تبليغاتX
گریوان GERIVAN
تورجـــــــان
 نیمه‌ی اول سال گذشته وقتی کسی با لحنی ناراحت قصد داشت اغلب طبله‌ها و نوع آموزش‌هایشان را نکوهش کرده و به دور از نسل امروز، آکثریت آنان را یکی دانسته و به قول معرف همه را با چوب به‌راند، تعدادی از طلبه‌ها و روحانیان  با گرایش‌های متفاوت سیاسی ولی منصف و مردمی از جمله وبلاگ طلبه‌هائی مثل فرزند شهید فتحی را مثال آوردم. با توضیحات بیشتر، گوئی آرام گرفته وقانع شد که نه‌باید  مسائل جامعه خصوصا سیاسی را، فقط سیاه وسفید دید، بلکه طیف‌های زیادی از رنگ‌ها مختلف از دامنه‌ی سفید تا سیاه قابل مشاهده است.  هیچ‌کدام از این طیف‌ها قابل انکار نه‌بوده و  نمی توان نادیده انگاشت.
  نویسنده‌‌‌‌‌‌‌ی تورجان از زاویه‌ی دید خود مسائل جامعه خصوصا حوزه و طلاب را بررسی می‌کند که برای خیلی از ما که به امور حوزه و روحانیت آشنا نیستیم، جالب و خواندنی است. عنوان زاویه‌ی دید خودشان را از این باب آوردم که در تحلیل‌های  ایشان جناح و افراد خاصی مد نظر برای انتقاد نیست.  وی حتی سخنان مرجعی مثل آیت‌الله صانعی را هم نقد کرده و بر بعضی نظرات‌شان خرده گرفته اند. او نقد به تعبیر خودشان بی‌رحمانه‌ی نوشتار ویا گفتار افراد وشخصیت‌ها را با کلماتی بهداشتی عنوان می‌کنند که امکان سوء استفاده از آن‌ها مسدود می‌شود. در توضیح بی‌رحمانه‌ی نقد آورده که رمز ماندگاری کتاب‌های دکتر شریعتی در معرز نقد بودن آن است.(شریعتی چهل سال است که بی رحمانه نقد می شود )
   اگر بزرگان حوزه حتی به اندازه‌ی ایشان در تحلیل مسائل و مشغله‌های ذهنی جوانان همت می‌گماردند، شکاف نسل‌ها به عمق امروز نمایان نمی‌‌‌شد.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:11  توسط الیاس پهلوان  | 
 أين الرجبيّون؟

ماه رجب ماه با برکتی است. این ماه را مناسبت های مهمی است.

اول رجب: سالروز ولادت پيشواى پنجم, حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام
دوم رجب: امام على بن محمد الهادى عليهما السلام, دهمين امام و پيشواى شيعيان
دهم رجب : امام نهم, حضرت محمد بن على الجواد عليهماالسلام
(13 رجب) روز ولادت اميرالمومنين عليه السلام
25 رجب : شهادت هفتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت حضرت امام موسى كاظم ـ عليه السلام 
۲۷ رجب : يكى از بزرگ ترين اعياد اسلامى است. روزى است كه رسول خدا به پيامبرى مبعوث شد

حلول ماه رجب‌المرجب  و تولد امام باقرالعلوم را به علم دوستان و ومسلمانان پیروش تبریک وتهنیت عرض می‌نمائیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:37  توسط الیاس پهلوان  | 
نامه‌ی آقای رفسنجانی به مقام معظم رهبری

بسم‌الله الرحمن الرحيم
مقام معظم رهبري آيت‌الله خامنه‌اي زيده عزّه
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدي‌نژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمه‌چيني‌هاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهك‌‌هاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراكني‌هاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانه‌هاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي مي‌داند.

ده‌ها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازي‌ها و خلافگويي‌هايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامي‌مان را نشانه گرفته بود.

زير سوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدت‌هاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نمي‌شد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليت‌هاي ممتازي به عهده داشته‌ايد.

نقطه قابل توجه دراين تهمت‌ها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جناب‌عالي كه هادي دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تأييد و تحسين قرارداده‌ايد، نشانه گرفته است.

بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جناب‌عالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سم‌پاشي‌ها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار ‌كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنه‌گران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.

البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.

اينجانب براي پرهيز از آلوده‌شدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكس‌العمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدي‌نژاد گفتم كه در اظهارات او خلاف‌گويي‌‌هاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهام‌هاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانواده‌هايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفته‌اند، نباشد.

از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتي كم‌شدن دارايي‌ها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را مي‌طلبد.

مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوت‌شان ديدند و بي‌شك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.

معتقدم جناب‌عالي بخوبي مي‌دانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم مي‌د‌ارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار مي‌گيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت‌ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌كشي‌هاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،

تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلاف‌گويي‌ها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت‌هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌ها و سلامت انتخابات اكتفا كرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شركت در انتخابات ندارم.

چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكرده‌اند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوق‌الذكر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهت‌گيري در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميم‌خودشان و همكارانشان در صحنه‌اند و عمل مي‌كنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بي‌حرمتي غيرقابل توجيه است.

بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولي اين نظر را رسانه‌‌اي نكرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كرده‌اند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.

با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم.

اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌هاي زشت و گناه‌آلودي مثل تهمت‌ها، دروغ‌ها و خلاف‌گويي‌هاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّف‌هاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاق‌شكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟

رهبري معظم انقلاب؛

اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.

