تبليغاتX
گریوان GERIVAN

بوی پدر

   

      با اینکه شب جمعه در عوض شرکت در افطاری و مراسم سالگرد ،  یادروز وداع با  پدر کرده بودم ولی برادرم بوی پدر آورد و مرا بی اختیار به  گریوان برد . برسنگ مزار پدر  به ابتکار این عزیز برادر از زمزمه های آنمرحوم نگاشته شده :

به جنت نیست جای بی نمازان            دهددوزخ سزای بی نمازان

مشو نا امید ز  دریای رحمت                 حذر کن از بلای بی نمازان

اگر خواهی روی حوران ببینی               مگیردختر زشاه بی نمازان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 9:54  توسط الیاس پهلوان  | 
     یادم آورد روز وداع با پدر  . ده سال گذشت . گرچه از آن روز تا امروز پدربوده ام و  به سن من وفرزندانم یک دهه اضافه شده ولی روزبه روز به پدر محتاجتر واز فراقش گداخته تر شده ام.روزها وشبها از دوری اش نالیده ام . او با قریب یک قرن تجربه و تاریخ شفاهی منطقه بجنورد  ُ پندها می دادکه هنوز ورد زبان خرد وکلان محل است . 
     روزهای رفتنش محاسبه می کرد ومی گفت  :  گریوان زمستانهای زود رس  ُ بهار بارانی و تابستان خاکی دارد . فرزندانم و میهمانان از راههای دور می آیند  ُ روز و فصلی که هوا نه گرم و نه سرد باشد . فصل باران و برف نباشد که مردم اذیت خواهند شد . شیون های مرسوم محل را برایم برگزار نکنند  فقط قرآن وفاتحه بخوانند  ...
      و اینگونه شد . روز ۲۹ مهر ۱۳۷۵ و چند روز بعد از آن برخلاف سالهای دیگر هوایی مطبوع همچون بهار ولی بدون باران داشت . هوا بقدری مناسب که بعضی از دوستان میهمان در سر راه به گریوان در بش قارداش شنا و آبتنی کرده بودند .  یادش به نیکی وروحش شاد باد .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 9:49  توسط الیاس پهلوان  | 
      و  ای قدس مامن پیامبران واگو شمه ای از آیات الهی . یاد آر دوران خوش نزول  تورات  و انجیل و قرآن  . ای زخم کهنه موحدین   ُ چرا اینگونه زخمهای تنت  عمیق تر می شوند . مادران دروغین را بگو که دست از سرم که بردارید رها خواهم شد . ای قبله اولین ُ  ما همراه فرزندانت سرود آزادی می سراییم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 8:57  توسط الیاس پهلوان  | 
       ماه مبارک رمضان از نیمه گذشت وروزهای قدر هم سپری شد. شاید مهمترین موضوع روزهای آینده ۲۹ یا ۳۰ روزه بودن ماه باشد . مشکلی که کم بیش از زمانهای گذشته هم وجود داشته ولی به جهت اعلام رسمی از رسانه ها برحساسیت موضوع افزوده شده است . به نظرم مسئله در عدم دقت ویا حساس نبودن مردم در طول ۱۲ ماه به ماههای قمری در سرزمین ماست . اگر مردم سی یا کمتر بودن روزهای دیگر ماهها را پیگیری کرده باشند ُ خودبه خود از کامل یا کسر ماه مبارک هم مطلع بوده وهزم مسئله برایشان آسان خواهد بود . در هر صورت انشاءالله که شروع وختم این ماه با پیش بینی درست صورت گرفته ومقبول محبوب قرار گیرد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 11:28  توسط الیاس پهلوان  | 
       برگزاری مجالس دوره ای  در بهار قرآن امری معمول است . مردم در مساجد  ُ تکایا ومنازل ُ  غیر از دعا ونیایش فرصتی را به قرائت آیات الهی اختصاص می دهند . جمع  دوستانه وهمکاری ما ازسال ۱۳۶۰ بطور مرتب شبها بعد از افطار مراسم قرائت  قرآن برگزار می کند . سی شب در منزل سی نفر از دوستان  ُ شبی یک جزء از قرآن مجید تلاوت می شود . در این مدت ۲۵ سال پیرانی از دوره به رحمت ایزدی رفته وبچه های خردسال به سن ازدواج رسیده و  دوره را ترک کرده اند . واینک پدران در شرف بازنشستگی نسل آخری از بچه ها را در دوره تربیت می کنند .این عده ته تغاری ها که به سن بلوغ برسند ُ کودکی در دوره نخواهد بود مگر اینکه نوه ها ونسلی دیگر وارد میدان شوند .باشد که این دوره و دوره های دیگر همچنان پایدار بمانند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 12:56  توسط الیاس پهلوان  | 
          دو انتخاب مهم در پیش است . فارغ از محسنات و معایبی  که برای  برگزاری همزمان این دو مطرح می کنند  ُ برگزاری توامان انتخابات می تواند بیانگر توجه به دخالت مردم در سطوح بالا وپایین مدیریت جامعه باشد .

