه چیست؟و... امید است مردم در جریان نقاط کور قضیه قرار گیرند وهمه این کارها برای راه بندان تخلفات باشد ونه تسویه حسابهای سیاسی واقتصادی .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 0:22  توسط الیاس پهلوان  | 

   زیارت پیاده         
   تشرف به اماکن مقدسه با پای پیاده  در سالهای اخیر موافق ومنتقدانی پیدا کرده است . البته از مراجعه از شهرهای دور دست کاسته شده ولی در عوض به تعداد افرادی که از شهر وروستاهای نزدیک خصوصا به حرم امام رضا (ع) مشرف می شوند افزوده شده است . در روزهای اخیر غلی رغم ریزش باران وسردی هواتعداد  زوار پیاده کم نشده است .
          سالها پیش در همین قالب دستگاههای دولتی از مناطق مختلف مراجعتی داشتند که نیروهای پشتبان وخدماتی آنها افزون بر افراد کاروانها بود .گذشته از تاثیرات روانی و برداشتهای مذهبی موضوع که امری فردی وقابل احترام است  ، هزینه وفرصتی که از افراد می گرفت قابل توجیه نبود. در مقام مقایسه اگر از بعضی مسائل امنیتی این دستجات وکاروانها  بگذریم ، مضرات چندانی براین موضوع مترتب نیست .در جایی سوالی دیدم  با این مضمون ، که  آیا گرفتن روزه به قصد لاغر شدن صوابی هم دارد یا خیر ، که بیان شده بود با این کار ضمن تحصیل خواسته روزه دار انشاءالله اجری هم خواهد داشت . در موضوع مورد نظر ضمن احترام به عمل عاملین باید گفت برای رسیدن به اهداف مادی ومعنوی راه وروشهای بسیاری است .مهم انتخاب بهترین ومنطقی ترین راه رسیدن به هدف است .اجرکم عندالله وعند الرسول(ص) .
  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 23:55  توسط الیاس پهلوان  | 
  رحلت رسول اکرم (ص) وشهادت امام حسن مجتبی (ع) را به همه تسلیت عرض می کنم . این ایام باهمه حزن اندوهی که دارد از کودکی به واسطه تجمعات و پذیرایهایش برایم با خاطرات خوش همراه بوده است . فرصتی است که غنی وفقیر بر خوان نعمتی بنشینند و بی توجه به فخرهایشان از یک طعام تناول کنند . واین به سبب رفتار پیامبر رحمت است . ما بی انکه فرقی بین پیامبران وادیان الهی قائل شویم برپیامبر اسلام افتخار می کنیم .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:50  توسط الیاس پهلوان  | 
         مسائل پارادکسیکال در بعضی موارد خیلی آشکار خود نمایی می کند .می گویند ظاهرا فتحعلی شاه در ماه محرم میهمانی می داده واز پیروان فرق دیگر هم دعوت می کرده . می پرسند آخه حضور یک کلیمی و ارمنی و... در مجلس امام حسین چه نسبتی دارد . می گوید شاید آنها هم برحق باشند . 
     بعد از انقلاب به خانواده های شهدا تبریک وتسلیت را باهم می گفتیم .
     با نزدیک شدن به پایان سال جلسات اداری زیادی برگزار می شود .باتوجه به روزهای پایانی ماه صفر ورحلت حضرت رسول (ص) وحضرت امام حسن مجتبی وامام رضا (ع)  حاضرین در جلسات خصوصا مسولین وسخنرانان  این ایام را  تسلیت و  پیشاپیش فرارسیدن عید نوروز را به حاضرین تبریک می گویند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 0:37  توسط الیاس پهلوان  | 

آخر چهار شنبه

       بدون اینکه بگیم زردی تواز من سرخی من از تو ،  چهارشنبه سوری گذشت . آتشی نیافروخته شب به صبح بردیم . نه اینکه از این کار لذتی می بردیم ، بل از این نگرانیم که نیاکان به خاک خفته مان خرده گیرند : عجب نسلی بجا گذاشتیم .نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی .نه به آن روزا که هله هله شادیمان ناراحتی و آشوب دیگران بود ونه به اینکه زمانی  هم برای روشنی آتش نذاشتیم . یه روزی رو ماشین این واون می رفتیم و مجبورش می کردیم برقصه .خیابونارو تنگ می کردیم وحالا که میگن اشکالی نداره جوناوهمه شادی کنن ،بی خیال می شیم . 