لذا در فرصت باقي‌مانده ضروري به نظر مي‌رسد خواسته حق حضرت‌عالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه مي‌تواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش‌افروخته بريزند.

سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل

دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان

اكبر هاشمي رفسنجاني

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:53  توسط الیاس پهلوان  | 
بنا به افشاگری های آقای احمدی نژاد :
موسوی سالم‌ترین فرد بعد انقلاب

   مناظره فقط روی افرادی که از قبل تعیین جهت نه‌کرده ویا اینکه قصد شرکت در انتخابات نه‌داشته‌اند، موثر است وگرنه بر روی اشخاصی که از قبل جهت خویش را  تعیین می‌کنند، بی‌تاثیر است. مناظره آقایان احمدی نژاد و موسوی با همه‌ی جذابیت‌هایش بر روی طرف‌داران پر وپاقرص‌شان بی‌اثر بود. بی‌اثری آن زمانی آشکار می‌شود که طرفین به زعم خود فقط نقاط ضعف رقیب را بزرگ کرده و مانع پراکندگی اعضای ستادها ویا سمپات‌ها می شوند.
   پیام‌های کوتاه چند روز اخیر از ناحیه طرف‌داران آقای احمدی‌نژاد برای پوشاندن بداخلاقی وعدم تسلط برروی اعصاب رئیس جمهور و گاف‌های پی‌درپی‌اش است. آنان چیز گفتن آقای موسوی در چند جمله را به انحای مختلف بزرگ کرده و به‌عنوان ضعف، احتمالا تنها مشکل ایشان بیان می‌دارند. به قول منصفی، به استناد همین تهمت‌های آقای احمدی‌نژاد و وافشاگری‌هایش و متعاقب آن پاسخ‌هائی که به این تهمت‌ها داده شده، خصوصا افشای سوء استفاده پسرو اطرافیان وی، معلوم می‌شود، از سی‌سال گذشته همه دزد وغارت‌گر بوده اند وبازهم تنها میرحسین موسوی است که غیر از تلاش همسرش برای درس خواندن واخذ مدارک متعدد، هیچ سوء استفاده‌ی مالی نه داشته وبری از فساد می‌باشد، اگر می‌بود، آقای احمدی‌نژاد قطعا با حرارت تمام بیانش می‌کرد.چون وقتی  آقای رفسنجانی با آن‌قدرت ویدطولایش در انقلاب و حمایت‌های رهبران انقلاب از تهمت‌های ایشان در امان نیست، حتما خلاف های آقای میرحسین موسوی و نزدیکانش به‌راحتی افشاء می‌شد. پس بازم آقای میرحسین موسوی سالم‌ترین فرد انقلاب مانده است. چون او تمام صدارت وصدراعظمیش در دوره‌ی امام وجنگ بوده واصولا نه‌ وقت زر اندوزی داشته ونه پولی برای دزدی باقی می‌مانده است . دراین بیست سال بعد امام هم که به قول آقای احمدی نژاد همه دزد بودند وچه‌ها که به سر مملکت نیاورده‌اند؟  میرحسین موسوی خانه‌نشین‌بوده و قادر به دزدی وسوء استفاده نه‌بوده است.
 فلذا بازم زنده باد میرحسین موسوی. رئیس جمهوری برازنده‌ی اوست.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:5  توسط الیاس پهلوان  | 
الگوهای کپی شده

    باهمه تصنعی بودن مناظره آقایان کروبی ورضائی، از بعضی صحبت‌های دو طرف می‌توان به برنامه واهداف‌شان پی‌‌‌‌‌برد. سوال‌های کلیشه‌ای و پاسخ‌های مشابه مانع از آن نه‌بود که به‌توان تحلیل کرد که هردو نامزد با تیم‌های اقتصادی خویش نسخه‌هائی را برای ثروت خدادادی این مرز و بوم دارند.  دراین مناظره 90 دقیقه‌ای و در راه‌ حل‌های ارائه شده برای اقتصاد ایران، مسئله‌ای به‌نام تولید ثروت با استفاده از دانش بشری که موجب جهش دنیای پیش‌رفته شده، مغفول بود.
  یک موضوع برگشت به عقب در طرح هر دو کاندیدا دیده می‌شود. دادن پول نفت به مردم با روش‌های خود ساخته‌ی آقایان بیش‌تر بوی گدائی رای می‌دهد تا یک برنامه‌ی هدف‌مند اقتصادی با افق روشن. دادن پول نفت، هم‌چون دیگر نظریات امام خمینی - مثل اظهارات ایشان در مورد امکان رئیس جمهور شدن خانم‌ها-از اول انقلاب اسلامی ابتر و بی‌پاسخ مانده است. موضوع دادن پول نفت به مردم و مجانی بودن بهای برق و غیره بیانی است که هنوز هم برخی افراد اظهار داشته وآن را منتسب به امام می‌دانند.   
    بعضی کشورهای نفت‌خیز عربی سال‌هاست که طرحی مشابه طرح آقایان کروبی و رضائی را عملی کرده و به حساب افراد جامعه‌ی خود پول نفت می‌ریزند وبه‌نام آنان سرمایه‌گذاری می‌کنند.
   آیا ما که مدعی حکومتی مترقی و دارای قانون اساسی بدیع بوده‌ایم بعد سی‌‌سال دنباله‌رو  الگوهای اعراب حاشیه‌ی خلیج فارس شده‌ایم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:53  توسط الیاس پهلوان  | 
 لعنت حق بر توهین کنندگان

