تبليغاتX
گریوان GERIVAN
  شکر نعمت نعمتت افزون کند.....
          چه زیباست نم نم باران . نعمت بی واسطه الهی با سخاوت تمام در حال نزول است . منت خدای عز وجل که طاعتش موجب قربت است وبه شکر اندرش مزید نعمت ... دو روز بارندگی به شهر ودیار ما طراوت و شادابی بخشیده است . از قرار معلوم بارندگی در اکثر نقاط کشور بوده وامید  بهاری زیبارا نوید می دهد. دامداران با این امید دام خود را زنده نگه می دارند( ضرب المثل بزک نمیر بهار میاد ...بی دلیل ومناسبت نیست )و بهانه خوبی است برای گرانی گوشت. هر اتفاقی که بیفتد به زنده شدن طبیعت وسر سبزی آن می ارزد. 
       پیش بینی ها: بیشتر  از طرفداران محیط زیست ُ سازمانهای مسول آب شهرها و کشاورزی مسرور خواهند شد . سدها تغذیه وصرفه جویی مصرف آب فراموش ...  مزارع و باغات سر سبز گردیده و متولین مدعی خواهند شد که با تلاش ایشان تولید رشد فلان درصدی کرده واز برنامه پیشی گرفته اند. ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 8:26  توسط الیاس پهلوان  | 
        مشکلات اجتماعی امروز محصول چندین وچند سال برنامه های ناصحیح بوده است . آلودگی هوای شهرها  ُ ترافیک ُ   صنایع مزاهم در شهرها   ُ جاری شدن سیلاب در مناطق مختلف شهری وروستایی  و...همه وهمه محصول مشترک تصمیم سازان ومجریان طرحهای مختلف بوده است . در حل معضلات اجتماعی بدون اینکه دنبال مقصرباشیم ویا به عوامل سیاسی منتصب نماییم باید قوانین مدونی تصویب و مدیران را ملزم به اجرای دقیق کرد . خیلی از مسائل موجود در حوزه های مختلف اجتماع علی رغم داشتن قانون به سبب مدیریتهای مقطعی ونزدیک بینی ایشان حادث شده است .
        سنگین ترین لطمات ازقبل چنین برنامه هایی به محیط زیست و اراضی کشاورزی وارد آمده است . تعریف درستی ازصنعت وکشاورزی نشده ودرخیلی جاها بعلت توان مضاعف بخش صنعت وارزش افزوده  آن برکشاورزی غلبه کرده است . اراضی آبادکشاورزی تغییر کاربری یافته واز گردونه تولید خارج شده اند.خیلی ازباغات عمدا خشک وبه کاربری مسکونی تبدیل شده اند. 
      بعضی از مدیران به جهت فشار های مختلف و یاحفظ موقعیت خود مجبور به اجرای اوامر وبرنامه هایی می شوند که از نظر کارشناسی توجیهی برای آن نیست . ضرورت ایجاب می کند در تصمیم ساز ی و اجرا به نظرات  کارشناسی  بیش از پیش توجه شود .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:19  توسط الیاس پهلوان  | 
          خدایا نعمات بی واسطه ات را برما ارزانی دار . بارالها طبیعت تو زیباست ُ از تقصیرات ما در گذر وباران رحمتت را فروبار. پروردگارا نه بخاطر ما ناسپاسان بلکه بخاطر نباتات وجمادات که بی هیچ منتی تسبیح گوی ذات اقدس تواند ُ زمین تشنه را سیراب فرما. مارااز دست اندازی به طبیعت بازدار. دانسته وندانسته کفران نعمت می کنیم از خطایمان درگذر واز زیباییهای طبیعت محروممان مساز. الها زمستان مارا زمستان ُ بهارمان رابهاری ُ تابستانمان را تابستان وپاییز مان راپاییزفرما. برف وباران نعمتی است که بی تو مارانشاید. بیش ازهرزمانی به هدایت تودر حفاظت از طبیعت ومحیط زیست محتاجیم .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:58  توسط الیاس پهلوان  | 

انالله وانا الیه راجعون
              باخبرشدم  همکار عزیزمان جناب آقای علی اکبر دلاور فوت کردند. او زحمتکشی بود که پس از بازنشستگی پیش از موعد بامشکلاتی روبروشد وبعد حدود دوسال بیماری به رحمت ایزدی رفت.
              ضایعه درگذشت این عزیز را به خانواده ، بازماندگان و همکاران محترم تسلیت عرض نموده ازخداوند منان برای آن مرحوم مغفور رحمت وغفران وبرای بازماندگان شریف صبر واجر مسئلت دارم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:42  توسط الیاس پهلوان  | 