     جالب بود ، نه از سر خوشی و چهار شنبه گذری ، برا اطاعت اوامر رئیس خونمون مجبور بودیم به همو جاها که سالای پیش ای شب جنگ خیابونی بود بریم . هیچ خبری نبود .دریغ از یک صدای انفجار .نگین ناراحتم نه نگرانم کرده بود .همینم بهم گفتند یعنی مگه ناراحتی که سروصدا نیست .گفتم آخه ترسم اینه که یا آتش زیر خاکستره ویا مبارزه منفی که اونم کم از اولی نیست .
     الغرض ما که تا ساعتای ده شب چیزی ندیدیم . هیزمای تدارک کوچکمونم گوشه حیاط موند حالا امشو رفتگره آیا ببره آیا نبره؟  بازم گریزمون به صحرای کربلا .آزادیای اجتماعی وحتی سیاسی منفعت اولش مال حکومتگراست . میگین نه از همین چهار شنبه سوری آخر سال قیاس کنین . سالای پیش یادتونه بعد جنگ چهارشنبه سوری جنگ شده بود . همه ناراضی ، مردم ازدست دولت وجونا ،جونا از دست همه ، دولت مضطرب از جونا  و همین چرخه یک اجتماع تشکیل میدن و میشه خیلیا ناراحت وناراضی .حالا چی ، مسولای  شهر میگن اشکالی برا شادی نمی بیبنن . مشکلی پیش نمیاد . شاید یه مشکل بیاد اونم نداشتن شاد.(اینو دیشب نوشتم ولی نتونستم پست کنم )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 22:46  توسط الیاس پهلوان  | 
اگر بعضی اعمال با شدت و حدتی که داشت ادامه می یافت باید در دهه آخر صفر به اوج خود می رسید .ظاهرا مطالعات وبررسیها در خصوص تعداد خیمه های معابر وبعضی دعاها وخطابه ها وآسیب شناسی آنها نتیجه خوبی در برداشته است .از تعداد خیمه های ایجاد شده برای چایی در دهه اول محرم کاسته شده ودر مراسم ومنابر کمتر به مسائل تاریخی مورداختلاف پرداخته می شود . حق هم همین است باید از مسائلی که به اختلافات مذهبی وقومی منجر می شود واصولا پایه علمی ودینی هم ندارند پرهیز کرد .
قرآن در مخالفت با تحقیر دیگران حتی کفار ومشرکین ، و برای عدم تحریک احساسات مخالفین که ممکن است در اثر بی اطلاعی وجهل آنها باشد ، می فرمایند: « ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم } (الأنعام:108) . وآنها(خدایان مشرکان)راکه به جای خدای یکتا می خوانند دشنام مدهید که آنان نیز خدای را ازروی ستم ودشمنی وبی دانشی دشنام گویند.»
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 8:35  توسط الیاس پهلوان  | 
  کارهای آخرسال اداره وخانه اگه به هیچی ضررنزده به کارای خیلی خصوصی مثل پست مطلب ضربه زده . غیرازاینکه کمتر میشه خلوط کردُ گاها مثل این چند روز حتی مدیرخونه عصای دستمونم گرفته جابجا کرده ونمی تونم چیزی بنویسم . اینم قاچاقی وروی زمین در سرمای استخون سوز پست می کنم  .خونه تکونی هنوز بعد چندروز ادامه داره و باید بازم با این وضع ساخت . اداره هم کم از خونه نمیاره برنامه های عید و نگرانیهای وظیفه ای .
     چه میشه کرد .جشن عاطفه ها تموم شد ُ در کنار توجه ودلسوزی هموطنان نسبت نیازمندان ُ حتما مرفهین بی درد با دادن هدیه ای نوع دوستی خود را ارضاء کردند وسرمست به جبران مافات خواهند پرداخت .