 نقل است وقتی بعد فوت امام اشعار ایشان منتشر شد، برخی افراد جناح راست که از قضا مخالفتی هم با عرفان وتصوف داشته‌اند، گفته بودند: " انشاءالله دروغ است، این اشعار از امام خمینی نیست"

از روزی که موضوع فیلم جوک گوئی آقای خاتمی و توهین به ترک‌ها را شنیده‌ام(چون دیدن چنین چیزائی برایم مقدور نیست) بارها باخود گفته‌ام : انشاءالله دروغ است. وحتما این یک توطئه وکارناولی است برای عصر انتخابات. چون:

"توهین به هر قومی محکوم است خصوصا از ناحیه سیاستمداران وعلی‌الخصوص از سوی افرادی با وجه‌ی اخلاقی نه‌تنها پسنده نیست بلکه گناهی نابخشودنی است."

     از یک طرف باورم نمی‌شود واز طرفی ناراحتم که اگر این درست باشد چه برسر آن‌همه اخلاقیات آقایان خواهد آمد واز طرف دیگر چقدر در سرنوشت انتخابات تاثیر گذار خواهدبود؟ وباز امیدوارم درست نه‌باشد وگرنه بعد انتخابات وبعد اینکه رایم را نثار وایثار کردم ، خدمت آقای خاتمی خواهم رسید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 14:24  توسط الیاس پهلوان  | 
احسان شریعتی در بجنورد 

 هفته قبل وقتی گزارش حضور احسان شریعتی پسر معلم شهید دکتر علی شریعتی در بجنورد  و صحبت‌های ایشان خواندم، متوجه نکاتی شدم که حاکی از پختگی واطلاع وی از اوضاع ایران داشت. در دهه شصت وقتی تب گفتگو ومباحثات بالا بود احسان هم جوگیر شده و حرفهائی می‌زد که گروه‌‌‌‌ و دسته‌های سیاسی آن روز به واسته‌ی نفوذ کلام دکتر از بحث‌ها و نظرات او برداشت‌ها و بعضا سوء استفاده‌هائی می کردند. کس وکسانی به ایشان یادآوری کرده بودند که بهتر است شما بروید دنبال درس خواندن وفعلا وارد این مباحثات نشوید. احسان به این توصیه و یا خود خواسته سال‌هاست که مطالعه کرده و مدارج عالی دانشگاهی را طی کرده است.انصافا مطالب ایشان در میان جمعی از دوست‌داران دکتر شریعتی در بجنورد نشان از عمق یافته‌هایش بوده وبه‌حق شایستگی فرزند آن پدر و آن شمع روشن انقلاب را دارد.نکات قابل تاملی در بیانات ایشان است که شاید در نگاه بدوی روشن‌فکرانه باشد، ولی به درد مسائل اجتماعی وسیاسی روز هم می‌خورد.  درود خدا بر شریعتی و دوستان راستینش باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:32  توسط الیاس پهلوان  | 
اما این‌کجا و آن‌کجا
پرده‌اول
   صبح‌‌الطلوع وقتی نفس‌نفس زنان به منزل برمی‌گشتم، این‌بار آن جوان نمکی را دست به افسار ایستاده در کنار الاغ نحیف دیدم. کمی دورتر در هوای گرگ و میش منتظر همکاری که  یافته‌هایش از محوطه‌ی مجتمع مسکونی را به ارابه‌ی کج‌ و معوج پشت درازگوش منتقل می کرد. به سحرخیزی و تلاش‌شان آفرین گفتم. قطعا آنان ساکن این منطقه نیستند و از راه دوری، به این‌جا آمده‌اند. خیلی زودتر از من بیدار شده وبیشتر از آنچه من دویده‌ام، دویده‌اند. یحتمل این کار هر روز ایشان است و من نه اگر هم به‌خواهم ...  آنان تمام روز می‌دوند تا شکم و شکم‌ها سیر کنند و من این اندک می‌دوم تا از تمام روز خورده‌هایم به‌رهم برای خوردن. او می‌دود و من  می‌دوم. اما این کجا و آن کجا.

ما هستیم
پرده دوم
  این پرده کمی تا قسمتی بی‌ربط پرده‌ی اولی است. آن جوان را دست به افسار نگه داشته توجهی به دیوار پشت سر ایشان داشته باشیم. روی آن نوشته شده " ما هستیم" این جمله را را در خیلی جاها دیده بودم ولی هیچ‌موقع به اندازه‌ی امروز و روز مرور عکس‌های گرفته شده در نیمه‌ی اسفند گذشته توجهم را جلب نه‌کرده بود. مست مقهور عظمت قلعه‌ی دوره‌ی صفوی در بیرجند، عکس‌هائی گرفته بودم که آن روز جز دیوار بلند و کاه‌گلی به چیزی حتی به آدم‌های اطراف، در آن غروب زیبا هم توجهی نه‌کرده بودم. با نگاه امروز غیر ازقلعه باشکوه، پیر زن نشسته بر روی سکوی وسط قلعه و جمله‌ی نا مانوس " ماهستیم" نیز نمایان است. می‌توان حدس زد که پیرزن ناتوان از عبور ار راه‌روهایتنگ و پله‌ها باریک،از صعود به قلعه باز مانده است. اما این جمله به چه معناست، هنوز برایم نامفهوم است. با توجه به تکثیر آن در سطح وسیع و احتمالا در همه‌ی شهرها شاید از جنس آن جمله‌ی ما می‌توانیم، ویا از نوع خواسته‌‌‌‌‌‌‌ی همان‌هائی باشد که غم نان ندارند. می‌گویند هستند ولی نیستند. مثل دویدن من ودویدن آن جوان نمکی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:3  توسط الیاس پهلوان  | 
شادی وشکر دسته‌جمعی