     انتخاب رهبری بالاترین سطح  و انتخاب شوراهای اسلامی شهر و روستا پایین ترین سطح مدیریت یک جامعه است . بهترین شیوه برای بیان دیدگاه  ُ اعمال نظر و خواسته های مردم  برگزاری انتخابات است . با این کار مردم نماینده خود را برای اجرا و یا نظارت بر قوانین می گمارند . انتخاب مدام به چرخش  حکومت کنندگان و اعتماد به نفس عموم برای اداره جامعه منجر می شود . 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:45  توسط الیاس پهلوان  | 

         قدر بدانیم قدر ها را به قدر خویش  .

       هرکس به شیوه خویش  .

جمع وفرد .

       در خلوت وجلوت .

در خواب وبیداری .

....

بسم الله الرحمن ارحيم

 انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما
ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر

تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

 من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 11:17  توسط الیاس پهلوان  | 
      پوشش انهار ازهدر رفتن آب در مسیر عبور تا مزرعه جلوگیری کرده وبرراندمان محصول در واحد سطح می افزاید  . با توجه به طولانی بودن مسیر آب و نفوذپذیری خاک احداث کانال و ترمیم نهرها نیاز همه بند های آب در گریوان است که باهمکاری مردم وجهادکشاورزی از چند سال پیش آغاز شده است . خشکسالیهای اخیر به اهمیت این امر افزوده وباید به این نوع پروژه ها سرعت عمل داده شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 10:19  توسط الیاس پهلوان  | 
        بیان فهرستی از نیازها سهل وممتنع است ولی مهم اولویت بندی نیازها باتوجه به جمیع جهات است . ذکر برخی  مسائل از معمول خواسته های هرشخصیت حقیقی وحقوقی است ولی درک شرایط وتوجه به امکانات از بیان مشکل کم اهمیت تر نیست . باتوجه به این مقدمه کوتاه وذکر مجدد این موضوع که باید خواسته ها با عنایت به مقدورات بوده وبه ایجاد توقع زودهنگام نیانجامد  ُ فهرستی از نیاز های گریوان ( بدون اولویت بندی) اعلام تا مورد توجه ومطالعات بعدی قرار گیرد:

 ۱- تبدیل به شهر باتوجه به ظرفیتها ی موجود

۲- احداث راه مطمئن ونزدیک به مرکز استان خراسان شمالی (بجنورد)

۳- سرعت در بهسازی بافت فعلی

۴- احداث منازل مقاوم در برابر زلزله

۵- گاز کشی به منازل ( خط لوله گازاسفراین از گریوان عبور کرده)

۶- کانال کشی وپوشش انهاربرای باغات ومزارع

۷- تقویت واصلاح ساختار شرکت تعاونی برای تامین بموقع نهاده های کشاورزی

۸- ایجاد هنرستان کشاورزی

۹- مطالعه طرح اکوتوریسم وجذب گردشگر

...ادامه ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 10:27  توسط الیاس پهلوان  | 
       مطلبی از یک رزمنده در وبلاگش دیدم خاطره خوبی ازشهید عزیز داوود گریوانی بود عینا به   خوانندگان محترم گریوان تقدیم میکنم .
 