       زائرین عزادار آمده وبقیه خواهند آمد .مسافرین نوروزی در تدارک جاومکانند وشهر در تب وتاب پذیرایی ازمرکبداران ُ برای اولین بار تردد زوج وفرد را تجربه می کند . مجاوران هم به همین بهانه فضارا به زوار می دهند وکمتر خود را به چراغهای صد وچند ثانیه ای نزدیک می کنند باشد که وقت دگر  آید و . ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 0:14  توسط الیاس پهلوان  | 

    زنده ترین شعار دنیا شعار امام حسین (ع)

       مناسبتهای  زیادی هست که هیچ دلیلی برای اشاره به آن پیدا نمی کنیم ، ولی بعضی از وقایع ومناسبتها به جهات زیادی باما اجین شده اند وناخودآگاه به سوی بیان  مطلبی و یا نوشته ای دراین خصوص رانده می شویم . نفس اربعین در فرهنگ ملی ومذهبی ما جایگاه ویژه ای دارد . برای عزیزان از دست رفته مان سوم وچهلم آنگاه سالگرد می گیریم .
       اربعین امام حسین(ع) غیراز ذکر مصیبت های خانواده ایشان ورها یافتگان از واقعه کربلا ،در طول این چهل روز، ریشه در پاسداشت رسمی  چنین دارد. حرکت امام و مسائل بعد آن یک سرفصل مهم وبرجسته دارد وآن آزادی وآزادیخواهی است.این وجه از قیام کربلا همیشه ی تاریخ چراغ راه نهضتهای آزادی خواه وضد استبداد واستعمار بوده است .انقلاب ایران هم با شعارهای انقلاب کربلا به سرانجام رسید.
    ازمصیبتهای غم بار بعد از انقلاب اسلامی بی محتوی کردن رسالت قیام کربلا بوده است . عده ای دانسته ونه دانسته تصویری از امام حسین ویارانش ترسیم کردند که یا در حد ذلت و خواری تنزل می نمود ویا به حد فوق تصور بشر ودور از دسترس جلوه می کرد . بعضا برای تحریک احساسات مستمعین امام ویارانش را قابل ترحم و ضعیف منفعل در میان دشمن نشان می دهند ویا ایشان را فوق بشر ارزیابی می کنند.در قالب روضه ومداحی عقلانیت قیام را نادیده می گیرند. دروصفی می آورند که تیر شرمنده از اصابت امام وشمشیر خجل از برخورد به حضرت عباس است. بیش از آنکه به فلسفه قیام وخصایص انسانی اوپرداخته شود صحنه حماسی ناقصی ترسیم می گردد. اگر امام یارانش اینقدر ضعیف وبی برنامه بودند اعتراض وقیام برای چه ؟ واگر ایشان رفتاری فوق بشر داشتند ، برای انسانها حجتی نیست. چون آدمی درحد توان وطاقت وظیفه دارد. یپامبر خدا می فرمایند : من بشری مثل شما هستم ، الا اینکه به من وحی می شود وبه شمانه .
       بعضی از کارها مورد پسند خیلیها نیست ولی به خاطرفشار وجوی که ایجاد شده حرفی نمی زنند واقدامی نم کنند. در نوحه سرایی ها و خیمه های چایی و... رفتاری بروز می کند که با تکرار ان به فرهنگ تبدیل خواهد شد . ازمسجد وخطابه مهمترشده اند. مثل آن بنده خدایی که می گفت از عشق امام حسین از صبح تا شام سروسینه زده ام وخدمت کرده ام فرصتی نبود تا پا از کفش بیرون کنم .
       برای خرافه زدایی وتغییر عادتها شهامت لازم است . شهامتی از جنس  مطهری و شریعتی .