   روزهائی را به یاد می‌آورم  که همه با هم درخواست باران می‌کردیم. این دعا شاید در بعضی نقاط زیاد ملموس نه‌بوده ودرک درستی از این خواسته نداشته باشیم و حکایت آن جمعی باشد که برای دعای باران بیرون آمده‌ایم، اما فقط کسی که به دعایش ایمان دارد، با چتر به میعادگاه آمده است.
    در گذر از مناطقی مانند قاین، بیرجند و زاهدان که شدیدا به نزولات آسمانی وابسته‌اند و آن‌را قدر می‌دانند، کمتر مسجد، نمازخانه و محل تجمعی است که لوح دعای باران در آن نصب نشده باشد. ماه‌های پایانی سال گذشته نزدیک ترین زمان به حافظه‌ی فراموش‌کار آدمیان است که می‌دید مردمی را  که ملتمسانه تقاضای باران می‌کردند ومن هم گفتم که ای خدای ابر و باد بر کویر دل من قطره‌ای فرود آر ، باشد که از خنکای فرشته‌ی قطره‌ها لبی تر کنم.  و این‌گونه بود که از فرط نگرانی قحط سالی و از برای نان خویش، همه و حتی در چند شهرستان ائمه‌ی جمعه وجماعت با مدد دستگاه‌های دیداری و شنیداری، مردم را برای دعای باران فراخوانده ودسته‌جمعی، روی  به سوی خالق آسمان‌ها وزمین کرده، تضرعا خواسته‌ی خویش و دیگر مخلوقات را به نیابت بیان می‌کردند.
  این‌که  این فوران نعمت به واسطه‌ی آن خواستن هاست و یا امر دیگری است، خدا داند وبس. اما چرا حالا که خواسته‌هایمان برآورده شده شکر باران نه‌کنیم؟ قطعا کسان زیادی، خصوصا کشاورزان ودام‌داران این می‌کنند. ولی بهتر بود به رسم دعای باران و نماز باران، نماز شکر باران هم برگزار کنیم. شاید بی‌ربط نه‌باشد که پیشنهاد کنیم،این به خصیصه‌ی فرهنگی ما تبدیل شود، که به مانند عزداری‌های خوب و جمعی‌مان، برنامه‌ای برای شادی گروهی ورسمی داشته باشیم و بعد بارش‌ برف و باران همه باهم  به نماز شکر به‌ایستم وقدر به‌دانیم داشته‌هایمان را.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 9:43  توسط الیاس پهلوان  | 
 میرحسین موسوی و طنازها
   رسانه‌ها وچرخاننده‌های خبره‌ی آنها یک جورائی هدایت‌گر افراد ودر نهایت اکثریتی را به دنبال خود می‌کشند. این مقدمه‌ی کوتاه می‌تواند اعترافی باشد بر هدایت شدن خودم در این صبح دل‌انگیز بهاری. قصدم این بود که از تعطیلی سالن دو ومیدانی به جهت صرفه‌جوئی های اداری و ناله از کرختی وتنبلی جسم باشد. (مزید استحضار که، این اقدام ناپسند ورزشکاران قبل از شروع سال اصلاح الگوی مصرف بوده وبه زعم دوستان بر خلاف نظرات رهبر محترم که مبلغ ورزش هستند، می‌باشد.) در این قریب بیست روزی که سالن تعطیل شده روزهای زیادی را بدون دویدن وبه بهانه‌ی سرما وباران واحتمال تاخیر برای رفتن به اداره صبح‌ها در خانه مانده‌ام. کمردرد و افزایش وزن از نتایج صرفه جوئی مسولین و از تنبلی من بوده است. امروز هم که با نهیبی به مغز توجیه گر خود قانع‌اش کردم که دقایقی جسم مرا به سیمرغام برده بند پاهایم را بگسلاند، خواهید دید که در بندهدایتگران سیاس گرفتار شده، بر روز نیمه آفتابیم سایه افکندند. امان از این بمباران اطلاعات. با اندک ورود به صحنه، با اطلاعیه جناب میرحسین مواجه شدم. تازه فهمیدم در این چند روز که ایشان اعلام حضور کرده، چه‌ها که گفته نشده و چه نامه‌‌‌های افشاگرانه و حاشیه‌های سرگرم‌‌‌‌‌‌کننده وهدایت گری که منتشر نه‌شده است. اگر نامه‌ی بسیار جدی آقای ابراهیم طناز  به آقای موسوی و پاسخنامه‌اشان به خانم رجبی  را در کنار این اتفاقات در نظر به‌گیریم، خواهیم دید که حادثه‌ای در شروف وقوع است ، در صورتی که دست‌غیبی بر نیاید، معادلات فعلی به‌هم خورده و نیمه‌ی دوم سال به‌گونه‌ای دیگر رقم خواهد خورد. از بحث‌های سیاسی وجدل‌های طنز آقای نبوی که به‌رهیم خواهیم دید ، در این نامه ونامه‌ی چند ماه پیش این طنز پرداز رگه‌هائی از درد ورنج دیده می‌شود که به نوعی اشک مرا هم سرازیر کرده است. احساس می‌شود بخش اعظمی از افرادی که جلای وطن کرده‌اند، غم دوری از وطن فشار روحی روانی زیادی بر ایشان وارد کرده و دوست دارند در هر شرایطی اگر نمی‌توانند به ایران بیایند از ایران به‌گویند، وایرانیت خود را به ایماع واشاره وبه هر زبان بیان به‌دارند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 12:12  توسط الیاس پهلوان  | 
دو باران در قوس
سه اندر بهار بیارزد به ملک شهریار