                                    سفرنامه گریوان (9)
سرچشمه گریوان

         این نوشته بیش از آنکه فکر می کردم به درازاکشید .خیلی سعی کرده ام راوی بعضی شواهدباشم ولی تعلق خاطرم به مسائل محلی بی تاثیر در نگارش نبوده است .انتخاب نام وبلاگ (ودرآینده وب سایت)دلیل دیگر نوشته حاضر است. باشد تا از قبل این سیاه مشقها توانمندیها ونیازهای گریوان بیش از پیش نمایان شود .
        القصه ،بعد از ظهر عاشورا برنامه های عزاداری خاتمه یافته است . این رسم همیشه فکرم را مشغول می کرده که چرا هنوز که اتفاقی برای کاروان کربلا نیافتاده ،سر وسینه زدنها راشروع می شود ولی به محض شهادت امام حسین (ع) ویارانش قضیه فیصله یافته ومردم بی هیچ اندیشه ای بدنبال کارهای روزمره شان می روند.(غیر از دلایل بینشی ،آمدن خودم ودیگر به گریوان در روزهای آخر دهه وترک شتابزده روستا در عصر عاشورا همیشه برایم آزاردهنده ودلگیر بوده است.) درصورتی که اصل قضیه از روز هفتم محرم شروع ودر روزهای نهم ودهم ماجرای کربلاورشادتهای حاضرین صحنه ها  به اوج خود می رسد . در واقع تا این روزمانظاره گر تقابل زشتی وزیبایی هستیم .در حال درس وآموزشیم .بعد این واقعه بایدبرای مظلومان کربلاعزاداری کنیم .
        در هرحال ایرانیان بعد اسلام آیین های آنرا مطابق سلیقه خود برگزار کرده وشخصیت های مذهبی را همچون اسطوره های خویش ستوده اند.
      بعد این مراسم اهالی ساکن در محل به منازل خود ومهاجرین به شهرهای خودرفتند. برای رهایی از دلتنگی این عصر غمناک دل به صحرا سپردیم .
         رشته کوه جنوب گریوان وقله مرتفع سالوک(حدود3000متر) پوشیده از برفند. سالوک نشان گریوان ومنطقه وسیعی از جلگه شوقان در شهرستان جاجرم تادشت اسفراین است .این رشته کوهها در دامنه های شمالی، آب منطقه حصارورختیان ، نیستانه و گریوان تادرتوم راتغذیه وتامین  می کند . در دامنه های جنوبی خود تغذیه کننده دشتهای سنخواست واسفراین است. اگرچه سالوک قله ای است مشرف به گریوان ودرنزدیکی رختیان ،ولی ازنظرمردم ،خصوصا دامداران  این مناطق ،سالوک منطقه وسیعی برای ییلاق وچرای دامهاست.اگرانشاءالله ، همچون خردادماه گذشته صعودی مجددمیسر شود از سالوک ودره های زیبا وآبهای گوارایش خواهم نوشت.
        روزبه زوال است و ما روبه سرچشمه . بیشتر ازآنکه فکر می کردیم راه گلی است . کوه باد درخلاف جهت ما باشدت زیاد به سمت گریوان می وزد. دوجفت برادر که یکی پدر ویکی عموست بانیرویی نامتوازن پای از گل وبرف بر می کنیم تا پیش از ظلمات، جرعه ای ازآب سرچشمه بیاشامیم .باد  پستی را با برف پرکده  وراه ازچاه تمیزدادن مشکل . برای عبور به آقامسیح کمک می کنیم .اورا باتهیه  چوبدستی متقاعد می کنم تا راه را ادامه دهد وداستانهای قبلی در مورد هجوم گرگها ازسمت کوه به روستاراچندان جدی نگیرد وهمیشگی تصور نکند... . هرجاکه امکان عکسی است سالوک نمای زیبا وآدرس می شود . سالوک رازیبامیبینم درهمه فصلها.
      باد درختان  سپیدار راباشلاق خویش به شمال هی می کند. در روشنای باقی روز شلاق بادموسیقی است  با ضرباهنگ تند ،محرک وپیش برنده . وآنگاه که چادر سیاه شب برفراز دیمه زارهای دامنه  سایه سار سر می شود پیچش باد دردره باغهای سیل دره چرم سر راتنگ کاسه زیرکلاه می کند.راهی است که انتخاب کرده ایم . مهتاب راه ،کم از چراغهای نفتی ده نیست .می شود رفت .راه وبی راه به سرچشمه می رسیم .فصل بی رونقی چشمه هاست . روزنه ها در انتظار برفابها وبارشهای بهاری می مانند.فقط من ازتنگنای خروجی چشمه لبی ترکردم . باآقاسید ازفراز بام ساختمان مشرف برپرورش ماهی صحبتی در تاریکی کردیم . ازایشان حال خودو وضع کارگاهش پرسیدم . ناراحت از اوضاع وبی توجهی های مسولین بجنوردبه تولید است . می گوید اینجاتبعیدگاهی برای من شده، نه کسی را می یابم که از من بخرد ونه انگیزه ای برای ماندن دارم ...ازعلت خشک شدن ارسها می پرسم می گوید این هم ازشانس بد من است ...( موضوع خشک شدن ارس ها وپرورش ماهی ایشان را در چند ماه پیش در پستی ذکر کرده ام.)....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 13:10  توسط الیاس پهلوان  | 

   سفرنامه گریوان(8)

      عاشورا 

         در خیل سیاه پوشان از  میان  باریک راههای رطوبت از دست داده چند بار بین مردگان وزندگان طی طریق می کنیم. از قبل اذان صبح مادران در تهیه خمیر، بعضی به نانوایی وبرخی در تاریک منازل خود مشغولند.دیشب تاریکی وفقدان برق به درازا کشید .جز یک نانوایی که با موتور برق اختصاصی کار می کند بقیه بی کار ماندند. مردم به رسم دیرینه چوزمه (نان روغنی) وفتیر تهیه می کنند. نبود برق کار رامشکلتر کرد.اهالی گریوان را عقیده بر این است که در روز عاشورا باید در منازل چوزمه درست کرد تا بوی روغن بلند شده وارواح مطلع وخشنود از خیرات بازماندگان شوند. تعدادی از چوزمه هارا به منازل ملاها وقرآن خوانهای روستا می برند، تعدادی را به گداهایی که در مسیر منتهی به گورستان عمومی ایستاده اندمی دهند وتعدای هم بالتبع توسط خانواده ومهمانان خورده می شود .صف طویل متکدیان رفته رفته کاهش یافته وبه جرات می توان گفت امسال کسی را در این مسیر ندیدم.سالها پیش شاید به واسطه این گونه توجه به مرده واز دست رفتگان بودکه متکدیان از بجنورد وروستاهای دیگر، روزهای تاسوعا وعاشورا به گریوان واردمی شدند . ایشان علاوه برمبالغ نقدی، فتیر وچوزمه از مردم گرفته ودر پایان روز بخشی از آن را به اهالی می فروخته و بقیه را با خود به محل سکونتشان می بردند.چگونگی مراسم عزا وپذیراییهای آن موضوع مهمی است که شاید در پستی دیگر به آن بپردازم.یکی دیگر از مراسم که شاید منحصر به شمال خراسان باشد ، حسن حسین گفتنهای ماه محرم است  . این رسم گرچه در درون مسجد هم ودر طول دهه اول محرم انجام می شود ولی بیشتر در محوطه باز ودر روزهای تاسوعا وعاشوراصورت می گیرد . عزاداران یاهمان سینه زنان بصورت دایره وار ایستاده یک دست را به کمر فرد کناری گرفته ودست دیگر( عموما دست راست )را برسینه می زنند. با همان نظم دایره وار حول محور علم سیاه وسط چرخیده، کمروسر راخم کرده ،عده ای می گویند حسن و عده ای دیگر بانگ برمی آورند حسین. طرز گرفتن کمر ، خم وراست شدنها وصدای حسن وحسین ، منظره ای حماسی و هزن انگیز را توام می کند . صبح روز عاشورا صدای حسن حسین از مسجدبالا همه را به سوی محوطه مسجد که کوچه بخش خیلی قدیمی روستاهم هست فرا می خواند . بعد ساعاتی مردم با صف سینه زنی به مسجد پایین وبه همراه آنان به استقبال هیات سینه زنان مهدیه گریوانیهای مقیم بجنورد می روند که در ورودی روستا از مینی بوسهای از شهر آمده پیاده شده اند.سالها پیش همین مراسم برای عزادارانی که از روستاهای برج وعلی گل به گریوان می آمدند برگزار می شدولی چند سالی است که علی گل صاحب مزار جداگانه ای شده  وبرج وکلاته ها به گریوان وصل شده اند. گروه عزاداران ،نمازظهر   روز  عاشورا رادر مسجد پایین اقامه وپس از صرف نهار (برخلاف شبهای قبل غذاغیراز هلیم است)در سه دسته به هم پیوسته راه را به مزار ختم می کنند. تعداد زیاد جمعیت، صف طولانی از سینه زنان را متشکل می کند. (چند سالی است که زنجیر زنی منسوخ شده )کمی جادر مزار روستاصف سینه زنان را فشرده ودایره می کند.بلندی مزار وکوه باد شدید تر از سالهای قبل فضا را بی اندازه گردوخاکی کرده است . چند نوحه ویا حسین گفتنهای مداحان و مختصر روضه یکی از دوسه روحانی حاضر در مراسم، پایان بخش یک دهه عزاداری مردم گریوان است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 14:16  توسط الیاس پهلوان  | 
    انرژی هسته ای بهانه ای برای  مناقشه ایران وآمریکا شده است . اختلافات زیادی در مسائل جهانی بین دو کشور وموافقان ومخالفان وجود دارد ُ ولی از میان همه  ُ این یکی عمده شده است . ایران با این موضوع می تواند اجماع داخلی و آمریکا با همین مسئله توانسته اجماع جهانی  را بدست آورد . در وافع بیشتر مشکلات طرفین عدم اعتمادبه یکدیگر است وگرنه انرژی وحتی بمب آن مانع دوستی ها نمی شود . دولت نظامی پاکستان نمونه بارز آن است . بهترین روش برای رفع نگرانی ها مذکره بی واسطه است .در صورت رفع اتهامات دوطرف زمینه آرامش در این گوشه ی ناآرام جهان فراهم خواهد شد .ضمن ثبات منطقه ُ ایران راههای توسعه را با گامهای بلند برخواهد داشت . تنش وجنگ به ضرر ما بوده وبیش از جنگ تحمیلی ۸ساله مارا متضرر واز پیشرفت باز خواهد داشت . برنامه ها ومذاکرات در روزهای آینده حساس وتعیین کننده است .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 10:19  توسط الیاس پهلوان  | 