      زنده ترین شعار دنیا شعار امام حسین یعنی آزادی است. امام حسین (ع) شهید شد تاپرده های جهل دریده شده ،مردم آگاه به فساد وخود خواهی حکومت  گردند. عاشورا واربعین تجدید عهد با اندیشه های حسین است. گریه برحسین برای عدم فراموشی این راه  است .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:41  توسط الیاس پهلوان  | 

      روز درختکاری مبارک

           امروز روزدرخت کاری وآغاز هفته منبع طبیعی است. هنوز سر صبح است وبرنامه های این روز شروع نشده است . پیشبینی می شود :از یک ساعت دیگر برنامه های شروع شوند . در اکثر شهرها گردهمایهای برگزار خواهد شد بزرگترین مقام آن شهر درختی غرس خواهد کرد . جلسهبه  تلاوت قرآن مجید و احادیث وارده در ستایش درخت و بیان مزیتهای اشجار وفضای سبز مزین خواهد بود.از پشت تریبونها با صوت زیبا شاید توسط مجریان سرشناس واحتمالا خانمهای محترمه برنامه های شادو متنوعی اجرا خواهد شد .آوازها وترانه های محلی وملی در وصف وخصایل این روز با موسیقی دلنشینی از بلندگوهای هتل ومتل و سالنهای آراسته پخش خواهد شد.  سخنرانان سنگ تمام خواهند گذاشت وهرآنچه خوبی است به درختان نسبت خواهند داد.مسولین،  برنامه های اجراشده وطرحهای کشت درختان مثمر وغیر مثمر در سالهای پیشین و میزان مبالغ ومساحتهای در دست اقدام برای کاشت درخت وایجاد کمربند فضای سبز و... را گزارش خواهند داد.و احیانا مسولی و یا استاد دانشگاه وطرفدار محیط زیستی بعنوان مدعو دلتنگی های خود از بی توجهی به منابع طبیعی علی الخصوص قطع درخت وتخریب مراتع وچرای بی رویه دام داد سخن خواهند داد. زان پس  هم شنوندگان حاضر در جلسه  ضمن کندن پوست موزهای پیش رو ، همچون دقایقی که در تشیع مرده ای شرکت داشته و یا به دیدار اهل قبوری رفته باشند متاثر از اتفاقات واحیانا سرمست از حجم فعالیتهای انجام شده خواهند شد .جلسه چون کمی دیرتر شروع شده وبرنامه ها خیلی مفصل بوده ، مدعوین نباید بدون نهار محل را ترک کنند برای صاحب خانه بد است. غذای تهیه دیده شده درهمه جا یکسان نخواهد بود چون نه در همه جا شکار هست ونه درهمه جا امکانات یکسان ، ونه درهمه دستگاهها اعتباری یکسان است .به قدرقوه میهمان پذیرایی واحتمالا در پایان هدیه ای دریافت خواهند داشت . نگویید خورده می داند نخورده چه می داند.هر کاری رسمی ورسومی دارد هرچه کارمهمتر وعظیمتر جلساتش پربارتر.  ...                             

          ولی دریغ از تغییری در حالات طبیعت و صد دریغ از تحول در ما وشرکت کنندگان ومجریان و متولیان . در به همان پاشنه خواهد چرخید که می چرخیده است .در بعضی نقاط جنگل، درختان شمرده می شوند (یاد آن گفته که درختها نمی گذارند جنگل را ببینم) مراتع فقیر تر از گذشته(آخه دام زیاد وبارندگی کم) ، درختان کاشته شده سالهای پیش خشکیده ، شنها روان تر ، تخریب وفرسایش افزون تر . باز یاد گفته ای از پدرم که می گفت از روزی که قرقبان برای جنگل ومرتع تعیین شد همه جا خرابتر وگوسفندان گرسنه تر شدند.   سلیلهای بهاری در راهند . آیا پوششی هست که اندک بارانهای فصل را در خود جذب کند تا نکایی دیگر زیر آب نیاید و از خوش شانسی وزارت راه ، جاده داخل جنگل وسیع تر نگردد. واقعا اگر گوش شنوایی بود به ندای طبیعت گوش می داد که همواره می نالد ومی گوید: ای بشر مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 8:34  توسط الیاس پهلوان  | 
        آدم  بعضی وقتا می مونه که چی بگه (اینجاباید گفت چی بنویسه) که نه سیخ بسوزه نه کباب . یه چی نگی که صد در دنیا وهزار در آخرت پاداش ورچوپه بگیری . آخه در این بازار آشفته خیال کدوم یکی رو بلند بلند فکر کنی که به جایی برنخوره ومدیون کسی نشی . قصه آقا شهرامو که همه می گن  ُ تدارکات نوروزو چطور؟بالاییا پاینیا هرکدوم یه جور گله وحرف دارن  ُ نشاندار کردن درختای بیچاره رو در روزای درختکاری خوب بذارین از خواب بیدار شن بعد بکشینشون حیونیارو آبی بدین بعد  اصلا چه نیازی به این کاراست اونا که آذاری ندارن  ُ صحبتای تو رشتو نظر نماینده وبعضی ازبعضیا ُ گرونی بازاروُ بودجه سال بعد ُ سروصدای معلمارو ُ سکوت کارمندای خوشبحالو ُ بیم وامید ونگرانی کشاورزا که آیا بیاد آیا نیاد؟اگه بیاد چی میشه ُ  ثبت نام چی چی نود  این تیپش چیه اون یکیش چه ریختیه  ُ و...و... همه وهمه حرف وحدیثای زیادی دارند.