    نمی‌توانم احساس خوشحالی‌ام را پنهان کنم ، بسیار شادمانم که واقعا بهارمان بهاریست. قبلا به این موضوع که از ائمه اطهار نقل است که دعا می‌فرمودند " خداوندا زمستان ما را زمستان و بهارمان را بهاری ، تابستان‌‌‌مان را تابستان و پائیزمان را پائیزی بگردان" پرداخته بودم . اگر فصل‌های گذشته رنگ وبوی کمتری از نام خود داشتند، بهار امسال در اکثر نقاط بهاری شده است. ریزش باران‌های بهاری آن اعتقاد و اصطلاح شیشه‌ی پیشینیان را عیان ساخته و به شش روز بعدی نه‌رسیده طبیعت زیبا و کویر دل مارا سیراب کرده است. پراکنش خوب باران اسفند گذشته و بهار جاری نوید بخش روزهای خوبی برای کشاورز ودامدار است و می‌رود که دست غیبی از پس آنچه که تحلیل‌اش نمی‌رفت به‌در آمده جبران بی‌تدبیری‌های متولیان در ارتباط با رکودتورمی را تاحدی در این بخش جبران نماید.وباشد که سال نکو گردد و دهقان شادمان.
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 11:19  توسط الیاس پهلوان  | 
اندر باب سال تحویل در گریوان و شروع کار در اداره

   در اجرای برنامه‌ای تمام تعطیلات را اداره و شهرستان‌ها بودم وحتی بیش از روزهای عادی با تعدادی از همکاران مشغول کار بودیم، و یک‌باره با آمدن خیل کارمندان متوجه شدیم که تعطیلات نوروز تمام شده ووضعیت به حالت سابق برگشته است. می‌توان گفت  که نوروز وتعطیلاتش، آن چهار روزی (حتی تا سیزده  روز)  نیست که تقویم‌های شمسی از زمان حضرت خیام اعلام می فرمایند، بلکه نوروز همان پانزده روزی است که در ادارات و خیابان‌ها وبازار خبری از فعالیت نیست. فرهنگ وباور مردم هم، همین است. در روزهای به ظاهر اداری قبل از پانزدهم فروردین مراجعه کننده‌ای نمی‌آید که آن قلیل کارمندان را از تنهائی در آورده وتبریک عیدی بدیشان گفته باشند.واین قانون نانوشته‌ای شده که همه‌ی به احترام گذشته وجز گلایه وشکوه‌ای کوتاه در حد حرف‌های معمول دیگر کاری نمی‌توانند انجام دهند.
    امروز اداره‌ی ما  بی‌شباهت به ساعات اولیه‌ی سال تحویل در گریوان، نه‌بود که مردم بعد از زیارت اهل قبور، به پائین پله‌های مزار آمده صف می‌بندند. اگر هوا وساعت مناسبی از سال نو باشد، صف جماعت مردان به حدی می‌رسد که افراد از فرط مصافحه و تبریک گفتن در آخرای صف نای حرف زدن ندارند. و می‌توان فهمید که بندگان خدا در مواجه با یکدیگر به یک سر تکان دادن و دست‌ها را به هم رساندن اکتفا می‌کنند. در این بین وای به حال افرادی که خویش‌یت نزدیک با بعضی‌ها داشته ویا این‌که از شهرهای دیگر به گریوان رسیده باشند، آن‌جاست که اگر صورتش را چپه تراش کرده باشد، باید پیه‌ی سیخ‌های خشن  آن کشاورزان عزیز ما را که شام و مدینه برایشان یکی است، به تن صورت نازک ومبارک خود بمالند. فرقی نمی کند که این صورت را برای چه مقصد و مقاصد آماده کرده‌اند. مهم این‌است که این‌جا باید رنج سفر را به جان به‌خرند و تا اطلاع ثانوی سوزش زیبای روی آفتاب نه‌دیده‌ی خویش را تحمل فرماید. مگر اینکه انواع لوازم آرایش و مرطوب کننده‌های تسکین بخش را در انبان اهل عیال خویش از قبل تدارک دیده باشد.
  القصه قصد این بود که به‌عرض برسانم، در ورودی اداره‌ی ما وحتما سایر دوایر بهرمند از نظام بوروکراسی و دیوانسالاری، گشوده شده به روی کارمند ومشتریان در سال جدید، به  سان پای پله‌های گورستان گریوان بود. اما این‌جا نامنظم و در هم فرو رفته وبعضا بعضی‌ها بیگانه با آداب مرسوم در گریوان که هیچ تبعیضی را بین خرد وکلان، آشنا وناآشنا وحتی دوست ودشمن بر‌نمی‌تابد وهمه را از یک طرف از پای پلکان تا به انتها، که شاید به سه‌راهی سرچشمه رسیده باشد، شامل می‌شود وکسی را از مصافحه وتبریک وماچ و بوسه بی‌نصیب نمی‌گذارد. فرق دیگری هم گریوان با اداره‌ی ما داشت وآن اینکه در مواجه‌های بعدی هم از ترس اینکه شاید اشتباه کرده باشیم وطرف را در آن روز موصوف ندیده باشیم، باید به نیت قضا ویا تکرار از شوق سال نو هم‌دیگر را در بغل گرفته و دیده بوسی نمائیم. اما در این دیار با وجود قلت شاغلین، بعد از عبور از پله‌های اداره، نیازی به ابراز احساسات نیست مگر اینکه عضو گروه غیر رسمی اداره بوده ویا در یک واحد، همکار باشی که مواجه شدن رااجتناب ناپذیر می‌کند.  