        سفرنامه گریوان(7)
شرایط انقلاب
         در یادداشت از دست رفته بحث را جور دیگری شروع کرده بودم . بعد خواندن مقاله ودیدن گوشه ای از جشن 2500ساله به  دوره راهنمایی ومهاجرت از روستا رسیدیم . جدا شدن از خانواده زندگی مجردی در سن یازده دوازده سالگی دشواری ودلتنگی هایی داشت . توهمین دوره ودر سن وسال دوره گذر از کودکی به نوجوانی وجوانی در شرایط سالهای قبل انقلاب ، شاهد تغییر حالات بچه های روستایی در شهر وانحرافات اخلاقی ایشان بودم . خیلی از این بچه ها در خانواده های مذهبی رشد یافته بودند و لی مسائل آن روز باعث شدتااکثرا ترک تحصیل کرده وبه مشاغل دیگر روی آورند.
         بیشتر زنگهای تفریح به عادت از پشت نرده های مدرسه فرخی خیابان بش قارداش را نگاه می کردم ، شاید آشنایی واقوامی را سلام کنم .در یکی از این روزها نوشته ای نظرم راجلب کرد .در قسمت وصل به نرده ها برروی  ورق های فلزی نارنجی  تابلوی جاده در حال احداث اسفراین جملاتی حک شده بود . این نوشته ها هرچند کم رنگ ولی خوانا بودند : این رژیم سفاک در شرایطی که مردم گرسنه اند میلیونها تومان پول کشور را خرج جشنهای 2500 ساله می کند . جوانان شما را زندان وشکنجه می کند.مرگ بر . .. اول جمله ها برایم نا مفهوم بود . بعداز تکرار خیلی ترسیدم وبرای کسی هم  بیان نکردم .البته در گذشته جمله های مخالف ولی بی آذار از پدرم در مورد رژیم وشاه شنیده بودم ولی این مورد تیشه به ریشه بود وتنگری بر ذهن نحیف ولاغر من .پدرم بارها از امنیتی که رضا خان آورده وسالهای بی نظمی را خاتمه داده سخن گفته بود . او بیشتر اتفاقات و هجوم ترکمن ها ، غبله خوانین وحکمرانان محلی بر مردم رادیده ویا شنیده بود. از اینکه رضا شاه کشف حجاب کرده ولباس محلی وبومی مردم را به اجبار عوض کرده ناراضی بودند.یکبار نمی دانم کتاب تاریخ چه سالی را می خواندم صدایم را شنید که نوشته : رضا شاه با مشتی از خاک وطن برای جلوگیری از خونریزی به جزیره موریس رفت . ایشان بی تامل گفت غلط کرده اوحتی فرصت خم شدن نداشت ، جنگ جهانی که شد انگلیسی ها اورا از ایران اخراج کردند واو هیچ مقاومتی نکرد. ویا یکبار محمد رضاشاه در مشهد در باب وضعیت آستانقدس وحرم امام رضا صبحت می کرد که ما هم با ایشان در مشهد بودیم . شاه از وضعیت داراییهای امام رضا (ع) می گفت : ...آستانقدس در زمان پدرم مقروض بود ولی ما با کارهایی که کرده ایم به درآمد وداراییهای زیادی رسیده است . در این حین پدرم گفت غلط کردی امام رضا از خیلی سالها بیان می شده که روزی یک خشت طلا درآمد دارد. آبی که از دور حرم عبور وبه مزارع وقفی می رفت می توانست بچه ای را باخود ببرد، بقیه دارایی ونذوراتش پیش کش ....
           آری با این نوع حرفها واشکالات در باب حکومت از ایشان و روحانی هایی که به ده می آمدند شنیده بودم ولی آخری مرا به هم ریخت وشاید مقدمه کتابخوانی ورفتار های بعدی شد . سال بعد جایی دیگر منزل اجاره کردم و همسایه کسی شدم که بعد ها بابایش رئیس پاسگاه گریوان شد .اودبیرستانی بود ومن دوم راهنمایی . بعد آشنایی کتابی از صمد بهرنگی دادوگفت که کسی نبیند چون ممنوعه است .بعدها کتبهای دکتر شریعتی و... عید فطر هم به مسجدرفتیم تا نماز عید بجای آوریم .
        واقع قضیه این است که  وضع به گونه ای پیش می رفت که تغییر بنیادی ویا انقلاب رااجتناب ناپذیر می کرد.براساس نظریه های جامعه شناسی تحولات جامعه در شرایطی رخ داده و کامل می شوندکه مولفه های لازم را داشته باشند. شاید بعد انقلاب حرف وحدیثهای زیادی درمورد زمان وقوع انقلاب  ، اوضاع اقتصادی ، تحقق آرمانها  ، و... شده باشد ،اما همه این رویدادها به یکباره پدید نیامده اند.یکی می گوید چی می خواستیم چه شد .یکی گفته بود مردم ایران باران می خواستند ، سیل آمد....
        هر نسلی به فراخور اوضاع آن روز تصمیمی می گیرد واقدامی می کند . شرایط آغاز انقلاب به گونه ای بود که اکثریت مردم از آن حمایت کرده وکاری سترگ کردند. در اصل این مشیت الهی است که اگر قاطبه مردم چیزی را از ته دل بخواهند وبه دنبالش باشنددر همیشه تاریخ آن خواهد شد.شاید رهبران و گروههای سیاسی از این اصل استفاده کرده وتمام تلاششان این است که اکثریتی را همراه ایده ونظر خود کنند....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 11:58  توسط الیاس پهلوان  | 