خاطره از دفاع مقدس(۳)

مطلبی را آقای ابطحی در مورد شجاعت نوشته بودند "شجاعت تسليم شدن در برابر واقعيت ها كمتر از شجاعت دفاع و جنگ با دشمن نيست. اين يک مبنای جدی برای هر حكومتی است. گاهی تسليم شدن در برابر واقعيت ها، از هر نوع مقاومت و حمله ای شجاعانه تر است و بيشتر به نفع مردم و كشور و دين و ارزش هاست" .من یاد فرمانده مان در عملیات کربلای 4 افتادم . فرمانده ما در عملیات کربلای 4 شهید داود گریوانی بود. او یک روستایی ساده از روستای گریوان شهرستان بجنورد با شجاعتی کم نظیر بود.شجاعتی که در لشکر زبان زد همگان بود .او که واقعا ترس برایش هیچ معنی نداشت جز ترس از خدا.شجاعتی باور نکردنی که من قصد ندارم الان از آنها بگویم . روزی خودش می گفت: این اتفاقاتی که برایم افتاده را اگر کسی بعدا حتی برای فرزندم سعید بیان کند او هم باور نخواهد کرد.

در شب عملیات کربلای 4 من در کنار او بودم .در آن شب وقتی به خط دشمن رسیدیم دشمن  متوجه حضور ما شده بود و  آتشی عجیب را بر سر ما می ریخت چهار لو لهای ضد هوایی را روی سده( خاکریز) گذاشته بود و آنچنان رگباری می بست که تمام نی های هور مثل برگ خزان فرو می ریخت حتی من بیسیمی داشتم که آنتن آن قطع شد-به چشم دیدم چگونه گلوله به آن اصابت کرد-. ما در داخل آبهای هور زمین گیر شده بودیم و عملا هیچکاری نمی توانستیم انجام بدهیم . از آن طرف بی سیم اصرار داشتند کاری انجام بدهیم. پیشنهاد دادند با آرپچی چهار لولها راخاموش کنیم ولی اینکار عملی نبود چون  سیم خارهای  توپی آنقدر زیاد بود که پره گلوله آرپجی داخل آن گیر می کرد. داود گریوانی با بی سیم با فرمانده هان صحبت کرد و گفت شما ها مرا می شناسید من برای خودم نمی گویم که امکان ندارد اگر الان در گیر شویم مطمئن هستم از گردان چیزی باقی نمی مانند و .... من مطمئن بودم اگر فقط مسئله خودش بود  بی محابا عمل می کرد اما او وقتی اصرار آنها را دید به من گفت احمد بیسیم را خاموش کن بر می گردیم. یعنی در آن لحظه تمرد از دستور فرماندهی. کاری دشوار کاری که ممکن بود برایش عواقب سنگینی داشته باشد. آن فرمانده شجاع در آن لحظه با درایتی خاص وتصمیمی شجاعانه جان یک گردان را نجات داد. او شجاعتش را به نظر من با این تصمیم کامل کرد. او چند ساعت پس  از این تصمیم ودر آغاز صبح عملیات به شهدا پیوست. روانش شاد. یادش گرامی.http://samh412.persianblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 8:5  توسط الیاس پهلوان  | 
          تقدیم به کوهنوردان خوب نیشابور که به قله سالوک صعود کرده ولی عکسی از آن نداشتند . البته با این توضیح که من و همراهان نه کوهنورد ونه عکاس حرفه ای هستیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 8:58  توسط الیاس پهلوان  | 
        پروردگارا ، برمحمد و آل او درود فرست و ایمانم را به کامل ترین در جه ایمان برسان و یقینم را بهترین یقین  قرار ده و فرجام نیتم را بهترین نیت ها بگردان و عملم را به بهترین اعمال برسان و به قدرت خود آنچه را که از من تباه شده اصلاح فرمای .    