    ولی زندگی جاری است . تا شقایق هست زندگی باید کرد. باید وباید ... ماند وزندگی کرد . می نویسم پس زنده ام . مرگ حق است ولی نه به دست خود انسان . ناامیدی هم مرگ است . زمستان تمام وروسیاهی به ذغال .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 23:54  توسط الیاس پهلوان  | 

        شما چه دعایی می کنید؟ چه تقاضاهایی دارید؟
          آیا می خواهید  امام زمان (عج) ظهور فرمایند ؟چرا؟ آیا دوست دارید جامعه ای  با عدل وانصاف داشته باشید؟ چرا وچگونه ؟ آیا می خواهید کشوری آباد داشته باشید؟ چگونه ؟ آیا دوست دارید مردم به یکدیگر احترام بگذارند؟ چطور؟ آیا می خواهید باران وبرف زیاد ببارد؟ چرا؟ آیا طرفدار طبیعت ومحیط زیست هستید؟ چگونه؟ ....؟ .... ؟ ....؟ ....
      درنگاه اول شاید سوالات بی مورد و حتی مسخره ای بنمایند ،  ولی با قدری تامل وتفکر می توان گفت اینها از سوالات اساسی در طول زندگی فردی واجتماعی  است .غالب افراد در طول شبانه روز دعا ها وخواسته هایی از این دست زیاد دارند.  متناسب با  این دعا ها وتقاضا ها  چه  فعالیتی باید نمود . آیا آمادگی لازم برای تحقق این خواسته ها وجود دارد.
         فردی سالها عرض ارادت به صاحب الزمان (عج) می نمود و تقاضا داشت تا حضرتش بیایند و وی در رکابشان ،جزء بهترین یارانش باشند. پش از سالها راز ونیاز ، از قضا شبی در عالم خواب و  رویا بدیدند که  صاحب العصروالزمان تشریف آورده اند . وی نیز به سویش شتابان رفت و اظهار نمود که سالها به این انتظار بوده و این آن روزاست ، حال بفرمایید چگونه  دررکابتان باشم . حضرت فرمودند : این حضور شرایطی دارد . متقاضی عرضه داشت بفرماییدکه سخت مشتاقم .امام  فرمودند: اول باید خانه ات را واگذاشته ترک مکان کنی . چرا؟ این محل قصبی است . البته توتقصیری نداری ، دیگران قصب کرده اند اما تو ساکنی و باید تحویل دهی . شخص مخلص گفت اینکه درست نیست من سالهاست به این محل خو گرفته ام ، عمری برایش زحمت کشیده ام و.... حضرت فرمودند : در هر صورت تکلیف این است . مرد به ناچار قبول کرد . شرط دوم رابیان فرمودند: باید همسرت را طلاق دهی .  آخه این چرا؟ اظهارنمودند: ایشان خواهر رضایی شما بوده ولی شما بی اطلاع بوده اید . باز مخاطب گفت ؛ اینطور که نمی شود من اورا دوست دارم ، چند فرزند از او دارم  و... در هر حال من که  قبول می کنم ولی بااین وضع اگر شما هم تونستی امام زمانی کنی من ریشمو می تراشم . بله در روایات است که بیشترین مقاومت ها در برابر حضرت از طرف مذهبیون ومساجد خواهد بود .