   سفرنامه گریوان(6)
دهه فجر    

          راسته که میگن سن که بالا میره انسان گذشته هارو خوب یاد می آره ولی یادش نمیاد دیشب شام چی خورده .در ودیوار گریوان خاطره است ، ولی من قصد خاطه نویس نداشتم فقط می خواستم قدر از حال وهوای دوروز حضوررو بگم .ولی نمی شه .بدهم نیست ازگذشه وگذشتگان یادی بشه .البته اگه نگیم هرسال دریق از پارسال .تو محیطای کوچک دنیاوخواسته هاکوچکن ومیشه گفت آدم توحال زندگی می کنه نه غرق آرزوهای طول ودراز .شاید کاریدی این خاصیت رو داره که بخوری تا بتونی کار کنی وخسته بشی وراحت استراحت بکنی. درسته که بهمن ماهه ولی به خاطر محرم همه جا سیاه پوشه . خوب شده تو این چند سال پارچه های سیاه با نقش ونوشته های رنگارنگ تزئیین میشن وگرنه تحمل این همه سیاهی ،اونم در بعضی جاها در طول دو ماه غیر قابل تحمل می شد . جایی حدیثی رو شنیدم که می گفت جایی که لباس سیاه وسیاهی آنجا باشه فرشته ها به اونجا نمیان .نمی دونم روحانیا که اصلا سیاه نمی پوشن ویامدت کمی سیاه پوشن چرا بعضی ها این همه به این پوشش اهمیت میدن.
          یادم افتاد دی وبهمن 57 تو گریوان .جالبه بدونین در اون وقتا تواین روستا موافق ومخالف رژیم با هم بحث می کردن . بعضی پیر مردا جونارویاد 28 مردادمینداختند که مردم صبح مرگ بر شاه وعصر جاوید شاه می گفتند.
       پاسگاه روستا به بزرگترا سپرده بود که مواظب جونا باشین . یکی دو اخطار هم برا من رسید . ولی رئیس پاسگاه نمی دانست (شاید)که پسرش راهنمای ماست . او کتابهای ممنوعه روبا کارتن میاورد و اظهار می کرد که کارتن آورده تامن براش گردو بخرم. منم کتابارو به دیگران می دادم تاتوزیع کنن . دبیرستان تعطیل بود ومن باید بعد کار در بیابان ومزرع بهانه ای برای حضور در بجنورد می یافتم تا اگر راهپیمایی بود شرکت کنم .اولین راهپیمایی واعتراضو تو مهرماه 57 از دبیرستان دهقان(بعدهاشهیدحسن آبادی) شروع کردیم .این وضع تا روز 21 بهمن ادامه داشت . در این روز مردم به شهربانی حمله وبعد چند ساعت در گیری آقای نجفی رئیس شهربانی وساواک بجنورد را دستگیر واز پنجره به خیابان پرت وبه روی وانت بار در شهر گرداندند. سرود موردعلاقه آن روزها الله الله آقای رضا رویگری بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 13:9  توسط الیاس پهلوان  | 

                                     سفرنامه گریوان (5)

یاداولین معلمها

           به قاپاق که رسیدیم علی گل وگریوان وحتی نیستانه وبخشی از رختیان نمایان شد . دورنمای منطقه که به وضوح ظاهر شد در یک آن متوجه شدم صحبت ها وسوالات آقا مسیح را نشنیده ام . کودکی بودم شناسنامه به دست در دفتر تنها مدرسه ده برای ثبت نام . یکه معلم روستا از حرفهای من چیزی آیدش نشد،من هم از گفته های او درک درستی نداشتم . دیدن شناسنامه ها اورافهماندکه قصدثبت نام دارم .ولی چرا این همه ؟ نمی دانستم کدام مال من است .بچه های دیگر کمک کردند تا او بداند قصدچیست وکدام سجل مال من است .به لفظ آن روز این آخرین معلم رسمی بود وبعد یک سال معلمینی که از طریق سپاهی دانش جذب شده بودندآمدند . معلمین خوبی بود هرسه اهل شمال کشور .معرف ترین ایشان آقای نجما بود که در روستا دوره قرآن برپا کرد وسالها بعد هم به روستا رفت وآمد می کرد. دبستان سه یا چهار سالی است ساخته شده ولی هنوز نامش نوبنیاد است .حیاط مدرسه خاکی ودیوار نداردوکلاسها 3یا 4 تاست ....به پنجم که رسیدم مدرسه ای دیگر بنا شده بود . جشنهای 2500 ساله شروع شد .من مقاله ای  در این مراسم خواندم . نمایشنامه ای در باب القای رژیم ارباب ورعیت وانقلاب سفید به همت و کارگردانی معلمین سپاهی دانش با بازی مردم روستا اجرا شد.  ... سال پنجم امتحان نهایی داشت وباید به بجنورد برویم....درحال محاسبه ومقایسه پولهای خود( با دیگران واطمینان ازاینکه وقتی مبالغ من دوبرابر دیگری است  پس نگرانی از هزینه های رفت وبرگشت نخواهم داشت ) بودم که متوجه حرفهای آقاپسر م که هم سن وسال  آن روزهایم است شدم ودیدم راه به ورودی گریوان رسانده ایم .از ایشان عذز خواستم ودر جوابش گفتم تابه خانه برسیم اذان مغرب وعشا است واو زمانی برای پیداکردن الاغ وسواری گرفتن نخواهد یافت.کوچه ها گل ودر بعضی قسمتهابرف و یخ در حال آب شدن . یخ وشیب کوچه مانع عبور سیلور به جای همیشگی شد ودر منزل یکی از اقوام پارک کردیم . فرصتی به اندازه احوال پرسی و وضو بیشتر نبود . مسجد گریوان شب عاشورا مملو جمعیت . صفهای نماز خیلی فشرده . بعد نماز روحانی جوان خطابه ای خواند ودر ذکر وقایع  کربلا می رفت دامنه بحث را به اختلافات مذاهب بکشاند ولی زود جمع کرد و مقتلی خواند واشکی ستاندو پایین آمد . سفره های پارچه ای  بافت محل انداختند وهلیم نوش جان وفطیر نذری خوردیم  و سینه زدیم.
        به هنگام سینه زنی بزرگترها در راس مجلس وپای منبر می نشینند ونظاره گرند . بزرگترهای امروز کوچک هایی بودند که به روزگار کودکی ما سینه می زدند ویا در ردیفای دوم وسوم مستقر بودند . آن روز مسجد را بزرگ وبزرگانش را با ابهت می یافتم .حال مسجد تنگ است واز بزرگانش اثری نیست .شاید به سبب این باشد که مادنیایمان بزرگترشده ولی ذهنیتهای کودکی را باخود حمل می کنیم .
         گریوان از قبل انقلاب صاحب دو مسجد است . مسجد پایین در سالهای اخیر نوسازی شده . مسجد بالا از سمت شرقی قطعه زمینی را تهیه وبا ساختن آن قصد دارند به ساختمان قدیمی که سقف ان شیروانی است وصل نمایند. با اتمام ساختمان آن حدود دو سوم به فضای فعلی افزوده خواهد شد . در حین سینه زنی جوانان روستا را نظاره می کردم که چه عجب اینهمه جوان در روستا ؟ کاشف به عمل آمد که اکثر ایشان ساکن شهرها هستند ومثل ما این ایام را گریوان آمده اند .
         مجلس به پایان نرسیده مسجد را به قصد منزل اقوام ترک کردیم . هنوز جایی برای نشستن نیافته ،برق قطع شد با رفتن برق آخوند مسجد ودوست دوران کودکی هم به ما ملحق شدند . از قرار معلوم قطع برق برای مردم عادی شده وهر آن منتظرند که خاموشی به سراغشان بیاید.فرصتی شد تا با روحانی محترم گپ وگفتاری داشته باشیم . در این محفل اوفردی همچون افراد دیگر است .مثل ایشان فکر می کند مثل آنان از اوضاع اطلاع دارد ومانند بقیه نگران است .پاسی از شب بی فروغ روستارا بااقوام آشنایان بسر کردیم . درکوچه های گلی و پرچاله و بی نور جز با چشم عادت وآشنایی نمی توان راه رفت ....تابعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:45  توسط الیاس پهلوان  | 
        فلبداهه سرایی وآن لاین نوشتن خیلی وفتها کار دستم داده . امروز بعد کلی عجله در تمشیت کار های جاری به ادامه یادداشتهای سفرگریوان ُ پرداختم . داستان کشیده شد به کودکی ونوجوانی وبوی مبارزه وانقلابگری  ُ دهه فجر و...بیش از یادداشتهای پیشین مطلب نوشتم اما و وا اسفا نرم افزار جدید مازیلا... نه کپی را برام نگه داشت ونه صفحه میهن بلاگ را  . به یک باره همه چیز از دست رفت . ولی به هرترتیب شده همان موضوع رادوباره خواهم نگاشت . باشد که عبرتی بگیرم .هرچند در این پست عبرت نشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 13:43  توسط الیاس پهلوان  | 
سفرنامه گریوان (۴)