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 17:13  توسط الیاس پهلوان  | 
سیزده به در در سرچشمه گریوان

  این مطلب را در  گریوان نیوز  به خوانید. توصیه وشفارش خوبی دارد برای ارسهای سرچشمه. امید آنکه  عملی شده ونسل های آتی از این نعمت ها بهرمند گردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 7:23  توسط الیاس پهلوان  | 
روز طبیعت

  به روز طبیعت تن زخمی مادر گیتی را ریش نکنیم.
فردا به هر بهانه ی که به طبیعت قدم بگذاریم زیبا خواهد بود به شرطی که دوستی با طبیعت غفلت نشود. آمار تخریب وآتش سوزی روزهای سیزده هر سال وحشتناک است به هوش باشیم همچون دوستی خاله خرسه روز طبیعت را به دشمنی با آن تبدیل نکنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 21:24  توسط الیاس پهلوان  | 

یا مقلب‌القلوب والابصــــــار
یا مدبراللیل والنهــــــــــــــار
یا محول‌الحول و الاحــــــــوال
حول حالنا الی احسن‌الحال

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد.

 

الا ای اهورای با فرّ و جاه
به فرمان تو تابش حور و ماه

در این روز ِنو از مه ِفرودین
به آئین جمشید فرخنده دین

بگردان دل و دیده‌ام از گناه
بیاموزم از نو، دگرگونه راه

روان مرا از غم آزاد کن
به خوش‌باشی و خوش‌دلی شاد کن.

 

جهان است شادان به پندار نیک.ز پندار نیک است گفتار نیک.چو پندار و گفتار نیک شد. نیاید زتو غیر کردار نیک...

نوروز برهمگان مبارک باد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:48  توسط الیاس پهلوان  | 
توزیع فقر و ثروت

 این‌همه تاخیر هرچند با دلیل، خسته کننده است. امور اداری آخر سال و مسافرتهای کوتاه موجب شده که رشته‌ی کار از دست رفته ودر میان غولی از موضوعات به وحشت انتخاب، از همه صرف نظر کنی. یک ماه گذشت و من مانده‌ام که نه برای رضای مخاطب که برای دل خویش چه‌را از تلم‌بار بایگانی ذهن بیرون کشم تا فتح بابی شود از برای راه افتادن و بازنویسی هر آنچه می‌خواهم و خواسته‌ام بود که در این مجاز روزگار به‌جای ماند.
  واینگونه شد که به‌گویم از این سی روز دوری دهه‌ی آخر بیشتر خاطر وپسند آید واگر فرصت وحیلتی باشد، از دیده‌های خود به میان شرقی‌ترین نقطه وکمی جنوبی‌تر آن روزی را مانده در میان توفان شن به‌گویم. واینجاست که زخم چرکین سر باز می‌کند که وضع خوبی نیست در توزیع فقر. شاید گفته آید که فقر را چه نیاز به توزیع، آن عجین شده‌ی ماست. اگر توزیعی هست باید برای پخش ثروت توضیح داده شود. اما از این باب فقر مقدم شد که گویند: ظلم بسویه عدل است ویا اینکه مرگ دسته‌جمعی عروسی است. در کنار این‌همه حرف وحدیث عدالت و برابری توزیع، قصه‌ی یخ رضاخان، از تاریخ وفرهنگ ما تفکیک ناپذیر شده و اگر یخی هم در کارباشد، تا به حاشیه‌ها برسد، نه از سرخی تب محرومان که گرمی دست خادمان ذوب خواهد شد. تولید ثروت از قبل علم وتلاش جمعی به حدی نیست که بهمنی از ثروت برای جامعه پدید آورد. لذا در برداشت ثروت خدادای و توزیع دارائیهای انباشته شده در یک مکان با مشکل مواجه می‌شویم. گوئی ما این شیوه را از طبیعت آموخته‌ایم. بارانی که به دامنه‌های البرز می ریزد با قطراتیکه قله‌ی تفتان می‌ریزد، قابل مقایسه نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 14:0  توسط الیاس پهلوان  | 
پروژه گاز رسانی به گریوان وحومه
  گریوان از مناطق کوهستانی بوده وعلی رغم آسفالت جاده‌ی جدیدبه جهت طولانی شدن مسیر و بارک بودن جاده، حمل محصولات کشاورزی و باغی به بازارهای فروش با مشکلاتی مواجه است.
   اتمام
پروژه گاز رسانی به گریوان وحومه در ایام‌الله دهه فجر مردم را از دردسرهایی که برای تهیه موادسوختی داشتند، نجات داده و طبیعت سبز آن نیز از اندک استفاده‌هائی که مردم از سرناچاری از درخت وبوته‌ی آن می‌کردند،رهائی می‌یابد. بااین‌که تبدیل گریوان به شهر مشکلات خاص شهرها را به‌دنبال خواهد داشت، ولی در روزگاری که توزیع ثروت ودرآمدهای نفتی در همین قالب تعریف شده، به یدک کشیدن عنوان شهر از برخی نابسامانی‌هائی که متعلق به روستاها و روستائیان است، به سامان خواهد کرد. به هرحال زمستان رو به پایان است چنانچه طرح هادی و مسائل دیگر مانع کار نباشد، امید است سال آینده خانه‌های گریوان گرم‌تر از امسال باشد.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 9:50  توسط الیاس پهلوان  | 