               ( دعای مکارم الاخلاق - صحیفه سجادیه )

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 7:45  توسط الیاس پهلوان  | 
        انتشار نامه امام (ره) درخصوص دلایل قبول قطعنامه ۵۹۸ وآتش بس هرچند بخشی از مسائل مربوط به ترک مخاصمه وقبول واقعیت های روز و جنگ  بود ُ ولی انتشار و بحث های بعد از آن بیشتر جنبه غالب ومغلوب کردن طرف در مباحث سیاسی را پیدا کرده است . ذکر مسائل تاریخی وتحلیل آن از لحاظ اینکه کمکی به تصمیمات آتی واطلاع عموم از امورات کشورباشد خیلی خوب وضرورت جامعه آزاد وپویا ست . در غیر این صورت مناقشه ای به مناقشات جامعه افزوده وراه ملت را برای طی پله های ترقی طولانی خواهد کرد. در افشاء یا انتشار اینگونه نامه ها جنبه دیگری هم هست وآن پاک کردن دامان بعضی بزرگان در اجرا یا اعلام تصمیمات مهم .
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 13:6  توسط الیاس پهلوان  | 

                     ارسهای سرچشمه گریوان

           مهمترین منع آب گریوان ، علی گل ، قاپاق ، کلاته ها و نیستانه از محلی بنام سرچشمه تامین می شود . این آب در اثر بارش باران وبرفهای انباشته شده در رشته کوه سالوک بوجود می آید .
          کوه سالوک ودره های زیبای آن درختان ارس زیادی دارند که به یمن تامین سوخت مردم از مواد فسیلی و ساخت وساز مسکن از مصنوعات آهنی از قطع وقلع وقم رهیده و رو به رشد گذاشته اند .
          از این ارسها در میان اراضی زراعی مردم هم تعدادی دیده می شود که بحمدالله تاکنون حفظ کرده اند .
        متاسفانه تعدادانبوه این درختان که در اطراف سرچشمه واقع شده انددر اثر بی توجهی  با خطر خشکیدن مواجه هستند . 
        آقای محترمی از فرط علاقه به کشاورزی ، باغداری و... تدریس وتلمذ را به حالت نیمه تعلیق در آورده و با احداث واحد پرورش ماهی (که تولید خوبی هم داشته و مردم گریوان ، بجنورد و... را تغذیه می کند ) چند درخت ارس کهنسال را خشک نموده است.  با شناختی که از ایشان هست قطعا اگر می دانستند که در اثر ساخت استخر پرورش ماهی حتی یکی از این درختها خشک می شود به این امر رضا نمی شدند . 
      اما افسوس که  متولیان صدور مجوز،  یا علم به این موضوع نداشتند ویا اینکه با اغماز از آن گذشته اند . در هر صورت مسولین این امر در محل مرتکب گناهی نابخشودنی شده و آن سید عزیز را در گناه خویش شریک کرده اند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 11:11  توسط الیاس پهلوان  | 
     نرخ دهقان به خرمن معلوم می شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 9:45  توسط الیاس پهلوان  | 

                                                    فامیل در گریوان

             تا قبل از صدور شناسنامه در دوران حکومت رضاخان فامیل یا لقب به سبک امروزی مرسوم نبوده وافراد با نام پدر یا اجدادشان شناخته وصدا زده می شدند .

       در گریوان هم  این روال مرسوم بوده تا اینکه در تابستان سنه 1307 هجری شمسی از طریق سرباز گیری ،  فامیل و لقب نیز با در ج در اولین شناسنامه ( سه جلد ) رواج پیدا کرده است .

       صدور اولین دوره شناسنامه در منطقه با مستقر شدن هنگ ژاندارمری در روستای ارک  -  بین راه گریوان به بجنورد -  شروع می شود . با فرا خوانی بزرگان روستا  تقاضای می کنند که  اسامی فرزندان خصوصا ذکور هر خانواده را اعلام  نمیایند . همچنین یک پسر را به سنی یادداشت کنند که امکان اعزام به سربازی برایش مقدور باشد .