راه اسدلی ودرتوم   

             تغییری در هوا دیده می شود . کوه بادوباد قشقه از بادهای معروف بجنورد است . کوه باداز سمت جنوب می وزد و گرم است . وزش این باد به آب شدن برف کمک کرده واحتمال بارندگی را افزایش می دهد . باد دیگر سرد وسوزناک بوده واز جهاتی غیر از جنوب می وزد . 
         جمع مردانه وعدم شتاب موجب شده تا پسران دعوت اقوام راقبول کرده وشب وظهر تاسوعا رادعوت باشیم .
          مابی توجه به تغییرات دما مقصدمان گریوان است . همانگونه که قبلا گفته بودم راه عبور گریوان به مسیر اسدلی ودر توم منحصر شده ونه تنها وسایط نقلیه سواری  ُ بلکه مینی بوسهای روستا هم را ه قره باشلو را ترک کرده واز این منطقه رفت وآمد می کنند.  ما در چند نوبت قبلی هم با سیلورمان از این مسیر به گریوان رفته ایم نه از راههای دیگر چون تاب وتحمل این راه هم برایش دشوار است .عصر بعد ازاینکه  خلوطی بش قارداش را نظاره بودیم وبه سرنوشتش فکر می کردیم  راه از دوراهی بش قارداش به روستای زیبای مهنان رساندیم .آب گوارای میان این روستا با باغات گردم وسر درختیهایش  فضای خوبی را برای مردم بجنورد واحیانا مسافرین اسفراین وسبزوار بوجود آورده است .بعد مهنان ارتفاعات منتهی به اسدلی شروع می شود .   در اکثر سالها برف تجمع شده در حاشیه جاده ودر ه های آن در تابستانها هم قابل رویت است .چند سالی است که دختر وپسرهای بجنوردی زمستانها برای اسکی وبرف بازی به این ارتفاعات هجوم می آورند.
      قبل از پاسگاه و راهدارخانه اسدلی مسیر گریوان  با شیبی تند وراهی باریک به روستای اماموردی سرازیر می شود .روستای اماموردی ابتدای دره ای باپهنای کم وباغات حاشیه آن راه را به درتوم ختم می کند. فامیل اکثریت مردم اماموردی یزدانی است .
           درتوم را مردم منطقه با بقعه ای بنام بی بی صنم میشناسند.قبل از انقلاب  چوپانها وجوانهای  درتوم اولین افرادی بودند که موهای خیلی بلند همچون جوانهای امروزی داشتند .   
           سومین راه ویابه عبارتی تنها راه گشوده به گریوان تا درتوم آسفالت شده واز آنجا به بعد در دست ساختمان است .جاده چون از میان روستا می گذرد باید که با ملاحظه وآهسته رفت تا گردی به جمال مردم خوب ننشیند وخطری برای دامهایشان نداشته باشد.راه هرچند از کنار باغها عبور می کند ولی در بعضی جاها جوی آب باید از مسیر پل های جاده روان شود تااز  پرت آب وخرابی راه جلوگیری شود.
            انتهای باغات درتوم جایی است که اراضی زراعی  گریوان ُ علی گل و قاپاق شروع می شود . همه این اراضی وباغات از آب سرچشمه گریوان مشروب می شوند . قاپاق روستای کوچک منطقه است که راه درتوم از کنار آن گذشته به علی گل وارد واز آنجا به گریوان می رسد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 14:6  توسط الیاس پهلوان  | 
       یکی از اتفاقات مهم بررسی ساعات کار بانکها بود . بعد چند ماه تغییر در کار بانکها (از ساعت ۹ صبح )از ۲۳ بهمن جاری مجددااز ساعت ۳۰/۷ صبح شروع خواهد شد.در واقع از بین دیدگاههای مختلف روش حل معضلات شهری دو نظر به منصه ظهور رسید. اولین نظر واقدام را دولت و دومین تصمیم در قالب قانون توسط مجلس اعمال شد . گذشته از اثرات مثبت ومنفی دو تصمیم  ُ نظرات کارشناسی وتبادلی که در این زمینه صورت گرفت برای جامعه مفید بود.اعلام نقطه نظرات طرفین  منشا خیری برای اهمیت دادن به نظرات کارشناسی موافق ومخالف در عرصه های مختلف گردید.
       اداره  کشوری بزرگ با پیشینه تاریخی کهن  بدون اعمال نظر متخصصین امور میسر نیست . توجه به نظرات  دیگران سازکارهایی رانیاز دارد که باروشهای نوین مدیریتی بآسانی قابل دست یابی است . 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:5  توسط الیاس پهلوان  | 