        با تبلیغات زیاد از مردم خواسته می شود که طلب  باران بکنند ودر مصرف آب صرفه جویی نمایند .ولی دستگاههای مبلغ و مردم با چند ساعت بارندگی دادشان در آمده وزندگی را مختل شده دانسته ومنفعل می مانند.
      پروردگار جهانیان به اوضاع واحوال ماآگاهتر است   . ان الله لایغیر  ما بقوم  حتی یغیروا  ما  بانفسهم . این قانون الهی است . باید تغییر توسط انسانها شروع شود . دعا ونیایش انرژی وتوانی است که مابرای انجام بهتر امور درخواست می کنیم . از تو حرکت از خدا برکت .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 11:0  توسط الیاس پهلوان  | 

تخصص بی تخصصی

           بی تخصصی ما خود تخصصی شده .بدون هیچ ترس وواهمه  به وبلاگها و متون تخصصی سرکی می کشم وگاه نظری می دهم . در خیلی از مسائل خصوصا اجتماعی مطلب می نویسم و ...
      توجه فرموده اید  بچه ناممیز از چیزی نمی ترسه . به چیزای خطرناک هم دست می زنه ، از جای بلند می پره و.... همین بچه وقتی چیز فهم شد دستشم بگیری با احتیاط وترس از پله پایین میاد.
       راستشو بخواهید با اینکه اینارو می دونم وتخصص ومتخصصینو دوست دارم ولی یک بعدی والینه شدن در یک موضوع روهم دوست ندارم .لذا به همه محافل سرک می کشم .مسائل وموضوعات مربوط به : شعر ،کامپیوتر ، شیمی ،زیست شناسی ، زیست محیطی ، دینی ،سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی ،شهری وروستائی و...می بینم و جسارتا اظهار فضلی می کنم . ترسم از گذر عمر ونگرفتن کامی است .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 15:3  توسط الیاس پهلوان  | 
    موضوع سوالات موهن در خصوص پیامبر اسلام (ص) دستاویزی شده تا گروههای سیاسی ومدعی العموم برعلیه مسولین مربوطه موضعی بگیرند ویا اقدامی نمایند. در واقع طراحان ُ سوال ها را از منابعی استخراج کرده اند که قبلا رسمابصورت  کتاب  وجزواتی نشر یافته است . این مکتوبات مختص آموزش وپرورش نبوده واکثر دستگاهها برای برگزاری کلاس ودوره های آموزش عقیدتی و غیره  از این دست کتابها در اختیار کارکنان خود می گذارند. در یکی از این کتابها تمام آناتمی و پوشش و... تشریح وخصوصیاتی را منتسب به پیامبر اکرم کرده است . از آنجایی که این کتاب ومشابه آن واحد درسی تلقی می شوند  ُ اگر بنده نوعی را هم مامور برگزاری آزمون نمایند اجبارا بخشی از سوالات از این دست خواهد بود . نتیجه اخلاقی اینکه اشتباه پایین دستی ها وضعیفان را قربانی بعضی خطاهاوخواسته ها نکنیم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 13:11  توسط الیاس پهلوان  | 
      تقاضای برف داشتیم آمد ولی آمادگی نداشتیم . با دوروز برف و  یخ همه جا فلج شد . خوب شد مدارس تعطیل شدند وگرنه مثل ادارات به سر کار نمی رسیدند. زندگی تقریبا مختل شد ُ ُهمچنین  پستهای من . باید چیزی رو بخواهیم که آمادگی استقبالشو داشته باشیم .  ندانسته نعمتها  نغمت می کنیم. واین یک نوع کفران نعمت است . عاقبت بخیر شویم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 14:13  توسط الیاس پهلوان  | 
        آفرین به ننه سرما . باز برف . گریوانیها می گویند : اهمن وبهمن ُ آرد بکن صد من ُ خوب اومدم می خوری شیر وماست ُ بد اومدم می خوری کله پاچه (اگه گفتید یعنی چه وچرا؟) . نمی شد اظهار خوشحالی کرد و اونو  را با دیگران قسمت نکرد . همه جاسفید پوش شده . دانه بلورین برف بی هیچ منت و واسطه ای بذل وبخشش خالق رابه مخلوق می رسانند.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 21:5  توسط الیاس پهلوان  | 
      بعضی اوقات ودر انجام برخی کارها هیچ چیز جز استغاثه ودعا کار ساز نیست . واقعا انسان فراموشکار وکفور است. در سختی ها زیاده خواه وناشکیبا ودر سلامتی وگشایش ناسپاس است . درهمه حال به عنایت وتوجه او نیازمندیم .اوست روزی رسان ُ اوست راهنما وهادی ُ اوست شافی ...