        در روز یا روز هایی که نوبت صدور شناسنامه برای گریوان تعیین شده  ، مردم روستا از جمله پدر بزرگ من که از بزرگان ومعتمدین محل هم بوده حضور می یابند . واز او خواسته می شود  که اولا  نام و لقب خود را بگوید و در ثانی یکی از سه پسرانش را مشمول سربازی اعلام کند . اونام خود را حسن خان ومعروفیت یا لقبش را پهلوان وکشتی گیر  عنوان می کند . از پسرانش علی بزرگتر از همه که توانا در همه کارهای از شخم زمین تا به کوه رفتن وتجارت را  آگاه بوده ، بزرگتر از حد سربازی ، بابا ی من ( میرزاجان ) پسر متوسط و آشنا به امور دام وگله داری را هم معاف اعلام می دارد . پسر کوچکتر عیسی است و هنوز به اندازه بقیه مسولیت پذیر نشده ،  مشمول قلمداد می کند .

      از میزان سن بقیه که بگذریم سن  پدرم ( که مورد علاقه ومناقشه در بین اهالی روستا بوده )  را در آن زمان حدود 8 الی 10 سال از سن واقعی اش کمتر و سال تولدش را 1284 هجری شمسی برابر با 1323 قمری ثبت  می کنند .

       لذا  فامیل پهلوان برای حسن خان ثبت می شود . یک خانواده دیگر هم اعلام می کند که در کوهستان ها ییلاق وقشلاق کرده ودر   رفت وآمد است ، برای او فامیل کوهستانی انتخاب می شود .        ذکر القاب دیگر ان هرچه بوده یانبوده ،  همه را گریوانی ثبت می نماییند .

         به این ترتیب در اولین دوره ثبت وصدور شناسنامه برای گریوان ، سه فامیل گریوانی ، کوهستانی و پهلوان شکل می گیرد . این وضع تا پس از انقلاب اسلامی ادامه داشته ولی بعد از آن خیلی از فامیلهای گریوانی به غیر آن تغییر یافته که تعداد آنها از شماره بیرون است .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 9:9  توسط الیاس پهلوان  | 

                                           دست غیب آدام اسمیت

  آدام اسمیت اقتصاد دان معروف معتقد بود  که دست غیب عرضه وتقاضا تنظیم کننده بازار بوده ونیازی به دخالت خارج از این سازوکار نیست . البته بحرانهای شدید اقتصادی بعد از آقای اسمیت  اقتصاددانانی مانند آقای کنز را وادار کردکه به حدودی از دخالت دولت در تنظیم بازار رضایت دهند ویا طرفداران سوسیالیسم به دخالت مستقیم دولت در امورد اقتصادی معتقد شوند .
      با همه این احوال نظریه آقای اسمیت ارزش و اعتبار خاصی میان اقتصاددانان امروز دارد . ایشان را عقیده بر این است که دخالتهای دولت مسکنی برای کوتاه مدت بوده در درازمدت بضررمصرف کننده و تولید کننده خواهد بود .

       توزیع کنندگان ارزاق عمومی مانند مرغ در گذشته وگوشت ... در آینده در صددند تا به تولید کننده تفهیم نمایند که آنچه ما توزیع می کنیم (ویا می فروشیم ) کمکی است به مصرف کننده در سر سفره ( افطاری ) وگرنه قیمت واقعی همان است که در بازار وجود دارد ( تعیین می شود ) . ولی همچنان تولید کننده ناراضی از هزینه های تولید و نگران آینده واحد تولیدی خویش   ، و مصرف کننده ناتوان از پرداخت قیمت تمام شده محصول است  . این وضع محدود به موادغذایی نبوده ودر بخش مسکن و... هم خود نمایی می کند .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 10:21  توسط الیاس پهلوان  | 
        برنج محصول مناطق پرآب است . کوهستانی بودن مناطق کلات ودر درگز  ُ شرایطی را بوجود آورده تا رودخانه های نسبتنا پرآبی در دره های باریک ومحدود جاری شوند . کمبود زمین زراعی در حاشیه رودخانه ها وضع را برای کشت برنج مساعد کرده و ارقام تولیدی این منطقه بهتر و گرانتر از برنج شمال ایران است .