                                         سفرنامه گریوان(3)

الگوی خشکسالی

          اگر در شهرهای کوچک به مسائل امروزشهرهای بزرگ توجه شود برنامه ریزی بهتری برای آینده این شهرها خواهد شد .پر واضح است که برای این نوع برنامه یا آینده نگری تصمیم گیرانی لازم است که سالها در کلان شهرها کار کرده وبا مشکلات شهر وشهر نشینی آشنا باشند .متاسفانه در انتصاب مدیران معمولا شهرهای کوچک سکوی پرتاب شده وبعد از اندک فعالیتی افراد به شهرهای بزرگ نقل ومکان می کنند . در واقع هدف از بیان این موضوع ذکر اهمیت توجه به شهرو شهرستانهای کوچک قبل از مواجه با فجایعی است که شهرهای بزرگ امروزه با آنها درگیر ند می باشد.
       شهر بجنورد از نظر جغرافیایی در وضعیتی است که اگر به نیازهای فعلی و مسائل زیست محیطی آن توجه بموقع نشود ، در آینده با مشکلاتی روبرو خواهد شد که به آسانی قابل حل نخواهند بود . کوههای اطراف بجنورد در عین اینکه به زیبایی منطقه،  لطافت هوا و تامین آب شهر کمک می کنند می توانند در صورت افزایش وسایط نقلیه و آلاینده های حاصل از آن خطراتی را برای سلامتی مردم داشته باشند.
        اکثر مسیر سیلابهای شهر مسدود ودر محل عبور آنها شهرکهای مسکونی بناشده است . گرچه غالب برنامه ها والگوی شهرسازی ومعماری ما بر اساس خشکسالی بنا شده ولی سوابق حاکی است که دست بردن بشر در طبیعت زیانهای غیرقابل جبرانی را به بار می آورد . مسیری که سالهاروان آبها از آن عبور کرده ،بالاخره دوباره روزی جاری خواهد شد .
      یک الگوی ناصحیح در احداث گورستان در شهر وروستاها انتخاب بلندترین نقطه است . این رویه هم در قبرستان قبلی معصوم زاده وهم در گورستان عمومی جدید در کوه پایه باباموسی ملاحظه می شود . تند بادها وکوه باد عموما در فصلهای خشک می وزد . این امر سسب می شود تا گرد وخاک بالادستهایی مانند مزار های فعلی به شهرسرازیر شده وسلامت بهداشت تن وروان رابه مخاطره اندازد.
        ورودی های شهر وخیابانها ظرفیت عبور وسایط نقلیه مسافران عبوری واهالی را نمی دهند .بعلت باریکی معابربعضا خودروی وارده از فرعی با وسیله متوقف مانع عبور وسیله پشت سری وروبرویی می شود . در تعدادی از چهارراهها بیش از سه چراغ قرمز باید به انتظار عبور ماند.
        بودن تنهادو  روز در بجنورد کافی بود تا کلی خاطرات گذشته را یاد آور ومشکلات رابه نظر جلوه گر نماید . علی رغم کار و تلاشهایی که شده و می شود ، چون مشکلات عمق پیدا کرده اند ، آبادانیها کمتر دیده می شوند .شاید این موضوع از این قوه وخاصیت پیروی می کند که ذهن آدمی همیشه بر نداشته ها متمرکز می شود ویااینکه در بیان وقایع واخبار کمتر ویا اصلا گفته نمی شود که فلان قطار یا هواپیما و... سالم به مقصد رسید،بلکه در صورت اتفاق آن را به جد ویا طنز منعکس می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 11:34  توسط الیاس پهلوان  | 

                                                            سفرنامه گریوان (2)

     پاریس کوچولو

          بااینکه اطراف شهر خشکه ولی مردم راضیند و می گن امسال برف وباران بهتر از سال قبل بوده . البته آمار مقایسه ای سالهای قبل را ندیدم . خیابانهای بجنورد به جهت اراضی کشاورزی وجاده های خاکی و کندنهای پی در پی معابر بیشتر مواقع گرد وخاکی ویا گل آلود است .
      دسته های عذاداری روزتاسوعا خیابانهای اصلی شهر را در تسخیر دارند . خیابانهای بجنورد با سبک وسیاق سی سال قبل نه تنها جوابگوی وسایط نقلیه به وفور از نوع ایرانی ومونتاژ وخارجی با روشهای نقد واقساط و لیزیگ و...آن نیست ، بلکه دسته های سینه زنی هم از این وضع در رنجند .ورودیهای شهر با اقداماتی که در حال انجام است شکل خواهد گرفت . مسیر دوبانده بجنورد –مشهد می تواند مسیر نسبتا خطر ناک بابا امان تا ورودی شهر را سامان دهد . نیروگاه تا پلیس را جلوه زیبایی یافته است . انتهای خیابان بش قارداش یا شهید چمران در حال باز سازی ولی ضرورت دوبانده شدن این مسیر از چهار راه خوشی تا تفرجگاه بش قارداش بشدت احساس می شود .
    پاریس کوچولو امروز مرکز استان خراسان شمالی شده  است . مردم ومسافرانی که در مسیر شمال به شرق کشور از محلهای تفریحی گیلان، مازندران و گلستان به زیارت حرم امام رضا (ع) می روند  ، قطعا از بجنورد عبور کرده ودر آن توقفی خواهند داشت . این موقعیت مزیتی است برای بجنورد وشهرهای دیگر خراسان شمالی . فاجعه زیست محیطی بش قارداش هشداری است به همه که اگر توان واستعداد خلق موقعیت وامکانات جدید را نداریم ،لا اقل  از نعمات خدادادی ومیراث گذشتگان خود پاسداری کنیم.
    سال گذشته به هوای آب استخر ایوب پیامبر از مسیر عشق آباد وراز به این منطقه وارد شدم . غیر از مشکلات جاده وراههای آن به جرات می توان گفت ایوب نسبت به سی چهل سال پیش نه تنها آباد نیست بلکه خراب ومتروکه شده است . زیبایی محل حتی به اندازه سالهای کودکی ما که با کاروان اسب وقاطر بدان وارد شده بودیم نبود . این نقطه از ایران به جهت استخرآب گرم ، سوابق ونظریات تاریخی ، اقلیم متنوع و   نزدیکی به مرز ترکمنستان در فاصله یکصد کیلومتری شمال شرق  بجنورد ، محل خوبی برای جذب توریست می باشد .....