    در روزی فرخنده ودر ایامی که  رنجور ترین و مصیبت کشیده ترین امامان متولد شده راضی به عملی می شوم که  آینده اش را اوداند وبس .دست نیاز به سویش دراز می کنیم واز او طلب سعادت وبهروزی وعاقبت به خیری داریم.تولد حضرت امام موسی کاظم (ع) بر فرزند وپیروانش مبارک .
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 7:50  توسط الیاس پهلوان  | 
        گریه باید کرد در مرگ درختان . هردم از این باغ بری می رسد ... یک روزی وقتی از جنگلهای شمال که می گذشتم با خود گفتم آیا در خلق آثار جدیدتوان ُ ایجاد واحدهای کوچکی ازاین مناظر را دردیگر نقاط کشور داریم؟ شاید بتوانیم در مناطقی از کشور فضاهای سبز وجنگل دست کاشت داشته باشیم . از آن سال بیش از بیست سال می گذرد . زهی خیال باطل . نه تنها توان چنین کارهایی را نداشتیم بلکه نعمتهای خدا دادی ومیراث گذشتگان خویش را بدست خود به باد فنا دادیم . سیل های ویران کن دشت (جنگل گلستان )  ُ نکا و... نمونه های بارز ویرانی جنگل هاست . هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک. متولیان جنگل خود صدها درخت را نشان کرده اند تا قطع کنند . هر بهانه ای که داشته باشند قطع درخت را توجیه نمی کند . وماجز گریه وخون دل نمی توانیم.آنها اینگونه به استقبال روز درخت کاری می روند .ما چگونه ؟
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 23:28  توسط الیاس پهلوان  | 
           ایران مجموعه ای از اقوام وقومیتهای مختلف است . دادن درجه ایرانی به یک یا چند قوم خاص میسر نیست .سرکوب اقوام در مقاطع مختلف تاریخ ایران به نفع هیچ قومی نبوده وآثار تخریبی آن تاسالها دامن همه را گرفته است .از  تحقیر اقلیت های قومی افراد وگروههایی بهره برداری کرده اند ولی تعلق خاطر اقوام به ایران مانع از هم پاشیدگی اتحاد ایرانیان شده است . بزرگی ایران وتعدداقوام برای بعضی دشمنان وسوسه انگیز بوده اما بخاطر یکپارچگی ایرانیان کشور  از هر توطئه ای مصون مانده است . 
         بعضی اظهارات عکس العملی وابستگان قومی نتیجه عکس می دهد. باهمه خوبی که موضوع زبان مادری داشت  بعضا افراط در قومیت گرایی را نمایان می ساخت . درشرایطی که اکثریت مردم بدون توجه به نژادوزبان ورنگ باهم زندگی مسالمت آمیزی دارندُ عده ای با مطامع سیاسی در برخوردبا نارسایی  ویا بد رفتاری عده ای خود بدترین عکس العمل را نشان می دهند.مثلا در شرایطی که غالب مسولان از یک قوم هستند بعضی ادعاهای مطرح شده وعنوان اقلیت به ایشان خالی از اشکال نیست .باید تلاش کرد همه اقوام در ساختن کشور شرکت داشته واحساس مالکیت نمایند.ایران ملک مشاع همه است .
          انسان وایرانی بودن شروط مهمی برای باهم زیستن در این دیار است .هرکس و گروهی که به این امر خدشه وارد سازند ُ خواسته ونا خواسته به اصول دیگر اتحاد ُ و به اصول مورد نظر خویش (هم )صدمه زده است . ایران وایرانی پاینده ودر پناه ایزدیکتا .