درخیال زمستان

      مدام پس ازاینکه سالوک را از راه تخته سرازیر می کنم، بعد ساره‌کمر روی به چپ کرده بر دیمزارهای قره‌برن می‌نگرم. حلقه‌ی کشت‌ها تنگ‌تر شده ودیگر کسی را خمیده بر روی ساقه‌های طلائی در  غارگتران و قره‌برن نمی‌توان دید. دراین توقف کوتاه خیال نمی‌دانم خوشحال باشم یا غمگین.  به پارادیمی هم‌چون دیگر تناقض‌های امروزی دچارم که کاهش دیمزارها خوب است یا نه؟ اینکه ارس‌های هشی‌‌دره قطع نمی‌شوند تا بخاری کنده‌ای گریوانی‌ها ازدست رنج هیزم‌شکنان رختیانی‌ها گر بگیرد وزمستان را در سایه‌ی تنه‌های شکسته‌ی ارس‌های سخت‌تر از آهن سرکنند، باید که خوشحال بود چون جنگا ارس کنزو جان گرفته و می‌رود که با همه‌ی کندی رشد ارس آن اطراف را به منطقه‌ای منحصر به فرد تبدیل کند. و ازاینکه شیب‌های تند دامنه‌های شمالی سالوک از شخم بی‌رحمانه‌‌‌‌‌‌‌ی درجهت شیب، رها شده وکم وبیش بوته‌ها ودرختچه‌های درآن درحال رستن است، مایه‌ی خوشبختی است، اما شوربختانه این رهائی زمین وبیشه‌ها وتنگی حلقه ی کشت دیم نه از سر آگاهی وتوجه مردم، بلکه دوعامل نگران کننده وخطر‌آفرین سبب آن گشته است. اول خشکسالی‌های مداوم و دوم خالی شدن صحنه‌‌‌‌ی کشت وزرع ازمردان مرد با گاوهای کهن‌‌‌‌سالشان...  من هنوزروی به چپ دارم و هرچندکه این بار و غالب فرصت‌های برگشت مقارن است با سراشیبی خورشید به‌سوی تلوستان، ولی سابقه‌ی ذهنی به‌راحتی  دریک نگاه، نور درون سوراخ غار کلب رجب را تداعی می‌کند که هر ظهر در غیاب ساعت، برای دست کشیدن از دروی گندم، از چاقان‌سید چشم به این کوه سرافراز داشتیم. اما این رویا تمامی ندارد. به‌آنی خود را اینجا یافته و اکنون با فرسنگ‌ها دوری از سالوک وسرچشمه و ساره‌کمر و...وقتی یک‌ربع ساعت باران این نعمت بی‌واسطه‌ی الهی سقف سالن صبح‌گاهی را به‌صدا درآورده، درهین این که نفس‌نفس می‌زنم، اسب خیال را تاخته دوباره از گریوان وسرچشمه می‌گذرم تا به دامنه‌های شمالی سالوک در زیر سار‌کمر پناه به‌گیرم و قطرات سرازیر شده به‌‌‌‌‌‌‌‌سرچشمه را ببینم. بعد کلی تلاش و رهائی از بندهای خودساخته، تابه محل قرار برسم، گویندکه باران شب را برفی در صبح‌گاه پشتیبان بوده وحال خورشید دراین اندیشه است که بیاید یا نیاید؟ وهمه التماس کنان پشت‌بندی شایسته می‌خواهند که امیدشان ناامید نشود. وبا این اندیشه آواز گذشتگان خویش را می‌سرایند: اهمن وبهمن آرد بکن صدمن، خوب آمدم می‌‌خوری کره وپنیر، بد آمدم می‌خوری کله و پاچه.("امن دمن اون باتمنی اوز تومن، یاخشی گلدی قازان- قازان سوت، پس گلدی کله پاچالاری یوت.")

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 14:11  توسط الیاس پهلوان  | 
باباموسی