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 11:20  توسط الیاس پهلوان  | 
        پیشرفت در هر زمینه ای مایه خرسندی ومباهات است . خبر ساخت دارویی برای معالجه یا تسکین آلام بیماران مبتلا به ایدز می تواند نوید بخش تلاش انسانهایی از تبار ابوعلی سینا وذکریای رازی باشد. بعد از قرنها جاماندن ازقافله علم کیمیاگری وطبابت ُ نسل امروز می رود تا با آموزش علم جدید و تجربیات گذشته طرحی نو در اندازد.با اینکه علم واختراعات وابداعات جهانیند ولی تولید علم از مولفه های توسعه کشورهاست .
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 9:41  توسط الیاس پهلوان  | 

سفرنامه گریوان ( 1)

      یک هفته از گریوان مجازی بدور ماندم وچند روزی را به قصد گریوان ترک این دیار کردم . روزهایی که پدری بالا سر داشتیم جز برای دیده بوسی او بهانه کافی برای ورود به گریوان نبود . بعد او گاه وبی گاه هوای کوهستان ونسیم سالوک و  آب سرچشمه مارا می طلبید ،  ولی تاسوعا وعاشورا بی هیچ بهانه فرصتی است برای زیارت تربت پدر و دیار دیر آشنایمان . آخرین بار که امکان حضور داشتم بهانه خدا حافظی اویس آقا از اقوام برای رفتن به سربازی در ماه مبارک بود . زان پس آمد وشدی به بجنورد وگریوان نداشتم .
     این سفر همچون سفر تابستانی کاملا مردانه بود . دو برادر ویک پدر . دور از خانه همه چیز وحتی جایگاهها عضو می شود . کمتر متوجه شان و مرتبه افراد می شویم . قدری از راه روز وبعد آن شب نمایان شد . زمان وسرعت هرچند به تاخیر نیست ولی اهمیتی هم ندارد . نه کسی در انتظارمان است ونه عجله ای برای حضور داریم . راه رفت ما ومقابل با ترافیکی نسبتا زیاد در تب وتاب است . دو روز تعطیلی وسط هفته واحتمالا قاعده بین تعطیلین ، تعطیل ، (این بار با اخذ مرخصی) مسافرت را به پنج روز می رساند و فرصت مناسبی است برای زیارت اهل قبور و ...
    روز را زوال آمد و ما به قوچان در توفقی  کوتاه خانواده خویشی را براه دیدیم که همچون ما رهسپار گریوان بودند .  در زیر مهتاب ونور چراغ بجنورد را یافتم در هیاهوی هیئات . ظرفهای هلیم به دست رهروان پیاده حلیم ما ستاند و راهی هیات مهدیه گریوانیها کرد . همه چیز مهیا بود . وعظ و مرثیه خاتمه یافته جمعیت در ردیفهای منظم ودو طرفه آماده سفره شام شده اند . در ردیفهای نزدیک در خروجی جای گرفتیم. بعد چندقیقه معطلی واحوالپرسی با آشنایان جامهای مسی هلیم جلویمان نهاده شد . در کمتر از ربع ساعت صفهای منظم بهم خورد وخورندگان صحنه را ترک کردند . به اجبار برای جایگزینی بیرون ماندگان ماهم محل را ترک کردیم .
      هوا در کمتر از یک ساعت دگرگون شد و به سردی گرایید. هیاتها بعد پذیرایی در دستجات ترتیب داده شده با علم وزنجیر وسینه در خیابانها به عزاداری می پرداختند . گویا رسم دیرینه رفتن به معصوم زاده ورافتاده . شاید از زمانی که گورستان از معصوم زاده به دامنه کوههای باباموسی ( بهشت ...) منتقل شده  این رسم به گشت در خیابانها بدل شده  است . ما سواره به معصوم زاده فاتحه ای را نثار اهل قبور کردیم وبعد گشتی در خیابانها وتماشای عزاداری باقی وقت را به صله رحم پرداختیم  ....  