Image(1415) - برنج کلات - درگز
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 10:7  توسط الیاس پهلوان  | 
روز تاریخ اذان صبح طلوع آفتاب اذان ظهر غروب آفتاب اذان مفرب نیمه شب تاریخ میلادی

شنبه

1/7/1385

03:54

05:20

11:24

17:27

17:47

22:41

23/9/2006

یکشنبه

2/7/1385

03:55

05:21

11:23

17:26

17:46

22:40

24/9/2006

دوشنبه

3/7/1385

03:56

05:21

11:23

17:24

17:44

22:40

25/9/2006

سه شنبه

4/7/1385

03:56

05:22

11:23

17:23

17:43

22:40

26/9/2006

چهار شنبه

5/7/1385

03:57

05:23

11:22

17:21

17:41

22:39

27/9/2006

پنج شنبه

6/7/1385

03:58

05:24

11:22

17:20

17:40

22:39

28/9/2006

جمعه

7/7/1385

03:59

05:25

11:22

17:18

17:38

22:39

29/9/2006

شنبه

8/7/1385

04:00

05:25

11:21

17:17

17:37

22:38

30/9/2006

یکشنبه

9/7/1385

04:01

05:26

11:21

17:15

17:35

22:38

1/10/2006

دوشنبه

10/7/1385

04:02

05:27

11:21

17:14

17:34

22:38

2/10/2006

سه شنبه

11/7/1385

04:02

05:28

11:20

17:13

17:32

22:38

3/10/2006

چهار شنبه

12/7/1385

04:03

05:29

11:20

17:11

17:31

22:37

4/10/2006

پنج شنبه

13/7/1385

04:04

05:30

11:20

17:10

17:30

22:37

5/10/2006

جمعه

14/7/1385

04:05

05:30

11:19

17:08

17:28

22:37

6/10/2006

شنبه

15/7/1385

04:06

05:31

11:19

17:07

17:27

22:36

7/10/2006

یکشنبه

16/7/1385

04:07

05:32

11:19

17:05

17:25

22:36

8/10/2006

دوشنبه

17/7/1385

04:08

05:33

11:18

17:04

17:24

22:36

9/10/2006

سه شنبه

18/7/1385

04:08

05:34

11:18

17:03

17:23

22:36

10/10/2006

چهار شنبه

19/7/1385

04:09

05:35

11:18

17:01

17:21

22:35

11/10/2006

پنج شنبه

20/7/1385

04:10

05:36

11:18

17:00

17:20

22:35

12/10/2006

جمعه

21/7/1385

04:11

05:36

11:17

16:58

17:19

22:35

13/10/2006

شنبه

22/7/1385

04:12

05:37

11:17

16:57

17:17

22:34

14/10/2006

یکشنبه

23/7/1385

04:13

05:38

11:17

16:56

17:16

22:34

15/10/2006

دوشنبه

24/7/1385

04:13

05:39

11:17

16:54

17:15

22:34

16/10/2006

سه شنبه

25/7/1385

04:14

05:40

11:17

16:53

17:13

22:34

17/10/2006

چهار شنبه

26/7/1385

04:15

05:41

11:16

16:52

17:12

22:34

18/10/2006

پنج شنبه

27/7/1385

04:16

05:42

11:16

16:51

17:11

22:33

19/10/2006

جمعه

28/7/1385

04:17

05:43

11:16

16:49

17:09

22:33

20/10/2006

شنبه

29/7/1385

04:18

05:44

11:16

16:48

17:08

22:33

21/10/2006

یکشنبه

30/7/1385

04:19

05:45

11:16

16:47

17:07

22:33

22/10/2006



+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 9:44  توسط الیاس پهلوان  | 
 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿183﴾ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿184﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿185﴾
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 9:17  توسط الیاس پهلوان  | 