   بعدفراغت ازکاربیادآوردم که فردا جمعه است ومن به خاطرجلسه‌ای نخواهم توانست به کوه وتپه‌ای بروم. به روزهای تاسوعا وعاشورا ، فرصتی برای دیدار ازگریوان پیش آمد. غیر از پیاده روی دو صبح در سرچشمه گریوان و دوبرار بجنورد، جمعه مارا ازبرگشت به خانه منصرف کردندتا به باباموسی برویم. باباموسی را سالها پیش چندین بار رفته بودم. وقتی پیشنهادشد پذیرفتم ولی ساعت ۴و۵ صبح برایم مایه تعجب بود. به خاطرتاخیر اذان بجنورد وتمتراق صبح نشد که به وقت گفته شده، حضور مردم را ببینم ولی همان سرویس آخر اتوبوسهای خط‌واحد، مسیر ۱۷شهریوربه کلاته باقرخان وپای کوه باباموسی حاکی ازآن بود که تحول عظیمی در ورزش بجنورد رخ داده است. همین وضع را چندسال پیش در همراهی مردم خرد و کلان در مسیر بش‌قارداش دیده بودم، اما فکرنمی کردم مسیر باباموسی را که ما به هنگام چست‌‌‌‌‌‌‌‌وچالاکی می‌پیمودیم، توسط اقشار مختلف مردم طی شود. درجمع بازماندگان از گروه خیلی سحرخیزان، سیلور را در۱۷شهریورگذاشته با اتوبوس ریالی خط‌واحد به کلاته رسیدم. هین عبور از مزارباقرخان فاتحه‌ای نثار دوست سال‌های قبل آقای رئوفی کرده، سعی داشتم اگر به اولی‌ها نمی‌رسم، حداقل از آخری‌ها نباشم. مسیر را ساده انگاشته از تیزترین راه‌ها عبور می‌کردم. هرچند مه غلیظ مانع دیدکامل حوزه‌ی جغرافیائی باباموسی و شهر زیرپای آن بود ولی انتظار داشتم، دربالاترها پیکر زخمی باباموسی ‌را که به خاطر پروازهای فرودگاه تراشیده شده بود ببینم. بعد ساعتی راه متوجه شدم که نه‌تنها چنین نخواهد شد بلکه مسیر عبور کوتاه‌تر وآسان‌تر از مسیری است که من باگروه یاران خودبارها ازمیان دودکل مخابراتی باباموسی به باباامان سرازیرشده بودیم. واینگونه بود که دکل‌ها را در روبرو رها کرده به سمت راست چرخیده از دره‌ی سیلابی شمال شرقی کوه با عبور از میان راه ودره‌ی وسیعی که محل برداشت شن وماسه است، درجهت جنوب به شمال به انتهای باغ باباامان هدایت شدیم. جمع همرا بساط کله‌پاچه را پهن کرده، چائی آتشی وصبحانه‌ای مفصل آخرین برنامه صبح جمعه است. ...وبایدبرگشت که فردا روزازنو وروزی ازنو.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 13:17  توسط الیاس پهلوان  | 
کنگره‌‌‌‌‌‌‌ائی به وسعت تاریخ

   دوروز آینده شهرهای زیارتی شلوغ می‌شوند، ولی نه به آشکاری روستاها وشهرهای کوچک. دورافتاده‌ترین روستاها هم دراین روزا با ازدحام انواع وسایط نقلیه باری، عمومی وسواری مواجه می‌شوند.در بعضی مناطق این تنها روزی است که شاغلان بخش حمل ونقل عمومی خصوصا کامیون‌داران دست ازکارکشیده و به منزل ویا زادگاه خویش مراجعت می‌کنند. این قانون نانوشته روستائیان رفته از دیاراجادی است که همچون پرستوهای مهاجر به خانه‌های خود برگردند. واین رسم بدی نیست که روزهای تاسوعا وعاشورا اکثرا مردم به محل تولد خود خصوصا جائی که گذشتگان واحیانا پدر ومادرشان دفن شده برمی‌گردند. این دوروز گردهمآئی ،کنگره ،سیمینار ومجلسی است که طیف‌های مختلف مردم از صنوف متفاوت راگردهم می‌آورد. برنامه‌های این کنگره‌ی عظیم با اندکی تفاوت از نظر محتوی وشاید جابجائی بعضی مراسم، تقریبا دریک زمان درسراسر جهان اجرا می‌شود. متن ،محتوی وبرنامه‌های کنگره‌ی حسینی، تقریبا با شیوه‌ی خاص، نسل به نسل در طول ۱۴۰۰سال منتقل شده و نمایش‌نامه‌نویسان و فیلم‌نامه‌نویسان، بسته به درک وتوان، درزمان ومکان خویش، درمتن دخل ومحتوی تصرف کرده وآن را به نمایش عمومی می‌گذارند.
  یک بخش مهم ومورد نظر ما درتماشاخانه‌ی گیتی، تماشاگران این نمایش‌نامه‌ی پیوسته‌ی تاریخند. ایشان دراین دو روز با هم غذا می‌خورند، با هم می‌گریند، صله‌رحم بجای می‌آورند، خیرات‌می‌کنند، دعا می‌کنند، شفامی‌گیرند،و...
   اگر نبود آن همه فضیلت‌های مادی ومعنوی قیام امام حسین(ع) که هرکیش ومذهب و آئینی به زبان خود آن را می‌ستاید،  بازهم می‌گفتم این تنها راه وشیوه‌ای است که توانائی برپائی چنین کنگره‌ی عظیم جهانی را داراست. کنگره‌ی بزرگ حج با همه‌ی عظمتش دریک مکان وبا شرایطی مخصوص قابل برگزاری است ولی دراین قیام وفلسفه‌ی آن توانائی گردآمدن اقشار غنی وفقیر  دریک زمان، بی‌هیچ هزینه و بدون محدودیت جاومکان وجود دارد. میزبان و مهمان یکی است. بدون اینکه شخص یا حکومتی توان تغییر قابل توجه در این کنگره را داشته باشد، آن می‌تواند تغییر در فرد واجتماع را حادث کند.
  پس باردیگر قطره‌های این دریای همیشه مواج، گردهم می‌آیند تاسمفونی جاودانگی این ارکستر را در ادامه‌ی راه رهبر  آن بنوازند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:44  توسط الیاس پهلوان  |