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 14:2  توسط الیاس پهلوان  | 
       در واقع هرآنچه بعنوان ظلم بر امام حسین ویارانش  در واقعه کربلا ثبت وضبط شده از روز هفتم محرم با بستن آب برلشکریان آن حضرت شروع می شود . حوادث بعد از این روز  ُ نمایش  رویارویی« همه ظلم با همه مظلوم » قبل و بعد خود را در یک مکان [ کربلا] ودر یک زمان کوتاه [روز عاشورا ]جمع می کند .کافی است حوادث یک روز ویک نقطه جهان را مطالعه و سپس تحلیل کرد که تا بوده وخواهد بود زشتی در نبرد با زیبایی است . این صحنه قبل از اینکه صحنه نبرد دو نیرو ولشکر به ظاهر نظامی باشد ُ مقابله دو نیروی درونی انسانی است . در اهداف رسل آمده که خداوند پیامبران را مبعوث کرده تا انسان را با خود در گیر کند . هر اتفاقی  بعد از درگیری درونی انسان با خودش در بیرون نمود پیدا می کند.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 10:18  توسط الیاس پهلوان  | 
         در چند یادداشت قبلا به سابقه راههای گریوان اشاره نمودم . تا کنون از سه مسیر گریوان به بجنورد منتهی می شده است :
 ۱ - مسیر زو : این مسیر از دو  راهی بش قارداش   به سمت غرب ( سمت راست جاده  ) از روستا های کچرانلو ُ   ارک  ُ دوراهی شوقان وسنخواست  و روستای فیروزه عبور کرده و به زو می رسد . فاصله زو تا گریوان حدود ۷ کیلومتر بوده با احتساب فاصله تا فیروزه ُ   گریوان تا بجنورد حدود ۱۸ کیلومتر خواهد شد .
 ۲ - مسیر قره باشلو : این راه پس از بش قارداش و قبل از مهنان از سمت راست جاده اسفراین به روستای قره باشلو وارد شده واز آنجا در مسیر خط لوله گاز کارخانه ریخته گری اسفرایین به بالای کوه رسیده واز آنجا به سمت علی گل و گریوان سرازیر می شود . فاصله این مسیر حدود ۲۴ کیلومتر است .
 ۳ - جاده اسدلی ودرتوم : این مسیر قبل از پاسگاه وراهدارخانه اسدلی از جاده اسفراین منشعب شده ُ بعد از اماموردی ودرتوم به گریوان ختم می شود . فاصله گریوان تا بجنورد ار این مسیر بیش از ۳۰ کیلومتر است .
       راه زو چندین سال است که متروکه شده وبعداز فیروزه رسما وسیله نقلیه ای به گریوان وارد نمی شود . ظاهرا به جهت خطرات وهزینه ای که برای نگهداری ومرمت راه مسیر قره باشلو وجود دارد حداقل از زمستان امسال این راه نیز بدون رفت وآمد مانده است . در حال حاضر مردم از مسیر اسدلی ودرتوم آمد وشد می کنند. 
       همانطور که قبلا هم گفته ام  بهترین راه برای رسیدن به گریوان مسیر فیروزه وزو است .این راه نه برای گریوان واهالی آن بلکه برای بجنورد بعنوان مرکز استانی مهم ضروری است . بجنورد در مسیر عبور خیل مسافران جاده کناره از شمال به شرق کشور نیازمند محلهایی برای پذیرایی است . دره زو و روستاهای گریوان و نیستانه محل خوبی برای جذب توریسم واکو توریسم است . ازاین محل بادیدن مناظر طبیعی بکر ودست نخوده می توان به قله سالوک ُ دره ها وچشمه سارهای زیبای رشته کوه آلاداغ رسید.  چه بهتر که مسئولین ودست اندرکار صنعت توریسم به این امر توجه کافی وبه موقعی داشته باشند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 10:49  توسط الیاس پهلوان  | 
  به دنبال دلیل محرم بعنوان اولین ماه سال قمری دوستی در وبلاگ خود http://www.akharinseda.blogfa.com/به این موضوع اشاره داشته اند که مناسب دیدم  عزیزانی که مطلب قبلی را دیده بودند به این نوشته مراجعه فرمایند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:35  توسط الیاس پهلوان  | 
              بعضی سطحی نگریها  وحواشی متن را از محتوی تهی می کند . در اهداف امام حسین(ع) و واقعه کربلا آورده اند که امر به معروف و نهی از منکر مهمترین بوده است . در همین موضوع و همین زمان  خود ودیگرن  را نهی کنیم که  بیت المال اصرا ف نکنیم حتی برای مجالس امام حسین صرف نشود. به دنبال وحدت هستیم  دیگران را لعن و نفرین نکنیم. امر به معروف کنیم ُ بهترین رای وبهترین مسئول وبهترین راه حل مشکلات را انتخاب کنیم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:54  توسط الیاس پهلوان  | 
      بهانه می گیرم که یاد حسین وکربلا کنم. اگر درحد نمایش و تعزیه خانی موضوع را نازل کنیم تا صحنه قریب ۱۴ قرن نزدیکتر آید ُ  تجسم  واقعه برایمان آسان  خواهد شد . در این صحنه زیباییها به کمال نمایش داده می شوند . گویی تقسیم کار شده  . پلیدیها و زشتیها بی کم کاست خود می نمایند. زیبایها اوج گرفته هنر نمایی را به اعلی درجه رسانده اند. واقعا خندق خالی است . بین خوبی و بدی فاصله افتاده . چیدمان خوبی است . اشتباهی صورت نمی گیرد . ...
   ای کاش برای همیشه خدا خندق خالی می ماند. ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:32  توسط الیاس پهلوان  | 
        بهترین بخش خاطره های محرم حلیم وشله  و شربتهای آن بوده است . چند سالی است خیمه های چای باب شده و ظاهرا کمک دولتی هم  دریافت  می کنند. این کار هیچ شباهتی به اطعامی که  بصورت عمومی وخود جوش بین مردم مرسوم بوده ندارد . شله وهلیم در مساجد ُ تکایا ومنازل بصورت دعوتهای عمومی وخصوصی داده می شد و مردم بری آن حرمتی قائل بوده وبه نیت  تبرک وشفا میل می کردند.
        امسال بیش از هر سالی چایی خیمه ای رونق یافته وبا فاصله کوتاهی از یکدیگر در خیابان ومحلات به این امر مبادرت می شود. گر از منابع مالی وحواشی پر سر وصدای آن به دیده ی اغماز  بگذریم  ُ این خیمه ها در فبال خدمتی که به مردم می کنند موجب آلودگی محیط زیست و ترافیک می شوند . ظروف یک بار مصرف مشکل بزرگی برای جامعه شده است . بعد از ظهرها اطراف خیمه ها لیوانهای یک بار مصرف منظره ناخوشایندی را بوجود می آورد که آدمی  از هر چه چایی وخیرات اینگونه بیزار  می شود . متاسفانه شهرداری ومحیط زیست شهرها نه تنها در این مورد اقدامی نمی کنند بل هیزم بیار معرکه هم می شوند .این هم از اموری است که خواسته وناخواسته  محرم و صفر را خالی از محتوی می کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 12:59  توسط الیاس پهلوان  | 

     رمز ماندگاری کربلا

 

           در طول تاریخ بشریت اتفاقات زیادی افتاده که خیلی از آنها کاملا به فراموشی سپرده شده و یا به تاریخ پیوسته اند. جز در کتب تاریخی یا موزه ها از آنها اثری نمی توان یافت . نویسنده یا شعرای زیادی به خلق آثار پرداخته اند ولی تعداد کمی از این اثرها به درازای عمر نویسنده مورد توجه عموم بوده است . در این بین بعضی  آثار و حوادث  جهانگیر و ابدی شده اند .
          واقعه کربلا حتی  بدور از شخصیت امام حسین (ع) از وقایعی ماندگار بوده  و هر نسل وهر قومی به فراخور استعداد وذوق خود اثری در ارتباط با آن خلق کرده اند . شاید رمز گشایی کامل از ماندگاری نتوان کرد ولی توجه عموم به آثار و وقایع مهم  به جهت محتوی و  ناگهنگی آن است . این نوع تولیدات فارغ از زمان ومکان نامیرایی خود را خود به اثبات رسانده اند.
          دومین روز محرم زمان رسیدن امام حسین و همراهانش به سرزمین کربلا( نینوا -   ) سرآغاز واقعه ای شده که  هنوز هم  آزادگان ، شاعران ، عرفا و... به آن تاسی جسته و آرمانهای خود را در آن می یابند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 10:20  توسط الیاس پهلوان  | 
       در تقویم شمسی نوروز آغاز سال شمسی است . فلسفه ودلیل این امر کاملا شناخته شده وقابل توجیه نه برای ایرانیان ُ بلکه تمام دنیا به موضوع اشراف دارند . آغاز سال  میلادی هم مستند به میلاد حضرت مسیح (ع) است . انتخاب محرم به عنوان آغاز سال قمری به چه مناسبت است ؟ حرمت واحترام محرم بعنوان اولین ماه حرام از قبل از اسلام بوده واسلام بر آن صحه گذاشته است ولی دلیل آغاز سال با این ماه را متوجه نشده ام .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 14:12  توسط الیاس پهلوان  | 
       بالاخره برایم معلوم نشد که وب سایت گریوان دات کام را چه کسی گرفته ُ فعلا فعال نیست وسابقه ای از نوشته ها ی آن نیافتم . بااین  وضع تقاضای گریوان دات آی آر کرده ام . شاید با ثبت آن و فضایی که اختصاص خواهد یافت بتوانم به تقاضای عزیزانی که  درخواست عکس بیشتر خصوصا از گریوان داشته اند پاسخگو باشم . قطعا راهنمایی   دوستان وآشنایان به طراحی وب سایت و آنان که ید طولایی در وب نوشته و وبلاگ نویسی دارند ُ به غنای مطالب وجذابیت وب سایت خواهد افزود . گرچه این نام وفضا شخصی است ولی به سبب اسم آن ضمن رعایت ملاحظاتی سعی شده وخواهد شد تا مسائل عمومی جامعه و موضوعات مربوط به گریوان انعکاس بیشتری  داشته باشد  .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:8  توسط الیاس پهلوان  |