           خشکسالی سالهای اخیر غیر از تخریب   بعضی باغات و افت محصول ُ  آثار سوء دیگری هم بر روی درختان میوه داشته که در بعضی مناطق بمرور تاثیرات مخرب آن نمایان می شود . کرم سرشاخه خوار آفتی است که در سالهای اخیر خیلی از باغات را مبتلا واز بین برده است . بهترین روش مبارزه  ُ  بیولوژیک بوده و علاوه بر  یخ آبهای زمستانی باید  بخشهای آفت زده درخت قطع ودر خارج از باغات و مزارع سوزانده شوند .

 باغات گریوان هم از این آفت مصون نبوده اند .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 10:12  توسط الیاس پهلوان  | 
 آب  بش قارداش خشک شده ُ  مسولین بجنورد برای جلوگیری از  کاهش جاذبه های آن دست به ابتکار جالبی زده اند . با حفر چاه در کنار رودخانه آب را با لوله به بلند ترین نقاط این مجموعه تفریحی وگردش گری پمپاژ واز آنجا وارد استخرها  می کنند .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 13:53  توسط الیاس پهلوان  | 

                                     تاریخچه کوتاه مدر سه در گریوان

            تا قبل از سالهای 45 و46 که من به دبستان رفتم یک دوره ابتدایی نظام قدیم آموزشی( ششم ابتدائی )  رو به اتمام بود . چند سالی از این دوره در در منزل شخصی مرحوم حاجی الله رضا که عضو خانه انصاف روستا بود برگزار می گردید . حدود 2 الی 4 سالی از ساخت اولین دبستان منطقه گریوان  می گذشت که من وارد مدرسه شدم و همزمان بود با سومین سال نظام جدید تحصیلی
 ( راهنمائی ) .

            اولین معلمم  مدت زیاد ی با ما نبود وجایش را به گروه سپاهیان دانش داد . اولین گروه از این معلمین که یادشان به خیر باد از اهالی خطه مازندران بودند . بزرگ ومسول ایشان آقای نجما بود که در کارها جانبی روستا فعال  ، وبا مردم رابطه ای صمیمی برقرار کرده وتا سالها پس از دوران خدمتش به روستا رفت و آمد داشت . تا من به کلاس پنجم رسیدم یک دبستان دیگر هم ساخته شد که اولین دوره جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی در این مدرسه برگزار شد . محتوای برنامه ها الغای رژیم ارباب ورعیتی بود که  مردم روستا با آموزشهای معلمین مدرسه نقشهای خود را بخوبی ایفا کردند . این دو دبستان تنها مدرسه منطقه بودند که بچه های محصل از روستاهای نیستانه ، کلاته های اطراف (برج ) ، علی گل و قاپاق با پای پیاده به اینجا می آمدند . چگونگی رفتن به مدر سه ی من داستانی دارد که بماند( شاید بعدا ) .

        گریوان آن روز و امروز بزرگترین روستای منطقه است بادره های زیبا و  محصولات متنوع .  مشکل اساسی آنروز و امروز عدم وجود را ه مناسب برای آمد و شد معلمین و مردم روستا و از همه مشکلتر عدم امکان رساندن محصولات زراعی وباغی به بازارهای  مصرف و تحمیل هزینه های زیاد بر تولید کننده است. 

         برخلاف دوران گذشته که در اندک فضای دبستان دختر وپسر باهم در س می خواندند ، امروز گریوان  2 دبستان ( دخترانه وپسرانه ) ، 2 مدرسه راهنمایی تحصیلی ( دخترانه وپسرانه ) که دختران دبیرستانی هم در این مدرسه مشغول تحصیلند و یک دبیرستان مختص  پسران است .در تمام مقاطع تعداد دانش آموزان دختر بیش از پسر است . موضوعی که کم وبیش در تمام کشور اینگونه شده یا می شود .  ...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 10:4  توسط الیاس پهلوان  |