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 13:48  توسط الیاس پهلوان  | 
         خبر فرار آقای شهرام جزایری با اینکه شوکه کننده است ولی ذهن ها ساکت نمی مانند و سعی می کنند سریعا نظر وتحلیل خود را بیان دارند تا شاید اگر اتفاقی بعدا افتاد بگویند ُدیدید قبلا که گفته بودم  چنین وچنان است .واقعه ای بهت آور وعجیب هست ولی در عالم واقع هرچیزی ممکن است. آمدنش بهرچه بود که رفتنش بهرچه باشد؟ این شخصیت مهم چقدر ساده به جایی وبعد به منزلش رفت ؟ بااین کار صورت مسئله راپاک می کنند؟ شاید در حین فرار کشته شود ؟ شاید با فرارش به دوردورا  قضیه به فراموشی سپرده شود .و... در همین مدت کم خیلی ها با همه حیرت چه ها که نگفتند.  
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 12:52  توسط الیاس پهلوان  | 
        سفرنامه گریوان(۱۰)
         برکات سفره وآب علی (ع)      
               گذشته از تعلق خاطری که به بعضی جاها داریم واین نه تنها عیب نیست بلکه مزیت بوده ومفید است(مانند ایرانیان محترمی که سالهاست در کشورهای دیگر زندگی می کنند بدون اینکه کشور وشهر ودیارخود ارازیادبرند) ُ انصافا برخی نقاط خوب ودوست داشتنی هستند. سرچشمه گریوان از آن جاهایی است که منشا خیر وبرکت بوده وچندین پارچه آبادی را با سخاوت تام  آباد وزیبا کرده است. منبع اصلی این سرچشمه وموهبت الهی رشته کوه سالوک است. گذشتگان تعریفهای زیادی در باب نزولات آسمانی خصوصا در مورد برف گریوان داشته اند که به افسانه می ماند. بارش برف امسال  برروی برف سال قبل تا یک دهه قبل نیز در این کوه قابل مشاهده بود. بارانهای مدام وبرفهای سنگین سالوک سبب جاری شدن چشمه سارهای زیادی می شود . از اطراف آب اصلی سرچشمه در بهاربعضی  آبهایی جاری می شود که در محل به نرو معرف است .در این سالها مردم به شکرانه افزایش آب قربانی کرده ودعوت عمومی دارند.در چنین سالهایی به ندرت آب گریوان به نوبت می رود . مردم بی دغدغه و اختلاف باغ واراضی خود را آبیاری می کنند.   این وضعیت  نه به اندازه سالهای دور ولی تکرار پذیر است .از این وصف که بگذریم هنوزهم منشا حیات گریوان وروستاهای اطراف آن سرچشمه است .
            باوری بین مردم نقل است که روزی مولی علی (ع) برقله سالوک نهاری میل کرد ودرپایان  آب کوزه اش را به سوی گریوان (جنوب سالوک) جاری ساخته وباقیمانده سفره اش را به سمت اسفراین (شمال سالوک) تکانده است . از این روی در گریوان آب فراوان  و در جلگه اسفراین کشت غلات بسیار است.  
        در گذشته سهمی از آب سرچشمه برای باغات (باغچه ها) داخل واطراف ده می رفته ومقداری هم برای چرخاندن آسیاب آبی مصروف می شده است . پس آبهای سرچشمه با چشمه سارهای مسیر زو بعد از آبیاری باغات فیروزه وشاه پسند (خوش منظر) و... به حصارو منطقه در بجنورد می رسیده است.  اضافه آن ُ خصوصا در فصل زمستان به روداترک می ریزد.
    از مجموع نهر های منشعب از سرچشمه دو نهر سیمانی است وبقیه باهمان روشهای سنتی آب را به مزارع وباغات می برند.
       در همین حال وهوا ویاد پیشینان  ُمروری هم بر حوادث  خیلی خوش وبعضا  غمناک  ُواقع در سرچشمه داشتم . روزهای سیزده بدر پایان همه راهها وتجمعها به سرچشمه است . رقصهاوآوازهای مردم ازسالیان سال در این مکان برگزار شده ومی شود... به سال ۵۸ درگیری بین مردم ونیروی نظامی مدافع انتقال آب به حصار ومنطقه پیش آمد که منجر به قطع دوپای یکی از اهالی شد.
بازم دربرگشت ماندیم و راه تمام نشد....
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 13:10  توسط الیاس پهلوان  |